
تشخص و علم حضوری در فلسفه اسلامی
تبیین جایگاه علم حضوری در احاطه بر هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی حکماء پیرامون مسئله تشخص و نحوه ادراک آن میپردازند. بحث با بررسی دیدگاههای فلسفی درباره ماهیت تشخص و تفاوت آن با محدودیتهای ماهوی آغاز شده و به تحلیل دقیق تفاوت میان علم حصولی و علم حضوری میرسد. در ادامه، استاد با نقد برخی برداشتهای سطحی، به تبیین کیفیت علم حضوری ذات به ذات و چگونگی احاطه علّی امام علیهالسلام بر ماسویالله میپردازند. ایشان با تأکید بر اینکه علم امام به اشیاء، علمی حضوری و فراتر از واسطههای ذهنی است، به تبیین نسبت میان وجود و علم میپردازند. در بخش پایانی، با نگاهی به مسئله زمان و اعتباری بودن آن، این نتیجه حاصل میشود که زمان، امری انتزاعی از بقای ماده است و در مراتب تجرد و حضور، معنای متفاوتی مییابد که درک آن نیازمند عبور از نگاههای مادی و اعتباری است.
تشخص و علم حضوری در فلسفه اسلامی
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی حکماء پیرامون مسئله تشخص و نحوه ادراک آن میپردازند. بحث با بررسی دیدگاههای فلسفی درباره ماهیت تشخص و تفاوت آن با محدودیتهای ماهوی آغاز شده و به تحلیل دقیق تفاوت میان علم حصولی و علم حضوری میرسد. در ادامه، استاد با نقد برخی برداشتهای سطحی، به تبیین کیفیت علم حضوری ذات به ذات و چگونگی احاطه علّی امام علیهالسلام بر ماسویالله میپردازند. ایشان با تأکید بر اینکه علم امام به اشیاء، علمی حضوری و فراتر از واسطههای ذهنی است، به تبیین نسبت میان وجود و علم میپردازند. در بخش پایانی، با نگاهی به مسئله زمان و اعتباری بودن آن، این نتیجه حاصل میشود که زمان، امری انتزاعی از بقای ماده است و در مراتب تجرد و حضور، معنای متفاوتی مییابد که درک آن نیازمند عبور از نگاههای مادی و اعتباری است.
تشخص و علم حضوری در فلسفه اسلامی
10تلمیذ: این مربوط به سابقۀ ذهنی میشود، اگر از اول هیچ چیز نباشد چطور میشود؟
استاد: آیا در آن حالت نمیگفت: خسته شدم؟ خسته شدم یعنی زمان، [اینکه میگوییم که] «چقدر خسته شدم، همینطوری اینجا ایستادیم» این زمان است. لذا عرض بنده این است که زمان اعتباری است و امر واقعی نیست.
وجود زمان در بهشت
تلمیذ: آیا در بهشت زمان هست؟ درحالیکه میدانیم در بهشت زمان نیست!
استاد: بله، آنجا هم زمان هست و آن زمان برای خودش است، از وقتی که شما پایتان را داخل بهشت میگذارید و میبینید دوتا مخدرۀ مکرمه بدون سبیل آمدند از شما پذیرایی میکنند، اینکه شما این پایتان را برمیدارید و آنجا میگذارید، نمیفهمید؟! بالأخره میفهمید که یک گذشتی هست. مگر در روایت نداریم وقتی که این مؤمن را در قبر میگذارند ...
عدم وجود زمان در تجرد و وجود زمان در مثال
تلمیذ: آیا در تجرد زمان هست؟
استاد: گذشت هست؛ در تجرد که به معنای ثابتات است زمان نیست ولی در مثال به لحاظ خود صورت زمانی، زمان هست و آن زمان را احساس نمیکنیم. لذا شما در خواب وقتی که حرکت میکنید و از یک جا به جای دیگر میروید آن مسیر را احساس میکنید.
تلمیذ: خواب حکایت از عالم ماده است؟
استاد: شما اصلاً به ماده کار ندارید چون عالم خواب ربطی به ماده ندارد، عالم خواب برای خودش است و عالم ماده برای خودش است، اصلاً کاری به این نداریم و آن خودش برای خودش است. پدرتان به رحمت خدا رفته است و او را در خواب میبینید، الآن که وجود خارجی ندارد و سالها پیش به رحمت خدا رفته است، الآن شما او را در خواب میبینید و با شما صحبت میکند، این صحبت در خواب، نیم ساعت طول میکشد! [میگوید که] این کار را کردم و شما این کار را انجام بده! تمام این مسائل [را میگوید]. وقتی که شما از خواب بلند میشوید رو به بچهتان میکنید و میگویید که فلانی من دیشب پدرم را در خواب دیدم و نیم ساعت با من صحبت کرد درحالیکه شما در دنیا نبودید بلکه در آنطرف بودید و نیم ساعت آنطرف با نیم ساعت اینطرف فرق میکند، آن برای خودش زمانی دارد و اینطرف هم برای خودش زمانی دارد و آن زمان یک امر اعتباری میشود. زمان یعنی نفس البقاء و اسم آن بقاءِ حالتِ تکلّم را زمان میگذاریم. وقتی که شما با ایشان صحبت کردید آیا یک مدت متناسب با آن زمان طی شد یا نشد و همۀ حرفها در یک ثانیه بود؟!
