
قوام تشخص و هویت خارجی موجودات
بررسی نسبت وجود، علم و وحدت در فلسفه اسلامی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی پیرامون مسئله «تشخص» و عوامل قوامبخش به هویت عینی موجودات میپردازند. بحث با نقد دیدگاههایی آغاز میشود که تشخص را به علم حصولی یا حضوری ارجاع میدهند و با استدلال بر اینکه علم، امری متأخر از رتبه وجود است، بر اصالت وجود در تحقق تشخص تأکید میگردد. در ادامه، ضمن بررسی جایگاه حیات و احدیت به عنوان مساوق با ذات، به تبیین نقش صورت مثالی در بقای اشیاء و نحوه ادراک حقایق مجرد پرداخته میشود. در نهایت، با نقد رویکردهای سطحی در مواجهه با معارف الهی و اشاره به سیره امیرالمؤمنین علیهالسلام در برخورد با شبهات و حفظ مصالح امت، ضرورت بهرهگیری از عقل و برهان در کنار شهود برای فهم حقایق هستی مورد تأکید قرار میگیرد.
قوام تشخص و هویت خارجی موجودات
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی پیرامون مسئله «تشخص» و عوامل قوامبخش به هویت عینی موجودات میپردازند. بحث با نقد دیدگاههایی آغاز میشود که تشخص را به علم حصولی یا حضوری ارجاع میدهند و با استدلال بر اینکه علم، امری متأخر از رتبه وجود است، بر اصالت وجود در تحقق تشخص تأکید میگردد. در ادامه، ضمن بررسی جایگاه حیات و احدیت به عنوان مساوق با ذات، به تبیین نقش صورت مثالی در بقای اشیاء و نحوه ادراک حقایق مجرد پرداخته میشود. در نهایت، با نقد رویکردهای سطحی در مواجهه با معارف الهی و اشاره به سیره امیرالمؤمنین علیهالسلام در برخورد با شبهات و حفظ مصالح امت، ضرورت بهرهگیری از عقل و برهان در کنار شهود برای فهم حقایق هستی مورد تأکید قرار میگیرد.
قوام تشخص و هویت خارجی موجودات
7بقاء اشیاء به صورت مثالی
پس همین اشیائی که در اینجا وجود دارند در آنجا صورت مثالی دارند البته یک مرتبه بالاتر از این هم هست و آن اینکه حقایقی که در آنجا دارند به یک صورت دیگری در آنجا تجلّی میکنند و آن یک مطلب بالاتر است ولی این مطالبی که در اینجا هست که منبابمثال سنگ باشد کرات باشد آب باشد زمین باشد اینها همه در تحت یک صورت مثالی آنطرف است که بقاء همین درخت که در همینجا من دارم مشاهده میکنم و همین سبزه و چمن، به آن صورت مثالی است نه بهعکس که این تغییر پیدا کند و آن هم صورت مثالیاش تغییر پیدا کند و اگر آن صورت مثالی تغییر پیدا کند شما میبینید این درخت چنار خشک میشود! آن صورت مثالی که زرد شد شما میبینید این چمنهایی که اینجاست فردا زرد میشود و دارد ازبین میرود؛ آن صورت مثالی که تغییر پیدا میکند بر اثر ارتباطات و تصادمات و تزاحمات در عالم مثال بین صور مثالیۀ متعدده و آن تزاحم ـ حالا اسمش را تزاحم یا تنازع میگذاریم یا هرچه دیگر ـ در سلسلۀ علیّت و معلولیت و برخوردهایی که در آنجا هست، انعکاسش در خارج این است که شما میبینید؛ منبابمثال بیدار میشوید میبینید که گل پژمرده شد و خشک شد، میگویید: حتماً آبش ندادید! میگویند که نه، آبش هم دادیم ولی نمیدانیم چرا اینطور شد، و امثالذلک و هرچه که در اینجا اتفاق میافتد [همینطور است].
تأخر رتبی مشاهدۀ حضوری از تشخّص
بنابراین روی این جهت اینکه مرحوم علامه قبول کردند که درصورتیکه مشاهده، مشاهدۀ حضوری باشد در آنجا تشخّص معنا پیدا میکند و مشاهدۀ حضوریّه علت برای تشخّص است، محل تأمّل است. چرا؟ چون مشاهدۀ حضوری رتبتاً متأخر از تشخّص است، مشاهدۀ حضوری و این علم حضوری در مقام علم است حالا علم، علم حصولی نیست قبول داریم، علم حضوری است ولی بالأخره رتبتاً متأخر است یا نه؟! باید یک تشخّصی باشد تا شما مشاهدۀ حضوری پیدا کنید یااینکه مشاهدۀ حضوری اصلاً تشخّص درست میکند؟! تشخّص درست نمیکند! نفس این تشخّص خارجی لَه مطلبٌ آخَر، و اشرافِ مدرِک بر این مدرَکِ بالعرض و بر این معلومِ بالعرض بهنحو مشاهدۀ حضوری مَطلبٌ آخر.
