اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نقد و بررسی مفهوم تشخص در فلسفه

تحلیل دیدگاه حکما و آخوند در تمایز و تعیّن اشیاء

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مفهوم تشخص و تمایز در فلسفه می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های حکما پیرامون نحوه امتیاز اشیاء از یکدیگر آغاز شده و با تبیین تفاوت میان «تشخص» به معنای تعیّن وجودی و «امتیاز» به معنای تفاوت اعتباری ادامه می‌یابد. استاد با تحلیل دقیق جایگاه مقولاتی نظیر وضع و زمان، به این پرسش پاسخ می‌دهند که چگونه دو شیء در یک نوع واحد، بدون نیاز به عامل خارجی، از یکدیگر متمایز می‌شوند. در ادامه، ضمن بررسی دیدگاه‌های شیخ‌الرئیس و صدرالمتألهین، به تفاوت‌های ماهوی میان زمان، عدد و مقولات دیگر پرداخته شده و نقش هر یک در ایجاد تمایز تبیین می‌گردد. در نهایت، با اشاره به مراتب وجودی، تفاوت میان تشخص به نفس ذات، لوازم ذات و عوارض لاحق بررسی شده و حقیقت نفس و روح در ارتباط با بدن و قوای بدنی تحلیل می‌شود تا روشن گردد که هر مرتبه از وجود، چگونه هویت خاص خود را می‌یابد.

نقد و بررسی مفهوم تشخص در فلسفه

4
  • لذا در کلمات بزرگان مثل مرحوم شیخ‌الرئیس در آنجایی که بحث تشخّص را مطرح می‌کنند، متوجه می‌شویم که مقصود از تشخّص آن تعیّن خارجی نیست چون تعیّن خارجی حقیقتش به خود وجود است و آنچه که موجب امتیاز است ممکن است علل مختلفی داشته باشد و کلام شیخ‌الرئیس در اینجا به یک مقوله برمی‌گردد. ایشان می‌فرمایند: از بین مقولات تنها مقوله‌ای که فی‌حدّ‌نفسه اقتضاء تشخّص را می‌کند، بدون شی‌ء دیگر و بدون امر دیگر، وضع است.

  • سبب افتراق بین مقولات

  • البته به ایشان اشکال شده است و مرحوم صدرالمتألهین اشکالی که کردند، گفتند: فقط وضع نیست که خودش اقتضاء امتیاز را می‌کند که یک هیئت با هیئت دیگر فی‌حدّنفسه اقتضاء امتیاز و تفارق بین دو را می‌کند بلکه به غیر از هیئت، خود زمان هم اقتضاء امتیاز را می‌کند. قطعاً زمان گذشته با زمان حال و زمان آینده امتیاز دارد بنابراین انحصار امتیاز در مقولۀ وضع و اینکه نفس مقولۀ وضع فی‌حدّنفسه بدون ملاحظۀ محل، اقتضاء امتیاز را می‌کند این مسئله صحیح نیست. چون در همۀ مقولات مثل کمّ و کیف و امثال‌ذلک، آن ملاحظۀ محل عروض این مقوله است که موجب افتراق بین آنها است. ولی خود وضع فی‌حدّنفسه یک مقوله‌ای است که اقتضاء امتیاز را می‌کند؛ وقتی که یک هیئتی را مشاهده بکنید، این هیئت یک عرضی است که عارض بر محل می‌شود و موجب دگرگونی و امتیاز آن محل از سایر می‌شود. این هیئت است که این امتیاز را می‌رساند و آن شخص ممکن است باز هیئتش را عوض کند الآن شخصی چهارزانو نشسته بعداً به دوزانو تبدیل می‌شود همان شخص است. محل، محل واحد است منتها خود آن وضع را می‌بینید تغییر پیدا کرد، شما امتیاز را با تغییر وضع می‌فهمید درحالی‌که فرد یکی است و عوض نشد یک گرم هم به او اضافه یا کم نشده ولکن این خصوصیت آن عارض است که فی‌حدّنفسه موجب امتیاز او از بین بقیه است.