اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مفهوم تشخص و حقیقت صورت ذهنی

نقش ادراک صحیح در شناخت حقایق و اولیاء الهی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله «تشخص» در فلسفه متعالیه می‌پردازند. ایشان با بررسی تفاوت میان اعتبار و انتزاع، توضیح می‌دهند که چگونه ذهن انسان صورت‌های کلی را به صورت‌های ذهنی مبهم تبدیل می‌کند و چرا این صورت‌های ذهنی، برخلاف تصورات اعتباری، ریشه در واقعیت دارند. در ادامه، بحث به آسیب‌شناسی ادراک ناقص انسان از اولیاء الهی و حقایق عالم ملکوت کشیده می‌شود. استاد با نقد رویکردهای سطحی و گزینشی در فهم دین، بر اهمیت جرئت در مواجهه با حقیقت تأکید کرده و بیان می‌کنند که بسیاری از اختلافات کلامی و انحرافات فکری، ناشی از عدم انتزاع صحیح صورت‌های ذهنی و حب و بغض‌های نفسانی است. این جلسه با تأکید بر لزوم بازگشت به سنت اصیل نبوی و پرهیز از تعصبات کورکورانه، راهکارهایی برای دستیابی به فهمی عمیق و غیرمغرضانه از معارف وحیانی ارائه می‌دهد.

مفهوم تشخص و حقیقت صورت ذهنی

4
  • بنابراین همان‌طوری‌که عرض شد قضیۀ صورت ابهامیه اعتبار نیست یااینکه به‌عکس، اعتبار می‌کنند و یک شخصی که واقعاً دارای ارزش و مقام و موقعیت بالایی هست را برمی‌دارند و پایین می‌آورند و می‌گویند: تو نباید در این صدر باشی تو قابلیت‌هایت خیلی بالاتر از این است که رئیس این سازمان باشی، تو برو فرّاش بشو تااینکه مطالبِ تو موجب آبروریزی برای دیگران نشود! گفت:

  • فلک به مردم نادان دهد زمام مراد***تو اهل دانش و فضلی همین گناهت بس!1
  • این را پایین می‌آورند و فرّاشش می‌کنند و آن بیچاره هم همین‌طور فرّاش و آبدارچی می‌شود و چایی می‌آورد و می‌برد و دیگر بیش از این در مسائل دخالت نمی‌کند. این «اعتباری» می‌شود.

  • فرق اعتبار و انتزاع

  • ولی این قضیه، قضیۀ اعتبار نیست وقتی که شما یک حقیقتی را درنظر می‌آورید و تصور می‌کنید واقعاً مصادیق خارجی را بر او منطبق می‌کنید این‌طور نیست که اعتبار بکنید که مثلاً امروز آنچه را که می‌بینم انسان است و فردا اعتبار بکنید نه‌خیر این انسان نیست و حیوان است من‌باب‌مثال گربه یا غنم یا بقر است بلکه هروقتی که شما این را ببینید چه بخواهید و چه نخواهید او را انسان می‌یابید؛ ده ‌سال دیگر هم بگذرد باز می‌گویید: هذا انسانٌ.

  • پس این اعتبار نیست بلکه این انتزاع است و بین اعتبار و انتزاع فرق این است، البته مسئله در اعتبار هم یک مابإزاء دارد و یک منشأ اعتبار دارد و این‌طور نیست که صرف اعتبار به هیچ نوع حقیقت و واقعیتی ارجاع داده نشود ولی انتزاع از او دقیق‌تر و عمیق‌تر است و این انتزاع است که یک صورت ذهنی را برای انسان به‌وجود می‌آورد و آن صورت ذهنی با انسان باقی خواهد ماند و هرچه مابإزاء و مصداق برای این صورت ذهنی پیدا بشود آن صورت ذهنی خود را بر او منطبق خواهد کرد؛ شخص چه بخواهد یا نخواهد.

  • بله! در بعضی از موارد، خصوصیت مورد خارج به‌نحوی است که انسان در انطباق آن صورت ذهنی دچار اشکال می‌شود؛ فرض کنید که حیوانی متولد می‌شود که انسان نمی‌داند که آن حیوان را به غنم ملحق کند یا به بقر ملحق کند؛ در انطباق دچار شک می‌شود. نه‌اینکه‌ در اصل قضیه، این صورت خود یک امر اعتباری است و انطباق و عدم انطباق آن در اختیار انسان است، این‌طور نیست بلکه در اختیار انسان نیست و کیفیت آن برداشت واقعی از صورت انسانی و حضورش در ذهن یک مسئله است و دوم در کیفیت شناخت آن صورت خارجی ـ صورتِ عینی ـ مسئله به‌نحوی است که مطلب را از نظر انطباق دارای اشکال کرده است ولی این صورت، صورت واقعی است.

    1. دیوان حافظ (قزوینی)، غزل 269.