
مفهوم تشخص و حقیقت صورت ذهنی
نقش ادراک صحیح در شناخت حقایق و اولیاء الهی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله «تشخص» در فلسفه متعالیه میپردازند. ایشان با بررسی تفاوت میان اعتبار و انتزاع، توضیح میدهند که چگونه ذهن انسان صورتهای کلی را به صورتهای ذهنی مبهم تبدیل میکند و چرا این صورتهای ذهنی، برخلاف تصورات اعتباری، ریشه در واقعیت دارند. در ادامه، بحث به آسیبشناسی ادراک ناقص انسان از اولیاء الهی و حقایق عالم ملکوت کشیده میشود. استاد با نقد رویکردهای سطحی و گزینشی در فهم دین، بر اهمیت جرئت در مواجهه با حقیقت تأکید کرده و بیان میکنند که بسیاری از اختلافات کلامی و انحرافات فکری، ناشی از عدم انتزاع صحیح صورتهای ذهنی و حب و بغضهای نفسانی است. این جلسه با تأکید بر لزوم بازگشت به سنت اصیل نبوی و پرهیز از تعصبات کورکورانه، راهکارهایی برای دستیابی به فهمی عمیق و غیرمغرضانه از معارف وحیانی ارائه میدهد.
مفهوم تشخص و حقیقت صورت ذهنی
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله «تشخص» در فلسفه متعالیه میپردازند. ایشان با بررسی تفاوت میان اعتبار و انتزاع، توضیح میدهند که چگونه ذهن انسان صورتهای کلی را به صورتهای ذهنی مبهم تبدیل میکند و چرا این صورتهای ذهنی، برخلاف تصورات اعتباری، ریشه در واقعیت دارند. در ادامه، بحث به آسیبشناسی ادراک ناقص انسان از اولیاء الهی و حقایق عالم ملکوت کشیده میشود. استاد با نقد رویکردهای سطحی و گزینشی در فهم دین، بر اهمیت جرئت در مواجهه با حقیقت تأکید کرده و بیان میکنند که بسیاری از اختلافات کلامی و انحرافات فکری، ناشی از عدم انتزاع صحیح صورتهای ذهنی و حب و بغضهای نفسانی است. این جلسه با تأکید بر لزوم بازگشت به سنت اصیل نبوی و پرهیز از تعصبات کورکورانه، راهکارهایی برای دستیابی به فهمی عمیق و غیرمغرضانه از معارف وحیانی ارائه میدهد.
مفهوم تشخص و حقیقت صورت ذهنی
21خلاصه آن شب که این افراد راجع به قرآن سؤال پرسیدند که میگویند که قرآن شما فرق میکند، من به آنها و بقیه رو کردم و گفتم: من پول بلیط همۀ شما پانزده نفر را میدهم بدون اینکه به من بگویید، ایران بیایید، سرزده وارد خانۀ من بشوید، ببینید آیا همین قرآنهایی که فهد چاپ کرده در خانۀ من هست یا نه! ما اصلاً قرآن چاپ ایران نداریم! همه چاپ جناب فهد خادمالحرمین است!! در هر اتاقمان چندتا هست! آنقدر از مکه برایمان آوردهاند ـ غیر از آنهایی که همه را به عروس دامادها دادیم ـ در هر اتاقمان هم چندتا از اینها هست و اصلاً قرآنی که میخوانم همین قرآن چاپ فهد است که بزرگ و درشتخط است، همین قرآن متداولی است که همهجا وجود دارد! گفتم: بدون اطلاع بلند شوید بیایید! من همین قرآنی که در مسجدالحرام دارید میخوانید میخوانم! به همین کعبه قسم میخورم!
اصلاً عجیب است که چطور به این راحتی به این مردم دروغ میگویند و اینها همه باور میکنند! وقتی میگویم: و هذا الکعبة قسم دارم میخورم اصلاً تعجب میکردند! گفتم: من پول همۀ شما را میدهم بدون اینکه به ما اطلاع بدهید بیایید ایران که [یکوقت] قرآنمان را عوض نکنیم، سرزده در منزل بیایید! گفتم: نه من بلکه همۀ ایرانیها از این خدمات خادمالحرمین شریفین همه قرآنشان در خانهها قرآنهای همین مکه هست و گفتم: فقط من نیستم، همه همینها را میخوانیم اصلاً رسمالخطش با رسمالخطهای دیگر و قرآنهایی که از سابق بوده است، فرق میکند.
شما تهمت میزنید و میگویید که ما سه مرتبه میگوییم: خان الامین! این خان الامین کجا بود؟! گفتم: اصلاً فقط ما این مطالب را میفهمیم اصلاً کدام یک از این مردم عوام در شیعه خان الامین را خبر دارند؟! امین را نمیفهمد کیست که حالا خان الأمین را بفهمد! اینها همهاش برای همین است که همیشه خواستیم دریچۀ حق را به روی خودمان ببندیم و هر بدبختیای که تابهحال بر سر ما آمده بهخاطر همین است که دریچۀ حق را بستیم و گفتیم که این مقدار را قبول میکنیم و این مقدار را قبول نمیکنیم و اصلاً نمیخواهیم بشنویم! تا این حدود آمادگی شنیدن داریم، تا آن حدود نداریم! چرا تا این حدود داری تا آن حدود نداری؟! چرا؟! اسممان را هم شیعه گذاشتیم!
