اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

اهمیت تهذیب نفس در مسیر کمال

لزوم حفظ آرامش و طمأنینه در فعالیت‌های روزمره

14٬428
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین ضرورتِ «تمایز و تمیّز» در شئون وجودی انسان می‌پردازند و تأکید می‌کنند که هر لحظه از عمر، ظرفیت و پرونده‌ای اختصاصی برای رشد دارد. ایشان با نقدِ نگاه‌های افراطی به کار و فعالیت که منجر به غفلت از خویشتن می‌شود، بر لزومِ حفظِ تعادل میان وظایف اجتماعی و تهذیب نفس تأکید می‌ورزند. در این مسیر، با نقل خاطراتی از توصیه‌های بزرگان همچون علامه طباطبایی و مرحوم علامه طهرانی به شاگردانشان، روشن می‌شود که عملِ بدون طمأنینه و آرامش، انسان را از فیضِ حقیقی محروم می‌سازد. بحث به اینجا می‌رسد که اشتغالات علمی یا اجرایی، اگر بدونِ مراقبت و تهذیب باشد، تنها به کثراتِ دنیوی می‌افزاید و مانع از وصول به حقیقت می‌شود. در نهایت، ایشان با بیانِ سیره عملی بزرگان در برخورد با مصلحت‌اندیشی‌های کاذب و حفظِ کرامتِ نفس، راهکارِ رسیدن به ثباتِ قدم و اخلاقِ نبوی را در گروِ توجهِ مستمر به خود و پرهیز از غرق‌شدن در هیاهوی کثرات معرفی می‌کنند.

اهمیت تهذیب نفس در مسیر کمال

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین ضرورتِ «تمایز و تمیّز» در شئون وجودی انسان می‌پردازند و تأکید می‌کنند که هر لحظه از عمر، ظرفیت و پرونده‌ای اختصاصی برای رشد دارد. ایشان با نقدِ نگاه‌های افراطی به کار و فعالیت که منجر به غفلت از خویشتن می‌شود، بر لزومِ حفظِ تعادل میان وظایف اجتماعی و تهذیب نفس تأکید می‌ورزند. در این مسیر، با نقل خاطراتی از توصیه‌های بزرگان همچون علامه طباطبایی و مرحوم علامه طهرانی به شاگردانشان، روشن می‌شود که عملِ بدون طمأنینه و آرامش، انسان را از فیضِ حقیقی محروم می‌سازد. بحث به اینجا می‌رسد که اشتغالات علمی یا اجرایی، اگر بدونِ مراقبت و تهذیب باشد، تنها به کثراتِ دنیوی می‌افزاید و مانع از وصول به حقیقت می‌شود. در نهایت، ایشان با بیانِ سیره عملی بزرگان در برخورد با مصلحت‌اندیشی‌های کاذب و حفظِ کرامتِ نفس، راهکارِ رسیدن به ثباتِ قدم و اخلاقِ نبوی را در گروِ توجهِ مستمر به خود و پرهیز از غرق‌شدن در هیاهوی کثرات معرفی می‌کنند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اهمیت تهذیب نفس در مسیر کمال

7
  • حالا همین افراد با یك درد چشم به آنجا مى‌روند و می‌گویند که بله، به توصیۀ پزشك معالج می‌رویم! حالا پزشك معالج كیست؟! دختر عمه‌اش است پسر عمه‌اش است! بلند شو برو بفرما، توصیه شده و راست هم مى‌گوید که توصیه كردند که برو! وقتى پول، پولِ بادآورده باشد كار به توصیه ندارد، تو پول را از خیار و چغندرفروشی نرفتى در جیبت بگذارى كه حالا با توصیۀ پزشك معالج آنجا بروى! حالا این پول از كجا آمده است؟! نه‌خیر، ایشان اصلاً پول خرج نمى‌فرمودند! لابد از گرسنگى صد و بیست كیلو شده بودند! اینها همه بازى دادن است.

  • وقتى رسول خدا صلّی الله علیه و ‌آله و سلّم مى‌فرمایند: كسى كه روز بعدش از روز قبلش بدتر باشد ملعون است، بلند شویم بیاییم به خودمان برسیم، ببینیم حال قبلمان چه بوده و الآن چیست؟ قبلاً به دنیا چقدر توجه داشتیم و الآن چقدر توجه داریم؟ وضعیتمان قبلاً چطور بود و الآن چطور است؟ اینها همه‌اش به‌خاطر این است كه مسیرى را كه انتخاب كردیم در ظرفیت و در محدودۀ تربیت نبوده است، این همین است؛ درس خواندیم در غیر از این محدوده! خیال كردیم درس فقط همین اسفار است و تمام شد! اسفار خواندیم و فکر کردیم که دیگر ملك دنیا و آخرت را متصرف شدیم! فقه خواندیم و خیال کردیم هركسى كه لمعه و امثال‌ذلک بخواند دیگر مسئله تمام است، دو صفحه مكاسب شیخ انصارى را خواندیم خیال كردیم که از فتح چین برمى‌گردیم، نه آقا این خبرها نیست! هر چیزى كه در مسیر ظرفیت [تربیت] قرار نگیرد [فایده ندارد] كسبِ بدون تهذیب باشد یا اشتغالات امروزى باشد یا علوم تجربى بدون تهذیب باشد یا معارف اسلام بدون تهذیب باشد فرق ندارد.

  • به شما گفتم که در همین مدرسۀ فیضیه، همین‌جا كه دارید تماشا مى‌كنید مرحوم شیخ محمدعلی اراكى نماز جماعت مى‌خواندند. وقتى من می‌خواستم به قم بیایم به آقا گفتم که نماز چه كسى بروم؟ ایشان گفتند که برو مدرسۀ فیضیه نماز آقا شیخ محمدعلی اراكی شرکت کن. ما هم عصرها اینجا مى‌آمدیم و دأب ما این بود هر روز اول حرم مى‌رفتیم ـ مثل الآن نبودیم كه هفته‌اى یك بار هم نرویم! ـ و زیارت مى‌كردیم و بعد اینجا مى‌آمدیم و نماز را مى‌خواندیم و بعد از نماز هم به حجره مى‌رفتیم. این كار هر روز ما بود. در همین مدرسۀ فیضیه مرحوم آقا شیخ محمدعلی اراكى نماز مى‌خواندند و طلبه‌ها دوتا دوتا دور مدرسه موقع نماز مى‌چرخیدند و خیلى سروصدا مى‌كردند و گاهى دعوا مى‌شد، مى‌گفتند که نماز شركت نمى‌كنید اقلاً حرف نزنید! جلوى آقا شیخ محمدعلی اراكى كه در فیضیه نماز مى‌خواند با همین چشم‌هایم مى‌دیدم که اینها حرف مى‌زدند كه موجب اعتراض اینها بود، توجه كردید! حالا این درسى كه این مى‌خواند ـ این درس‌ها به كمرش بزند! ـ [نتیجه‌اش می‌شود اینکه] موقع نماز بلند شود حرف بزند! آن‌هم نماز مرحوم آقاى حاج شیخ محمدعلی اراكى با این وجاهت و با این تقوا! مرحوم اراكى خیلى آدم متقى بود، آدم بى‌نفس و بى‌هوایى بود، مرحوم آقاى اراكى آدم درس‌خوانده‌اى هم بود، خود من هم در درس ایشان شركت مى‌كردم آن موقع ما لمعه مى‌خواندیم ولى درس خارج هم شركت مى‌كردیم! لذا از شاگردان ایشان هم بودیم!! البته هیچ چیز نمى‌فهمیدیم ولی شاگرد آقا شیخ محمدعلی اراكى هستیم، این را بدانید!! در درس ایشان شركت مى‌كردیم البته پنج دقیقۀ آخر یا ده دقیقۀ آخر در آنجا بودیم!

/