
مفهوم تشخص و حقیقت صورت ذهنی
نقش ادراک صحیح در شناخت حقایق و اولیاء الهی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله «تشخص» در فلسفه متعالیه میپردازند. ایشان با بررسی تفاوت میان اعتبار و انتزاع، توضیح میدهند که چگونه ذهن انسان صورتهای کلی را به صورتهای ذهنی مبهم تبدیل میکند و چرا این صورتهای ذهنی، برخلاف تصورات اعتباری، ریشه در واقعیت دارند. در ادامه، بحث به آسیبشناسی ادراک ناقص انسان از اولیاء الهی و حقایق عالم ملکوت کشیده میشود. استاد با نقد رویکردهای سطحی و گزینشی در فهم دین، بر اهمیت جرئت در مواجهه با حقیقت تأکید کرده و بیان میکنند که بسیاری از اختلافات کلامی و انحرافات فکری، ناشی از عدم انتزاع صحیح صورتهای ذهنی و حب و بغضهای نفسانی است. این جلسه با تأکید بر لزوم بازگشت به سنت اصیل نبوی و پرهیز از تعصبات کورکورانه، راهکارهایی برای دستیابی به فهمی عمیق و غیرمغرضانه از معارف وحیانی ارائه میدهد.
مفهوم تشخص و حقیقت صورت ذهنی
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله «تشخص» در فلسفه متعالیه میپردازند. ایشان با بررسی تفاوت میان اعتبار و انتزاع، توضیح میدهند که چگونه ذهن انسان صورتهای کلی را به صورتهای ذهنی مبهم تبدیل میکند و چرا این صورتهای ذهنی، برخلاف تصورات اعتباری، ریشه در واقعیت دارند. در ادامه، بحث به آسیبشناسی ادراک ناقص انسان از اولیاء الهی و حقایق عالم ملکوت کشیده میشود. استاد با نقد رویکردهای سطحی و گزینشی در فهم دین، بر اهمیت جرئت در مواجهه با حقیقت تأکید کرده و بیان میکنند که بسیاری از اختلافات کلامی و انحرافات فکری، ناشی از عدم انتزاع صحیح صورتهای ذهنی و حب و بغضهای نفسانی است. این جلسه با تأکید بر لزوم بازگشت به سنت اصیل نبوی و پرهیز از تعصبات کورکورانه، راهکارهایی برای دستیابی به فهمی عمیق و غیرمغرضانه از معارف وحیانی ارائه میدهد.
مفهوم تشخص و حقیقت صورت ذهنی
20استاد: نهخیر، نبود بعد اضافه شد تقریباً بهخاطر استحسان اضافه کردند من هم تابهحال هر مرتبه که اذان یا اقامه گفتم بهعنوان اینکه این داخل اذان است نگفتهام بلکه آنچه که در نیت من بود بهعنوان یک امر استحبابی بوده است؛ همان بوده که پیغمبر گفته است.1
تأثیر عجیب تبلیغات
چقدر واقعاً این تبلیغات عجیب است! آن شب وقتی که صحبت بود از جمله مطالبی که آن فرد سنّی راجع به قرآن صحبت میکرد این بود که میگفت: اصلاً شما قرآنتان با قرآن ما فرق میکند! البته خیلیها این حرفها را به من زدند؛ یعنی خیلی افراد متعددی در سفرهایی که داشتیم این حرفها را زدند ولی یک چیزی است که میگویند، ببینید هیچوقت مکتبی که بر باطل است از حق برای بطلان خودش نمیتواند دلیل بیاورد فقط دنبال دروغ، کذب، تهمت و اینها میگردد چون اساس مکتب باطل است. باید بگوید: قرآن شما تحریف شده است!
من واقعاً در همین سفر خیلی متأثر شدم! شبها در همین سفر عمرهای که ماه رمضان در مدینه مشرف بودم دیگر بیستوچهارساعته مسجدالنبی باز بود از دو سه ساعت به اذان خیلی خلوت بود و چون روز گرم بود یکی موقع غروب مسجدالنبی میرفتم و یکی هم اواخر شب، این دو وقت به مسجدالنبی میرفتم خلوت بود و کنار ضریح میرفتم میایستادم کاری هم نداشتند حتی هرچند هم میبوسیدم کاری نداشتند. بعد یک شب رفته بودم دیدم که یک پیرمردی ایستاده و دو رکعت نماز خواند یکدفعه دیدم رو کرد و مدام دارد این را میگوید: ما کَذِبَ الرَّسول ما خانَ جِبریل یا کاذِب! ما خانَ جِبریل یا کاذِب! نمیدانم که آیا به من داشت میگفت یا نه! چون من تسبیح گذاشته بودم و روی همان تسبیح چوبی سجده میکردم، روی فرش سجده نمیکردم شاید متوجه شد من شیعه هستم چند مرتبه بلند گفت: ما خانَ جِبریل یا کاذِب! ما خانَ جِبریل یا کاذِب! شعری هست که آن شاعر مصری گفته است که به باء ختم میشود و شرح میدهد، شعرش را دارم و از جمله شعرش این است: «ما خان جبریل یا کاذب»! خب چرا داری تهمت میزنی؟! چرا تهمت میزنی و میگویی که ما میگوییم: خان جبریل! خان رسول؟! من [باید به] او میگفتم: آقا من دارم نماز میخوانم تو بلند شو بیا کنار من بایست و نگاه کن ببین من این را دارم میگویم یا میگویم: «السَّلامُ علیکَ أیُها النَّبی و رَحمةُ اللهِ و بَرکاته»؟! کدام را میگویم؟! چرا تهمت میزنید؟!
- . جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به جواهر الكلام، ج 9، ص 86.
