اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(2) في الكلي و الجزئي 13-11-1429

نسخه عربی

جلسه ۶۱۴

4
  •  تلمیذ: پس اینكه در دعاها داریم اللَهم اجعلنا به چه معناست؟

  •  استاد: اللَهم اجعلنا یعنی ما را متحول كن.

  •  تلمیذ: پس این وجود متعین ما را جعل كرده؟

  •  استاد: خود ما كه الان در این وضعیت و نقطه هستیم از نظر ارتباط نفسانی، ارتباط ما را به وحدت برگرداند، از كثرت این ارتباط را منصرف كن و منسلخ كن و تبدیل به وحدت بكن این معنا معنای جعل است لذا فی الجعل، هزار تا جعل است جعل بعد از جعل تمام اینها تطوّراتی كه در وجود می‌آید تمام اینها كل یوم هو فی شأن همه اینها جعل است اول بچه را خلق می‌كند بعد اینها را بزرگ می‌كند بعد صور مختلفی می‌دهد همه اینها اضافات اشراقیه است دیگر فقط كه جعل اولی نیست هم در حدوث است و هم در استمرار.

  •  تلمیذ: سؤال ﴿نامفهوم است﴾ آیا این همان وجود منبسط است باز هم؟

  •  جواب استاد: بله، چیزی جز وجود منبسط نیست.

  • وکذا ما اختاره بعض المدققین ان تشخّص کل شخص بجزء تحلیلی له، یمکن حمله علی الوجود این كه بعضی فرمودند منظور محقق دوانی است كه تشخّص هر شخصی به جزء تحلیلی اوست و جزء تحلیلی هم كه عقلی است دیگر پس چرا جزء عقلی می‌آید و علت برای تشخّص خارجی می‌شود؟ ایشان می‌فرمایند منظور از تشخّص تحلیلی، همان وجود است كه ذهن آن شیء خارج را تحلیل به وجود و ماهیت می‌كند آن تكة وجودش، همان باعث تشخصش است ماهیتش جدای از اوست فان الوجود لایمتاز عن الماهیی فی الاعیان وجود با ماهیت در اعیان یكی است تفاوتی نمی‌كند وما قیل من أن تشخص الشیء بالفاعل آنهایی هم كه فرمودند كه تشخص شیء بالفاعل است یعنی فاعل است كه می‌آید كه آن فاعل همان عبارت است از ذات باری كه می‌آیدو آن شیء را در خارج محققش می‌كند فهو أیضا صحیح فإن الفاعل مفید الوجود و الوجود چون فاعل وجود را افاضه می‌كند والوجود یعنی در اضافه اشراقیه اراده ذات باری به وجود تعلق می‌گیرد والوجود عین التشخّص ـ فمفید الوجود هو مفید التشخّص خوب این هم كه روشن است وقد علمت أیضا أن کل وجود یتقوم بفاعله فکل تشخص یتقوم بفاعل ذلک التشخص لکن کلامنا فی السببیة القریبة لتشخص الشیء المتشخص. هر وجودی به فاعل خودش قوام دارد و هر معلولی قائم به علت خودش است پس هر تشخصی قائم به علت خود و فاعل خودش است لكن كلامنا ایشان می‌فرمایند ولی صحبت مادر سبب غریب است آن مبدا اعلی قبول داریم كه فاعل كل است و آن اعلی الأفاعیل است در این مراتب فعلیت و علیت ولكن آن سبب قریب تشخّص شیء آن سبب قریب را ما می‌خواهیم آن بحث در اینجا هست كه علت برای تشخّص است، آن عبارت است از همان وجود یعنی همان وجود خاص كه مخصوص این زید است آن سبب نزدیك ترین سبب برای تشخص است ممكن است هزاران هزار سبب در این تحقق این شیء دخالت داشته باشد هزاران هزار سبب وکذا ما هو مختار لبعض که چیست؟ و هو أن تشخص الشیء بارتباطه إلی الوجود الحقیقی الذی هو مبدأ جمیع الأشیاء تشخص شیء بواسطه حیثیت ربطیه است به ذات باری تعالی لأنک قد علمت این هم درست است أن الماهیات إنما ترتبط بالجاعل الحق لأجل وجوداتها ماهیات خودشان استقلال ندارند ارتباطی كه به جاعل دارند بواسطه وجودشان است لا لأجل مفهوماتها فی نفسها مفهوماتشان قابل كثرت است قابل تشخّص نیست شما یك مفهومی را از یك ماهیت می‌توانید مصادیق متعدده‌ای برایش فرض كنید آنچه كه آن ماهیت را متعین می‌كند و قابلیت كثرت را از او برمی‌دارد همان وجودش است كه به او چسبیده است آن نمی‌گذارد كه این ماهیت زید به سایر افراد سرایت پیدا كند والا آن وجود را شما ازش بگیرید ماهیت زید یك ماهیتی است كه قابل سرایت برای افراد متعدد است شما اگر وجود زید را در نظر نگیرید الان این وجود را می‌توانید هم در مدرسه فیضیه تصوّر كنید هم در خیابان، هم در تهران هم در همدان و هم در عراق در همه جا می‌توانید تصوّر كنید چرا؟ چون هنوز وجود ندارد اما همین كه وجود پیدا كرد دیگر نمی‌توانید بگوئید این آنجا هم می‌تواند باشد این دیگر یك جا هست این كه فقط یكجا هست مال چی است؟ مال وجودش است فبا الوجود یرتبط کل شئ الی علته به علتش ارتباط پیدا می‌كند وهکذا الی ما هو علی الجمیع كه ذات باری است فالوجودات فی الحقیقی ظلال و اشراقات له تعالی خوب این موجودات ظلال خدای متعال است ظهورات ذات باری است كه و اشراقاتی است كه از ناحیه ذات باری شده است.