اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تشخص و علم حضوری در فلسفه اسلامی

تبیین جایگاه علم حضوری در احاطه بر هستی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی حکماء پیرامون مسئله تشخص و نحوه ادراک آن می‌پردازند. بحث با بررسی دیدگاه‌های فلسفی درباره ماهیت تشخص و تفاوت آن با محدودیت‌های ماهوی آغاز شده و به تحلیل دقیق تفاوت میان علم حصولی و علم حضوری می‌رسد. در ادامه، استاد با نقد برخی برداشت‌های سطحی، به تبیین کیفیت علم حضوری ذات به ذات و چگونگی احاطه علّی امام علیه‌السلام بر ماسوی‌الله می‌پردازند. ایشان با تأکید بر اینکه علم امام به اشیاء، علمی حضوری و فراتر از واسطه‌های ذهنی است، به تبیین نسبت میان وجود و علم می‌پردازند. در بخش پایانی، با نگاهی به مسئله زمان و اعتباری بودن آن، این نتیجه حاصل می‌شود که زمان، امری انتزاعی از بقای ماده است و در مراتب تجرد و حضور، معنای متفاوتی می‌یابد که درک آن نیازمند عبور از نگاه‌های مادی و اعتباری است.

تشخص و علم حضوری در فلسفه اسلامی

5
  • نحوۀ احاطۀ علّی امام علیه‌السّلام بر عالم وجود

  • اینکه ما می‌گوییم که امام علیه‌السّلام ـ این کلام ایشان نیست بنده دارم می‌گویم ـ نسبت به ماسوی‌الله احاطۀ علّی دارد و ماسوی‌الله در تحت سیطرۀ نفسی امام و ولایت امام حیّ که الآن امام زمان علیه‌السّلام هستند، هست معنایش همین است که امام همان‌طوری‌که بر ذات خود اشراف حضوری دارد مانند ما که بر خود اشراف حضوری داریم و خود را می‌یابیم و حیات خود را احساس می‌کنیم و اینکه الآن ما داریم صحبت می‌کنیم و شما هم احساس می‌کنید که دارید گوش می‌دهید، این احساس، همه آثار حضور ذات پیش ما است، به همین کیفیت ما در نزد امام حضور داریم یعنی من که الآن دارم صحبت می‌کنم الآن به علم حضوری در نزد امام [هستم] نه به علم حصولی که امام صبح از خواب بلند شود و برود ببیند در تابلوی وایت‌برد چه نوشته است! ـ البته ببخشید منظورم تابلو سفید بود!! ـ ببیند که آیا امروز در مدرسۀ فیضیه در ساعت یک ربع به هشت [درس برقرار هست یا نه]؟ ـ نمی‌دانم چرا بااینکه روزها کوتاه می‌شود ولی ساعت هفت ما همان هفت است؟! باید هفت و نیم یا هشت یا ده بشود! کم‌کم می‌گویند که باید تا سحر هم بیاییم! ـ دیگر اینکه امام باید در آن تابلوی سفید منزلش نگاه کند که آن مَلَک در آنجا از لوح محفوظ یا محو و اثبات و یا هرچه هست، نوشته است که امروز در فلان زمین فلان قضیه اتفاق خواهد افتاد، در فلان منطقه فلان مسئله به‌وجود خواهد پیوست، فلان شخص امروز ازدواج خواهد کرد، به‌به چه کار خوبی! إن‌شاءالله فلانی امروز به ملکوت اعلیٰ خواهد پیوست، این ملکوت اعلیٰ‌ها خیلی خوب است!! یااینکه حضرت نگاه می‌کند که فلان زید امروز به دنیا می‌آید! صاعقه در فلان‌جا هست! امام زمان علیه‌السّلام نگاه کند و بعد به‌واسطۀ دیدن این تابلو این معانی در ذهنش منتقش بشود، این علم حصولی می‌شود. عمه و خاله و هر مشهدی‌غضنفری هم می‌تواند این کار را انجام بدهد که تابلو برای او بیاورند که آقا بفرمایید، امروز پشت خانۀ شما دعوا شده است یااینکه فلان‌جا سیل آمده یا در فلان‌جا تصادف شده است! خب اینکه کاری ندارد، شما عصر از نزدیک خانه‌ات یک روزنامه هم بگیرید می‌توانید قشنگ اینها را بفهمید! اینکه هنر نیست!