
تبیین حقیقت تشخص و نقش وجود در تعین اشیاء
تحلیل رابطه جعل الهی با ماهیت و وجود خارجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم «تشخص» و عوامل ایجادکننده آن در عالم خارج میپردازند. بحث با بررسی دیدگاههای مختلف حکما پیرامون جزء تحلیلی اشیاء آغاز شده و این پرسش اساسی مطرح میشود که چه عاملی باعث میشود یک حقیقت واحد، در خارج از قابلیت تکثر خارج شده و به یک موجود مشخص تبدیل شود. استاد با نقد دیدگاههای رایج درباره ماهیت و جعل، تبیین میکنند که ماهیت به تنهایی فاقد هویت خارجی است و آنچه در مقام جعل و افاضه الهی رخ میدهد، تصرف در وجود بسیط و ظهور بخشیدن به آن است. در ادامه، با استفاده از مثالهای ملموس، کیفیت ارتباط اشیاء با مبدأ اعلی و نقش وجود در محدود کردن ماهیت و رفع قابلیت کثرت از آن تشریح میشود. این مباحث در نهایت به درک عمیقتری از معنای جعل، اضافات اشراقیه و چگونگی قوام موجودات به فاعل حقیقی منجر میگردد.
تبیین حقیقت تشخص و نقش وجود در تعین اشیاء
6حالا صورت این مار قبلاً کجا بود؟! صورتی ندارد، این گلولۀ مومی که در دست من هست، صورت مار بودن و آن صورت حیّه بودنش کجاست؟ هیچ چیزی نیست، نه در اینجا صورت حیّه هست، نه صورت اِبل هست، نه در اینجا صورت أسد هست، نه در اینجا صورت غنم هست، هیچ چیزی نیست و نه کیسهای در اینجا داریم که از او این شکل را دربیاوریم. ما هیچ نداریم فقط آنچه که در اینجا هست ذهن است، آن ذهن یک صورتی در خودش نقش دارد و آن صورت ذهنی وجود خارجی ندارد، شما آن صورت ذهنی را به صورت خارجی تبدیل میکنید. تا حالا در ذهن شما بود حالا شما میگویید که این همانی است که در ذهن من بود.
تلمیذ: اگر تابهحال ماری ندیده باشد چطور؟
استاد: بالأخره اگر شکل مار ندیده بگویید که به شکل درخت درآورد، در مثال که مناقشه نیست! من به این عمل کار دارم، وقتی که متوجه این شدیم به کیفیت جعل در باری هم پی میبریم که ذات باری آنچه را که در او تصرف کرده و او را به خارج برگردانده است آیا فقط ماهیت است؟! یعنی ذهن آمده ماهیت را در خارج نشان بدهد؟! یا ذهن آمده موم را بهصورت آن ماهیت درآورده است؟! کدام یکی از این دوتاست؟! اگر گفتید، شاه فرنگ هستید!
ما وقتی کوچک بودیم ـ الآن هم کوچک هستیم! ـ وقتی یک کار میکردیم مادربزرگی داشتیم خدا رحمتشان کند میگفت که اگر این کار را کردی شاه فرنگ هستی! میگفتیم که شاه فرنگ خیلی مهم است! این شاه فرنگ همیشه در ذهن ما بود حالا میبینیم که نه بابا! هیچ هم نیست! البته در برابر اینهایی که ما دیدیم، شاه فرنگ خیلی خوب و عالی است!
خلاصه این کدامیک از این دو را انجام داده است؟! این وجود ذی جودِ سعادت قرین و سعادت میمونِ سرکارِ فیضآثار این موم را که اینطوری کرد، چهکار کرد؟! آیا آن ماهیت ذهنی را در خارج آورد یا آنچه را که در خارج هست مثل آن ماهیت ذهنی کرده است؟! آنچه که در خارج هست اگر نبود شما چهکار میکردید؟! مدام روی هوا برمیداشتید موم را صاف و دراز و کوتاهش میکردید! چیزی نبود لذا کاری نمیتوانستید بکنید! باید چیزی باشد تا آن موم را برطبق آن صورت ذهنی ظهورش ببخشید. این جعل میشود.
