اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(2) في الكلي و الجزئي 17-11-1429

نسخه عربی

جلسه ۶۱۶

1
  • اعوذباللَه من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  •  مرحوم آقا می‌گفتند ما یكدفعه رفتیم مسجد سپهسالار همین مسجدی كه الان میدان بهارستان است رفتیم مجلس ختمی بود و بعد نشسته بودیم افراد هم می‌آمدند می‌رفتند علما، حجج، می‌آمدند دیگر بر حسب مراتب یكی بلند می‌شود یكی نمی‌شود و یكی صلواتی و كه آنجا بود مسئول مدرسه و خادم، تحویل می‌گرفت و دیگر می‌گویند واردش كن، فلانی آمده آیت اللَه فلان واردش كن یعنی چندتا هندوانه و خربزه و كدوتنبل از اینها بگذار زیر بغلش كه خیلی ابهّتش بیشتر بشود گفتند در این موقع یكی آمد خوب ما این را می‌شناختیم بدبخت هرّ را از برّ تشخیص نمی‌داد، دیدیم این خادم داد زد صلوات پشت صلوات حضرت آیت اله فلان خوب این را همه می‌شناسند این اینقدر صلوات نمی‌خواهد حالا یكی باشد خیلی آقا باشد صلوات، بعد مشخص شد قبلا از اینكه بیاید رفته دم خادم را دیده است رفته مساله را حل كرده است خلاصه آن هم هیچی صلوات ول نمی‌كرد بابا خوب یكی فرستادی برایش بس است دیگه دوتا سه تا پنج تا چه خبر است؟!! شعائر است شعائر باید محفوظ باشد شعائر داریم تا شعائر! كشیدن سجاده از زیرپای مرحوم آقای قاضی هم شعائر است! با سنگ زدن و شیشه مسجد ایشان را شكستن شعائر است! تهدید به قتل هم شعائر است! هركدامش شعائر است.

  • قد أورد علی قولهم إن الشیئین من نوع واحد یمتاز أحدهما عن الآخر إن اتحد المحل بالزمان بأن الزمان نفسه إذا کان مقدارا لحرکة الفلک فمحله جسم واحد فبما ذا یمتاز مع وحدة المحل جزء منه من جزء آخر.

  •  بحث امروز خیلی مطلبی ندارد، مرحوم آخوند در اینجا می‌خواهند یك نوع التیامی ببخشند در عبارات و تعبیراتی كه از بعضی از بزرگان آمده است مانند مرحوم شیخ‌الرئیس و بعضی از افراد دیگر در مورد بهمنیار هم ایشان فرمودند كه تشخص در بعضی از موارد به معنای امتیاز و تمیز است و نه اینكه تشخص به همان معنای حقیقی كه تعین باشد كه برگشتش به وجود است چون عرض شد آنچه كه موجب می‌شود تحقق خارجی صورت بپیوندد عبارت است از همان خصوصیت وجودیه شیء كه بواسطه آن خصوصیت هم خودش تعین پیدا می‌كند و هم باعث امتیاز خود از سایرین خواهد شد و ما بواسطه او آن امتیازات را از دیگران احساس می‌كنیم به این می‌گویند تشخص و اما در بعضی از موارد پیش آمده كه بجای تمیز، تشخّص گفته شده است وقتی كه بین دو شیء یك نوع وحدتی وجود دارد امتیاز یكی از دیگری بواسطه همان هیئت او ست این هیئت خارجی او موجب می‌شود این اینجا از دیگری امتیاز پیدا می‌كند چطور در طایر، بین طایر و بین ولود آنی كه بچه می‌زاید آن مساله مشخص است شما دو كبوتر، دو حیوان، دو خفاشی كه یكی نر است و دیگری ماده است وقتی كه حركت می‌كند آنی كه دنبال ماده حركت می‌كند مشخص می‌شود از دیگری یا فرض كنید دوتا كبوتر دیگر دوتا حیوان دیگر آن نحوه هیئت خارجیه اوست كه موجب امتیاز بین او و بین دیگران خواهد شد. مساله‌ای كه در اینجا مطرح شده است یك ایرادی مطرح كردند كه بر آن اساس مرحوم آخوند مساله را به آن امتیاز ذاتی زمان كشاندند صحبت این است كه اگر دو شیء در یك نوع واحد با هم در آن حقیقت نوعیه‌شان متحد باشند پس بنابراین اختلافشان این اختلاف می‌شود اختلاف زمانی در صورتی كه محل، محل واحد باشد فرض كنید كه اگر یك هیئت بر یك محلی عارض بشود آن امتیاز آن هیئت و آن وضع، نسبت به وضع دیگر در صورت اتحاد محل اختلاف زمان است وقتی كه الان من در اینجا به این وضع نشستم و یك ساعت دیگر هم همین وضع را دارم پس این فرق بین این وضع و بین وضع دیگر چیست؟ در صورتی كه هر دو این یك مقوله است و در تحت یك نوع است این اختلافش اختلاف به زمان است. زمان این وضع در فلان ساعت بوده و این تبدل پیدا می‌كند به ساعت فلان، بدون این كه خود وضع تغییر پیدا كند و خود آن هئیت آن خصوصیت خودش را عوض كند و موقعیت خودش را تغییر بدهد اشكالی كه در اینجا شده این است كه در مساله زمان این قضیه ایراد شده زمان گفتم كه عبارت از حركت فلك است و آن كمیت حركت است كه زمان را تشكیل می‌دهد وقتی فلك بر همان هیئت سابق این زمین را ثابت و افلاك را به دور زمین اینها در حال حركت می‌دیدند تفاوتی نمی‌كند علی كل حال این حركت است كه موجب وجود زمان است چه شما زمین را متحرك بدانید بدور خود و بدور خورشید یا اینكه زمین را ثابت و آنها را متحرك بدانید این تفاوتی از نقطه نظر كمیت ندارد و به آن كمیت زمان گفته می‌شود یك ساعت یعنی حركت زمین از یك نقطه به نقطه دیگر یا از یك منطقه به منطقه دیگر در منطقه‌البروج كه حركت به دور شمس دارد در هركدام از این مناطق كه قرار بگیرد آنجا برای او اسم خاصی است و وضع خاصی دارد و این حركت افلاك بر