اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(2) في الكلي و الجزئي 17-11-1429

نسخه عربی

جلسه ۶۱۶

2
  • یك جسم واحد واقع می‌شود پس وقتی كه این جسم، جسم واحد است چطور شما یك جزئی از زمان را بر جزء دیگر می‌توانید امتیاز بدهید؟ جسم، جسم واحد است آن جسم واحد در حال حركت است و شما چیزی ندارید كه با او امر ثابتی باشد و بواسطه آن امر ثابت بتوانید بین این دو حركت را بتوانید امتیاز بدهید این اشكالی كه نسبت به این قضیه شده است جوابی كه مرحوم آخوند می دهند جواب روشنی است جواب این است كه امتیاز خودش فی حد نفسه روشن است و امتیاز روز یكشنبه از روز دوشنبه، به نفس خود یك شنبه و دوشنبه بودن است یعنی خود یك شنبه بودن ذاتا امتیاز دارد از روز قبل و روز بعد خودش ونیازی به محل ندارد كه یك محلی مختلفی داشته باشد عروض این زمان بر آن محل با عروض این زمان بر محل دیگر تفاوت كند خود نفس این عارض كه عبارت است از زمان، این خودش اختلاف ماهوی دارد و موجب امتیاز یكی از دیگری خواهد شد و همین مساله در مورد عدد هم صدق می‌كند عدد دو مقدم است بر سه و مؤخر است از یك. نفس این عدد از نظر ماهیت و از نظر حقیقت و رتبه اقتضای امتیاز می‌كند بدون شیء دیگر و بدون امر دیگری، این مساله به این كیفیت است. لذا در كلمات بزرگان مثل مرحوم شیخ‌الرئیس در آنجائی كه بحث تشخص را می‌كنند ما متوجه می‌شویم كه مقصود از تشخص آن تعین خارجی نیست چون تعین خارجی حقیقتش به زمان است آن به خود وجود است آنچه كه موجب امتیاز است ممكن است علل مختلفی داشته باشد و كلام شیخ‌الرئیس در اینجا به یك مقوله برمی‌گردد ایشان می‌فرمایند از بین مقولات تنها مقوله‌ای كه خودش فی حد نفسه اقتضای تشخص را می‌كند بدون شیء دیگر و بدون امر دیگر، وضع است. البته به ایشان اشكال شده است و مرحوم صدرالمتالهین اشكالی كه كردند گفتند فقط وضع نیست كه خودش اقتضای امتیاز را می‌كند بلكه یك هیئت با هیئت دیگر این خودش فی حد نفسه اقتضای امتیاز و تفارق بین دو را می‌كند بلكه به این غیر از هئیت خود زمان هم، آن اقتضای امتیاز را می‌كند زمان گذشته قطعا امتیاز دارد با زمان حال و زمان آینده پس بنابراین انحصار امتیاز در مقوله وضع و اینكه نفس مقوله وضع فی حد نفسه بدون ملاحظه محل، خودش فی حد نفسه اقتضای امتیاز را می‌كند این مساله صحیح نیست چون در همه مقولات كم و كیف و امثال ذلك آن ملاحظه محل عروض این مقوله است كه موجب افتراق است. ولی خود وضع یك مقوله‌ای است كه فی حدّ نفسه این اقتضای امتیاز را می‌كند شما وقتی كه یك هیئتی را مشاهده بكنید، این هیئت یك عرضی است كه عارض بر محل می‌شود و موجب دگرگونی و امتیاز آن محل از سایر و بقیه می‌شود این هیئت است كه این امتیاز را می‌رساند و آن شخص ممكن است باز هیئتش را عوض كند الان یك شخصی چهارزانو نشسته بعدا تبدیل می‌شود به دوزانو همان شخص است. محل، محل واحد است منتهی خود آن وضع شما می‌بینید تغییر پیدا كرد، با تغییر وضع شما امتیاز را می‌فهمید در حالتی كه فرد یكی است و عوض نشده كسی به او اضافه نشده یا كم نشده ولكن این خصوصیت آن عارض است كه فی حد نفسه موجب امتیاز او از بین بقیه است كه در اینجا مرحوم آخوند می‌فرمایند كه غرض مرحوم بوعلی از تشخص، همان معنای امتیاز است نه معنای تشخص كه به عنوان تعین و تحقق خارجی است كه آن تحقق خارجی بالوجود است و غیر از وجود چیزی نمی‌تواند تعین و تشخص را برساند این مطلب خیلی مساله ندارد.