
اهمیت تهذیب نفس در مسیر کمال
لزوم حفظ آرامش و طمأنینه در فعالیتهای روزمره
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین ضرورتِ «تمایز و تمیّز» در شئون وجودی انسان میپردازند و تأکید میکنند که هر لحظه از عمر، ظرفیت و پروندهای اختصاصی برای رشد دارد. ایشان با نقدِ نگاههای افراطی به کار و فعالیت که منجر به غفلت از خویشتن میشود، بر لزومِ حفظِ تعادل میان وظایف اجتماعی و تهذیب نفس تأکید میورزند. در این مسیر، با نقل خاطراتی از توصیههای بزرگان همچون علامه طباطبایی و مرحوم علامه طهرانی به شاگردانشان، روشن میشود که عملِ بدون طمأنینه و آرامش، انسان را از فیضِ حقیقی محروم میسازد. بحث به اینجا میرسد که اشتغالات علمی یا اجرایی، اگر بدونِ مراقبت و تهذیب باشد، تنها به کثراتِ دنیوی میافزاید و مانع از وصول به حقیقت میشود. در نهایت، ایشان با بیانِ سیره عملی بزرگان در برخورد با مصلحتاندیشیهای کاذب و حفظِ کرامتِ نفس، راهکارِ رسیدن به ثباتِ قدم و اخلاقِ نبوی را در گروِ توجهِ مستمر به خود و پرهیز از غرقشدن در هیاهوی کثرات معرفی میکنند.
اهمیت تهذیب نفس در مسیر کمال
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین ضرورتِ «تمایز و تمیّز» در شئون وجودی انسان میپردازند و تأکید میکنند که هر لحظه از عمر، ظرفیت و پروندهای اختصاصی برای رشد دارد. ایشان با نقدِ نگاههای افراطی به کار و فعالیت که منجر به غفلت از خویشتن میشود، بر لزومِ حفظِ تعادل میان وظایف اجتماعی و تهذیب نفس تأکید میورزند. در این مسیر، با نقل خاطراتی از توصیههای بزرگان همچون علامه طباطبایی و مرحوم علامه طهرانی به شاگردانشان، روشن میشود که عملِ بدون طمأنینه و آرامش، انسان را از فیضِ حقیقی محروم میسازد. بحث به اینجا میرسد که اشتغالات علمی یا اجرایی، اگر بدونِ مراقبت و تهذیب باشد، تنها به کثراتِ دنیوی میافزاید و مانع از وصول به حقیقت میشود. در نهایت، ایشان با بیانِ سیره عملی بزرگان در برخورد با مصلحتاندیشیهای کاذب و حفظِ کرامتِ نفس، راهکارِ رسیدن به ثباتِ قدم و اخلاقِ نبوی را در گروِ توجهِ مستمر به خود و پرهیز از غرقشدن در هیاهوی کثرات معرفی میکنند.
اهمیت تهذیب نفس در مسیر کمال
9انواع مختلف كثرات
كثرات انواع مختلفى دارد که یك قسمش دنیا است ـ همه دنیاست ـ یك قسمش پول است، یك قسمش زن است، یك قسمش رفیق است، یك قسمش همین تكیّفات و مسائل است، یك قسمش هم شهرت، سمعه، ریا، شئونات، جلب شئونات و امثالذلك است، اینها همه كثرات است منتها به این كیفیت و به این نحو است. خب اینهم از اسفار امروز!
مصداق اخلاق اسلام و اخلاق پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم
در سفرى یكى از افراد معروف به مشهد آمده بود و كسالت قلبى هم داشت ـ الآن باید حیات داشته باشد ـ بعد از چند روز مریض مىشود و نصف شب با یك دكتر قلب تماس مىگیرد ـ آن دكتر هم پزشك مرحوم آقا رضوان الله تعالیٰ علیه بود ـ و میگوید كه من فلانى هستم و به اسم طهرانى خود را معرفی میکند، اصلاً بندۀ خدا یك همچنین اسمى ندارد، اسم دیگرى دارد ولی میگوید که من طهرانى هستم و الآن مریض شدم [شما به منزل بیایید]! این دكتر نمىتوانسته برود، از خواب بیدار مىشود و به آن دستیارش مىگوید که شما برو و خلاصه بررسى كن، من مىآیم. در همان موقع با یكى از رفقا كه پزشك است تماس مىگیرد و مىگوید كه آقاى طهرانى مسئلهای برایشان پیش آمده است و الآن تماس گرفتند، او مىگوید كه نه اتفاقاً من امروز با ایشان بودم و مشكلى نداشت و شما كه ایشان را مىشناسید، اینطور نیست كه اگر یك وقت مسئلهاى بشود تلفن بكند بگوید که منزل بیایید، گفته بود كه شما ایشان را مىشناسید اهل این حرفها نیست! از نصف شب گذشته بود ایشان با من تماس مىگیرد و من گفتم: نه، آقا خبرى نیست. آن شخص معاونش را مىفرستد و بررسى مىكنند و خلاصه حالا مشكلش حل مىشود. آن شخص پزشك اصلى مىفهمد قضیه چیست و خیلى از رفتار اینگونه متأثر مىشود. حالا هر چیزى یك راهى دارد، دلیلى ندارد كه آدم بخواهد به این كیفیت بیان كند.
