
قوام تشخص و هویت خارجی موجودات
بررسی نسبت وجود، علم و وحدت در فلسفه اسلامی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی پیرامون مسئله «تشخص» و عوامل قوامبخش به هویت عینی موجودات میپردازند. بحث با نقد دیدگاههایی آغاز میشود که تشخص را به علم حصولی یا حضوری ارجاع میدهند و با استدلال بر اینکه علم، امری متأخر از رتبه وجود است، بر اصالت وجود در تحقق تشخص تأکید میگردد. در ادامه، ضمن بررسی جایگاه حیات و احدیت به عنوان مساوق با ذات، به تبیین نقش صورت مثالی در بقای اشیاء و نحوه ادراک حقایق مجرد پرداخته میشود. در نهایت، با نقد رویکردهای سطحی در مواجهه با معارف الهی و اشاره به سیره امیرالمؤمنین علیهالسلام در برخورد با شبهات و حفظ مصالح امت، ضرورت بهرهگیری از عقل و برهان در کنار شهود برای فهم حقایق هستی مورد تأکید قرار میگیرد.
قوام تشخص و هویت خارجی موجودات
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی پیرامون مسئله «تشخص» و عوامل قوامبخش به هویت عینی موجودات میپردازند. بحث با نقد دیدگاههایی آغاز میشود که تشخص را به علم حصولی یا حضوری ارجاع میدهند و با استدلال بر اینکه علم، امری متأخر از رتبه وجود است، بر اصالت وجود در تحقق تشخص تأکید میگردد. در ادامه، ضمن بررسی جایگاه حیات و احدیت به عنوان مساوق با ذات، به تبیین نقش صورت مثالی در بقای اشیاء و نحوه ادراک حقایق مجرد پرداخته میشود. در نهایت، با نقد رویکردهای سطحی در مواجهه با معارف الهی و اشاره به سیره امیرالمؤمنین علیهالسلام در برخورد با شبهات و حفظ مصالح امت، ضرورت بهرهگیری از عقل و برهان در کنار شهود برای فهم حقایق هستی مورد تأکید قرار میگیرد.
قوام تشخص و هویت خارجی موجودات
16خلاصه امیرالمؤمنین به آنجا آمد بعد او هم دیگر از منبر پایین تشریف آورده بود! یهودی یک نگاه به امیرالمؤمنین کرد و گفت: به این میآید که خلیفه باشد! این به قیافهاش میخورد! گفت: انی أری فیک رائحة الولایة و الخلافة و الوصایة یک همچنین چیزی را گفت بعد حضرت فرمودند که سؤال کن و سؤال کرد و حضرت فرمودند: ﴿وَهُوَ ٱلَّذِي فِي ٱلسَّمَآءِ إِلَٰهٞ وَفِي ٱلۡأَرۡضِ إِلَٰهٞ﴾1 آن میگوید: ﴿ٱلرَّحۡمَٰنُ عَلَى ٱلۡعَرۡشِ ٱسۡتَوَىٰ﴾، حضرت میفرمایند: ﴿وَهُوَ ٱلَّذِي فِي ٱلسَّمَآءِ إِلَٰهٞ وَفِي ٱلۡأَرۡضِ إِلَٰهٞ﴾ یا ﴿فَأَيۡنَمَا تُوَلُّواْ فَثَمَّ وَجۡهُ ٱللَهِ﴾2 و دیگر شروع کرد یکییکی گفتن و حضرت هم جواب دادن و شهادتین را گفت و بعد گفت: أشهدُ أنَّک خلیفةُ رسولِ الله! این بهخاطر آن کتکهایی که به من زدید، حالا این را هم بخورید! البته الآن که همه چیز عوض شده است! الآن که میگویند: عمر و اینها همه اشکال نداشتند! کاری نکردند! امروزه این را میگویند! حدیث قلم و قرطاس3 را انکار میکنند و میگویند که مگر میشود عمر یک چنین کار خلافی را جلوی رسول خدا بکند؟! تکهتکه کردن بدن دختر پیغمبر را نگاه نمیکنند! میگویند که آقا مگر میشود یک کسی دختر پیغمبر را اینطوری بزند و لِه بشود؟! احتمال دارد اشتباه شده باشد! حضرت کسالتی داشته بچهاش سقط شده است! اینهم ثمرات نود سال درس خواندن ما!
جداً ما وقتی تاریخ ائمه و امیرالمؤمنین را میبینیم ـ آن کسی که حکومت به او رسید این امیرالمؤمنین بود ـ ارتباطشان با مردم چطور بود؟! انتقادهایی که مردم از او میکردند ...! داشت حرف میزد شخص بلند میشد مستقیماً میگفت که یا علی در این قضیه اشتباه کردی! میفرمودند که چه کارش دارید، بگذارید حرفش را بزند.
پیدا کردن خدا را از وجنات و آثار امیرالمؤمنین علیهالسّلام
این ائمۀ ما چقدر مظلوم بودند! شما نگاه کنید، اصلاً خدا را از وجنات و آثار امیرالمؤمنین پیدا میکنید! حضرت به آنجا آمد و به همۀ این سؤالات یهودی جواب داد. خب میتوانست اینجا بگوید که مگر تو خلیفه نیستی؟! بیا پایین! بیا جواب بده! آهای مردم! آهای مردمی که این را انتخاب کردید حالا بیایید نگاه کنید ...! اصلاً! حضرت سرش را پایین میاندازد و میآید کنار مسجد مینشیند، سؤال داری سؤالت را بکن و جواب میدهد و بعد بلند میشود میرود.
- . سوره زخرف (43) آیه 84. الله شناسى، ج 2، ص 181:
«و اوست آنكس كه در آسمان معبود است و در زمین معبود است.» - . سوره بقره (2) آیه 115. معاد شناسى، ج 7، ص 218:
«به هر طرف كه روى خود را به گردانید! پس آنجا وجه الله است». - . الطرائف، ج ۲، ص 4۳۲.
- . سوره زخرف (43) آیه 84. الله شناسى، ج 2، ص 181:
