اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تبیین حقیقت تشخص و جزئیت در وجود

نقش وجود در تمایز ماهوی و استقلال اشیاء خارجی

14٬238
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبحث «جزئیت» و «تشخص» در فلسفه می‌پردازند. بحث با تحلیل این نکته آغاز می‌شود که چگونه ذهن با سلب استناد صورت ماهوی از وجود، آن را برای انطباق بر اشیاء خارجی آماده می‌کند. در ادامه، استاد با نقد نظریه امکان تکثر ماهیت واحده، به این حقیقت مبنایی اشاره می‌کنند که عامل اصلی تشخص و استقلال هر شیء، تنها «وجود» است و ماهیت به‌تنهایی فاقد چنین قابلیتی است. در این مسیر، تفاوت میان «امتیاز» و «تشخص» بررسی شده و با مثال‌هایی از عالم ماده و مجردات، روشن می‌شود که چگونه وجود برای ظهور و ابراز خود در مرأی و منظر، ناگزیر از تلبس به حدود ماهوی است. این جلسه با تأکید بر مراتب ادراک و لزوم ارتقای وجودی برای درک حقایق، به تبیین این نکته ختم می‌شود که تشخص، امری ذاتی برای وجود است که اشتراک را برنمی‌تابد.

تبیین حقیقت تشخص و جزئیت در وجود

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبحث «جزئیت» و «تشخص» در فلسفه می‌پردازند. بحث با تحلیل این نکته آغاز می‌شود که چگونه ذهن با سلب استناد صورت ماهوی از وجود، آن را برای انطباق بر اشیاء خارجی آماده می‌کند. در ادامه، استاد با نقد نظریه امکان تکثر ماهیت واحده، به این حقیقت مبنایی اشاره می‌کنند که عامل اصلی تشخص و استقلال هر شیء، تنها «وجود» است و ماهیت به‌تنهایی فاقد چنین قابلیتی است. در این مسیر، تفاوت میان «امتیاز» و «تشخص» بررسی شده و با مثال‌هایی از عالم ماده و مجردات، روشن می‌شود که چگونه وجود برای ظهور و ابراز خود در مرأی و منظر، ناگزیر از تلبس به حدود ماهوی است. این جلسه با تأکید بر مراتب ادراک و لزوم ارتقای وجودی برای درک حقایق، به تبیین این نکته ختم می‌شود که تشخص، امری ذاتی برای وجود است که اشتراک را برنمی‌تابد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین حقیقت تشخص و جزئیت در وجود

6
  • چه وقتی این بو و رائحه به مشام شما می‌رسد؟ وقتی که آن وجود لباس یک گلِ معطر را به خود بگیرد، آن‌وقت شما اگر نگاه هم نکنید از فاصله چندمتری بو را احساس می‌کنید که اینجا بوی عطر می‌آید، باید گلی در اینجا باشد یا یک چیزی باید باشد که فضا را معطر کرده باشد، به‌سمت بو می‌روید و آن شما را هدایت می‌کند تا دست شما به یک بوتۀ گلی می‌رسد و می‌گویید که این گل است و با لمس، مسئله برای شما مشخص‌تر می‌شود و بعد چشم باز می‌کنید و گل را در مقابل خودتان می‌بینید و باز مسئله برای شما روشن‌تر می‌شود و آن حدود وجودی برای شما مشخص می‌شود. تابه‌حال فقط بویش را می‌فهمیدید ولی آن رنگ قرمز گل را ندیده بودید، الآن اطلاع پیدا می‌کنید که رنگش هم قرمز است و چند پَر در این گل وجود دارد و ساقه و برگی هم در کنار این شاخه وجود دارد.

  • اینها یک‌به‌یک ظهوراتی است که برای انسان به‌واسطۀ آن ماهیت و آن حدودی که وجود به خود گرفته است پیدا می‌شود. اگر این وجود در بساطت و صرافت خودش باقی می‌ماند شما دیگر اصلاً بوی عطری را استشمام می‌کردید؟! یا دیگر سبزی و قرمزی شاخۀ گل را می‌دیدید؟! و یا تعداد گلبرگ‌ها در آن موقع برایتان مشخص بود؟! هیچ‌کدام از اینها برای شما مشخص نبود. بنابراین همان‌طوری‌که حدود برای وجود خارجی خودشان احتیاجی به وجود دارند و بدون وجود، حدود و ماهیت فقط امر عبث، لغو، باطل، بیهوده و عدم هست همین‌طور وجود برای ابراز خودش ـ خودش هست ها! وجود در بودن خودش اشکالی ندارد و مشکلی با خودش ندارد بلکه مشکل این است که می‌خواهد خودش را در مرأی و منظر دیگران دربیاورد و تعدد از خود به‌وجود بیاورد و تشخّص از خود به متمایزات مختلف از خود ایجاد کند ـ چاره‌ای ندارد و هیچ راه گریز و مفرّی ندارد از اینکه بیاید و خود را به شکلی دربیاورد، وجود خودش را بکُشد نمی‌تواند بدون ماهیت در جلوی چشمان ما ظاهر بشود، امکان ندارد!

/