اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تبیین حقیقت تشخص و جزئیت در وجود

نقش وجود در تمایز ماهوی و استقلال اشیاء خارجی

14٬238
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبحث «جزئیت» و «تشخص» در فلسفه می‌پردازند. بحث با تحلیل این نکته آغاز می‌شود که چگونه ذهن با سلب استناد صورت ماهوی از وجود، آن را برای انطباق بر اشیاء خارجی آماده می‌کند. در ادامه، استاد با نقد نظریه امکان تکثر ماهیت واحده، به این حقیقت مبنایی اشاره می‌کنند که عامل اصلی تشخص و استقلال هر شیء، تنها «وجود» است و ماهیت به‌تنهایی فاقد چنین قابلیتی است. در این مسیر، تفاوت میان «امتیاز» و «تشخص» بررسی شده و با مثال‌هایی از عالم ماده و مجردات، روشن می‌شود که چگونه وجود برای ظهور و ابراز خود در مرأی و منظر، ناگزیر از تلبس به حدود ماهوی است. این جلسه با تأکید بر مراتب ادراک و لزوم ارتقای وجودی برای درک حقایق، به تبیین این نکته ختم می‌شود که تشخص، امری ذاتی برای وجود است که اشتراک را برنمی‌تابد.

تبیین حقیقت تشخص و جزئیت در وجود

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبحث «جزئیت» و «تشخص» در فلسفه می‌پردازند. بحث با تحلیل این نکته آغاز می‌شود که چگونه ذهن با سلب استناد صورت ماهوی از وجود، آن را برای انطباق بر اشیاء خارجی آماده می‌کند. در ادامه، استاد با نقد نظریه امکان تکثر ماهیت واحده، به این حقیقت مبنایی اشاره می‌کنند که عامل اصلی تشخص و استقلال هر شیء، تنها «وجود» است و ماهیت به‌تنهایی فاقد چنین قابلیتی است. در این مسیر، تفاوت میان «امتیاز» و «تشخص» بررسی شده و با مثال‌هایی از عالم ماده و مجردات، روشن می‌شود که چگونه وجود برای ظهور و ابراز خود در مرأی و منظر، ناگزیر از تلبس به حدود ماهوی است. این جلسه با تأکید بر مراتب ادراک و لزوم ارتقای وجودی برای درک حقایق، به تبیین این نکته ختم می‌شود که تشخص، امری ذاتی برای وجود است که اشتراک را برنمی‌تابد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین حقیقت تشخص و جزئیت در وجود

11
  • و الحقُ أنَّ تَشخُّصَ الشی‌ءِ بِمعنَی کَونِه ممتنعَ الشرکةِ فیه بِحَسبِ نفسِ تصوُّرِه إنّما یکونُ بِأمرٍ زائدٍ علَی الماهیةِ مانعٍ بِحَسبِ ذاتِه مِن تصورِ الاشتراکِ فیه.1

  • تشخّص شی‌ء با این تفسیر که شرکت در آن امتناع دارد یعنی خود این شی‌ء را که تصور کنیم دیگر قابل برای تعدّد نیست. وقتی شما زید را تصور می‌کنید دیگر فقط یک صورت ماهوی از زید در ذهن شما می‌آید و دیگر بیشتر نمی‌آید؛ یعنی نفس تصور این زید، مانع از تعدد می‌شود مگر اینکه دوباره زید دیگری را تصور کنید و در کنار او بگذارید که او دیگر چیز دیگری خواهد شد. این امتناع شرکت به‌واسطۀ تصور این‌طور نیست، تشخّص شی‌ء به‌واسطۀ امر زائد بر ماهیت است که این امر زائد به حسب ذاتش نمی‌گذارد که اشتراکی در آن باشد؛ خود ذاتش نمی‌گذارد. آن چیست؟ وجود است. وقتی وجود در اینجا پا بگذارد می‌گوید که من دیگر دو برنمی‌دارم. این میکروفون‌هایی که الآن در اینجا هستند هرکدام از این میکروفون‌ها برای خودشان ندای أنا الحق می‌زنند! این یکی می‌گوید که من در اینجا مستقل هستم و هیچ ارتباطی به بقیه ندارم و آن یکی می‌خواهد صدا را بگیرد یا نگیرد، من در اینجا صدا را ضبط می‌کنم. میکروفون دوم هم همین حرف را می‌زند و هرکدام از اینها برای خود یک‌ ندای استقلال سر می‌دهند که در آن ندای استقلال، دیگری را نمی‌پذیرند و در وجود خودشان راه نمی‌دهند، این معنا، معنای تشخّص و جزئیت است که اشتراک را قبول نمی‌کنند.

  • فالمشخِّصُ لِلشَّی‌ء بِمعنَی ما بِه یصیرُ ممتنعُ الاشتراکِ فیه لا یکون بِالحقیقةِ إلاّ نفسَ وجودَ ذلکَ الشیءِ کَما ذَهبَ إلیه مُعلمُ الثانی فأنّ کلَّ وجودٍ متشخِّص بِنفسِ ذاتِه.2

  • آنکه می‌آید و شی‌ء را مشخص می‌کند و متشخِّص می‌کند به معنای آن چیزی که به‌واسطۀ او دیگر اشتراک در او ممتنع است، فقط وجود است که باعث تشخّص است پس مشخِّص ماهیت وجود است و متشخِّص، همان وجود هویت خارجی است. هر وجودی؛ چه وجود باری تعالی باشد که حدود ندارد و چه وجود سایر موجودات باشد که دارای حدود هستند حالا آن حدود، حدود صورت و مادی باشد یااینکه نه حدود، حدود همان مرتبۀ وجودی در مجردات باشد، متشخّص بالذات هستند و خودشان متشخّص هستند.

    1. . الحکمة المتعالیة، ج 2، ص 12.
    2. . همان.
/ 260