جلسه ۶۱۰
1اعوذباللَه من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
در بحث جزئّیت عرض شد كه ذهن آن تعلق صورت ماهوی شیء رااز خودش سلب میكند و نفس آن صورت را برای انطباق با اشیاءخارجی لحاظ میكند. یعنی ذهن یك همچنین قدرتی دارد كه بتواند آن صورتی را كه مستند به ذهن اوست و متكّی و متدلّی به ذهن است، استنادش را قطع كند و نفس آن صورت را نگاه دارد و آن را منطبق بر آن مابهازا خارجی بكند.
در مساله جزئّیت مطلب به این نحو عرض شد كه جزئی به آن حقیقتی و هویتی گفته میشود كه قابل كثرت نیست و تعدد بر نمیدارد در حالتی كه ما در آن صورت ذهنی این قابلیت را مشاهده میكنیم یعنی قابلیت تعدد در مابهازاءصورت ذهنی و محكمی خارجی صورت ذهنی هست، گرچه آن صورت محدّد به حدود باشد لذا شما برای یك صورت ذهنی میتوانید افراد متحّدالشكلی فرض كنید. اینهائی كه صورت آنها به یك نحو هست یا اینكه فرض كنید از یك عكس شما تعداد مختلفی را چاپ میكنید در این عكاسها صورت، واحد است ولكن مابهازاء خارجی آن متعدد است عكس از یك نفر برمیدارند ولیكن فرض كنید بیست تا سیتا پنجاه تا مثلش چاپ میكند به نحوی كه هر كدام را شما در كنار دیگری بگذارید عین آن دیگری است بدون حتی یك سرسوزن اختلاف، در حالیكه هیچ اختلافی وجود ندارد ولكن تعداد آن كاغذها را میبینید كه مختلف است یكی، دوتا، سه تا، تا پنجاه تا تعداد كاغذ برای این عكسها پیدا میكنید ولكن همة اینها را میگوئید: این همان است تا پنجاهمی همه یكی هستند و هیچ كدام از اینها دو نمیشوند لذا میگوئید این ها كه همه یك عكس است، یك عكس دیگر نظیرش بیاور یا من پنجاه تا كاغذ به شما دادم اما همه یك عكس استكه چاپ شده وظهور پیدا كرده پس این دلیل بر این است كه گرچه در اینها ماهیت واحدهای است ولی این ماهیت واحده و جزئیه، همه قابل تكثر است همینطور شما این را فرض كنید اگر در خود آن انسان تكثر پیدا كند یعنی یك ماهیت واحده این در پنجاه تا مثل انسان این كه امروزه میگویند درست میكنند مثل شبیهسازی و امثال ذلك كه یك سلول را میگیرند و آن را به یك انسانی تبدیل میكنند كه از همه جهات عین آن پدر هست و تفاوتی با او ندارد و این واقعا از عجائب است. من به یاد دارم كه این مطلب را قبل از اینكه این حرفها باشد چهل سال پیش كه هیچ از این مسائل خبری نبود از مرحوم والد در تهران من آن موقع حدود ده یا دوازده سال سنم بود من شنیدم كه ایشان در تفسیر این آیه سوره یاسین آیهای كه؟ ﴿أَ وَ لَمْ يَرَ الْإِنْسانُ أَنَّا خَلَقْناهُ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذا هُوَ خَصِيمٌ مُبِينٌ* وَ ضَرَبَ لَنا مَثَلًا وَ نَسِيَ خَلْقَهُ قالَ مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَ هِيَ رَمِيمٌ* قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ هُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ* الَّذِي جَعَلَ لَكُمْ مِنَ الشَّجَرِ الْأَخْضَرِ ناراً فَإِذا أَنْتُمْ مِنْهُ تُوقِدُونَ* أَ وَ لَيْسَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِقادِرٍ عَلي أَنْ يَخْلُقَ مِثْلَهُمْ بَلي وَ هُوَ الْخَلَّاقُ الْعَلِيمُ* إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ* فَسُبْحانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ﴾ این در تفسیر این آیه وقتی داشتند صحبت میكردند ایشان گفتند كه امروزه بشر نتوانسته است به این مرحله از تكنیك برسد ولی در آیندة نزدیك قشنگ این حرف در ذهنم هست وقتی كه ایشان میگفتند ما آن موقع میخندیدیم و تعجب میكردیم در آینده نزدیك از نظر تكنیك به جای خواهند رسید كه از یك سلول پوست یا ناخن یك انسان خواهند ساخت این را آن موقع چهل سال پیش گفتند در حالتی كه اصلا اسمی از این حرفها و مسائل نبود آن وقت میگویند پیغمبر نسبت به علوم، اطلاعی نداشتند وعلوم ژنتیك ما از علوم پیغمبر بالاتر است، عجب احمقهایی هستند، اینها را باید به طویله ببندند به جای اینكه كتاب بنویسند.

