اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(3) في أنحاء التعين 18-11-1429

نسخه عربی

جلسه ۶۱۷

2
  •  این مساله مابه الامتیازی است كه بین انسان و بین غیر انسان است لذا ما می‌بینیم افراد در هنگام جوانی آنقدر دارای قساوت نیستند آنقدر أنانیت ندارند آنقدر خودمحوری و توغّل در كثرات ندارند ولی هرچه می‌گذرد این بخاطر قرار نگرفتن در مسیر تهذیب است. یعنی در سایر مسیرها حالا یا كاسب است این ذهنش فقط می‌رود در ماده و مادیات مالی و اینها اگر در غیر از كسب است پس شكلش می‌رود در مسیر اكتساب شؤن و اكتساب شخصیت‌های كاذب در آن مسیر ذهن حركت می‌كند.

  •  یكی از افراد برای یك كسی تعریف می‌كرد و او به یك واسطه به من گفت كه یك دفعه مرحوم آقای مطهری آمده بودند قم با یك نفر به دیدن علامه طباطبایی آن موقع لابد ایشان زیاد منبر می‌رفتند و صحبت می‌كردند سخنرانی می‌شد مرحوم علامه به آن شخص می‌گوید به آقای مطهری بگویید كمتر منبر برود بیشتر به خود بپردازند ببینید این شخص مثل علامه طباطبایی می‌خواهد حالا اگر دیگران باشند، بفرمایید بروید تبلیغ اسلام هرچه بیشتر بهتر!

  •  دكتر سجادی ایشان به من می‌گفت كه من وقتی كه در تهران بودم و در بیمارستان مشغول مداوا بودم خیلی وقت ما پر بود یعنی وضعیت من بنحوی بود كه دیگر حتی مجال غذا خوردن نداشتم یعنی ایشان می‌گفت وقتی در اطاق عمل بودم می‌آوردند غذا توی دهن من می‌كردند و من نمی‌توانستم، وقتی نداشتم بپردازم به این مساله و شب وقتی می‌آمدم در منزل، می‌افتادم در رختخواب و قادر بر اینكه بلند شوم نماز بخوانم نبودم یعنی نمی‌توانستم بلند شوم نماز بخوانم و همینطور در بعضی از اوقات به این اهل بیتم می‌گفتم بگذار یكی دوساعت بخوابم قبل از اینكه نماز قضا بشود من را بیدار كن كه یك نمازی بخوانم خوب این چه نمازی است؟ این دیگر چه نمازی است؟ و در عین حال هركجا كه رفتم از همین معممین و با هر كی گفتم نه آقا اصلا وظیفه شما همین است وظیفه شما این است كه بمیرید. دیگر یك وقت است وظیفه یكی مردن است ـ گفت فلانی، شنیدم تو شهید شدی گفت نه خدا به من توفیق شهادت عنایت نكرده و نخواهد كرد درست شد ـ حالابعضی‌ها می‌گویند كه یك جا بودیم یكی می‌گفت این فلانی به درد شهادت هم حتی نمی‌خورد چون هر چیزی بالاخره باید سرجای خودش باشد این كه اثر وجودی ندارد هیچ، این فیض را هم از خودش محروم می‌كند تا اینكه ایشان با این نحو رسید به مرحوم آقا وقتی به ایشان رسید اولین حرفی كه مرحوم آقا زدند گفتند اگر عمل تو و كاری كه انجام می‌دهی به نحوی باشد كه شما از خودت غافل بشوی آن عمل برخلاف رضای خداست اصلا یك چیز عجیبی شنید! پیش او بودم در آن مجلس كه یكدفعه شوك بر او وارد شد.