جلسه ۶۱۱
2تلمیذ: فسيري اللَه عملكم ورسوله والمؤمنون همین است؟
استاد: فسيري اللَه عملكم ورسوله والمؤمنون این به معنای رؤیت است در همین بحث علم در همین جوابیة مسأله وحی كه نوشتم در آنجا توضیح دادم این منظور تحقق وجود عینیاش است فسيري اللَه، یا، ليعلم المجاهدين منكم و امثال ذلك این آن جنبه وجود خارجی است كه به معنای علم عینی خارجی در اینجا مورد توجه است والا از نقطهنظر دیگر كه بالاخره این مطلب اثبات شده است كه تمام اشیائی كه تحقق و وجود خارجی پیدا میكنند چه پیدا كردند و چه پیدا می كنند، از نظر منشاء علّی خودشان ثابت هستند از نقطهنظر وجود زمانی و آن وجود مادی كه تدریجیالحصول است و شرط تحقق او انصرام زمان است و وجود و حدوث زمان جدید از آن نقطهنظر احتیاجی به زمان دارد ولی ازنقطهنظر حیثیت ذاتی خودشان دیگر احتیاج به زمان ندارند یعنی الان كه ما در مهد و بستر زمان ما قرار گرفتیم چون علم حصولی ما منوط به انصرام زمان گذشته است و دخول و حدوث زمان جدید از دید ما اشیاء خارجی الان مخفی است تا اینكه به زمان حال برسد و این فقط به مربوط به زمان حال است یعنی یك صدم ثانیه از گذشته و یك صدم ثانیه از آینده هم مخفی است حالا ما یك صدم هم میگویم! منتهی چون این مسائل سریع میگذرد برای ما قابل توجه نیست شما از یك ثانیه بعدتان اطلاع دارید؟ نه همین كه میگوئیم، شد. یعنی این شدن است كه برای ما مطالب را روشن میكند اگر زمان در همین یك ثانیه این زمان بایستد البته معنا ندارد زمان بایستد، ممكن است حركت زمین كره شمس و اینها بایستد زمان نمیایستد چون زمان كه میدانید یك امر اعتباری است زمان یعنی نفس بقاء مادی والصوری، خود بقا یعنی زمان، منتهی بستگی دارد كه ما آن زمان را چطور احساس بكنیم آن یك مطلب دیگر است ولی ممكن است فرض بكنید كه این زمان را به عنوان حركت خورشید و این حرفها البته دارند اینها را انكار میكنند میگویند كی امیرالمؤمنین خورشید را نگه داشت هی یكییكی مثل اینكه هرچه میگذرد، گفت هردم از این باغ بری میرسد! واقعا جای تعجب است كه چقدر نفهم پیدا میشود بابا این كه چیزی نیست الان این مرتاضهای هندی دارند طیاره را میكشند قطار را نگه میدارند هزارتا كار محیرالعقول انجام میدهد. امّا یك پیغمبر نمیتواند شقالقمر كند؟! این كه دیگر آیه قرآن است این كه چیزی نیست قضّیه حضرت سلیمان كه داریم اینكه آیه قرآن است اگر نگوئیم تمثیل است و حرفهای كه اخیرا درمیآید، امیرالمؤمنین میتواند حتی خورشید را نگه دارد و نگه داشته، ولی آیا میتواند زمان را نگه دارد نه زمان گذشته یعنی زمان به عنوان مرور گذشته است دلیلش این كه یك ربع نماز امیرالمؤمنین طول كشید ساعت را نگه كنید میبینید یك ربع گذشته زمان را نگه داشت خورشید را نگه داشت یك ربع هم بلند شد قشنگ سر فرصت گفت حالا كه خورشید ایستاده مگه مجبوریم حالا نماز بخوانیم حالا جعفر طیار میخوانیم البته نمیدانم چقدر طول كشید بابا مردم دنیا منتظرند خورشید آنجا غروب كند آن یكی روزه گرفته میخواهد امیرالمؤمنین بگوید نه حالا كه خورشید ایستاده یك حال خوشی دست داده حالا كه خورشید ایستاده نماز را طولش بدهیم!

