اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مفهوم تشخص و حقیقت صورت ذهنی

نقش ادراک صحیح در شناخت حقایق و اولیاء الهی

14٬457
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله «تشخص» در فلسفه متعالیه می‌پردازند. ایشان با بررسی تفاوت میان اعتبار و انتزاع، توضیح می‌دهند که چگونه ذهن انسان صورت‌های کلی را به صورت‌های ذهنی مبهم تبدیل می‌کند و چرا این صورت‌های ذهنی، برخلاف تصورات اعتباری، ریشه در واقعیت دارند. در ادامه، بحث به آسیب‌شناسی ادراک ناقص انسان از اولیاء الهی و حقایق عالم ملکوت کشیده می‌شود. استاد با نقد رویکردهای سطحی و گزینشی در فهم دین، بر اهمیت جرئت در مواجهه با حقیقت تأکید کرده و بیان می‌کنند که بسیاری از اختلافات کلامی و انحرافات فکری، ناشی از عدم انتزاع صحیح صورت‌های ذهنی و حب و بغض‌های نفسانی است. این جلسه با تأکید بر لزوم بازگشت به سنت اصیل نبوی و پرهیز از تعصبات کورکورانه، راهکارهایی برای دستیابی به فهمی عمیق و غیرمغرضانه از معارف وحیانی ارائه می‌دهد.

مفهوم تشخص و حقیقت صورت ذهنی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله «تشخص» در فلسفه متعالیه می‌پردازند. ایشان با بررسی تفاوت میان اعتبار و انتزاع، توضیح می‌دهند که چگونه ذهن انسان صورت‌های کلی را به صورت‌های ذهنی مبهم تبدیل می‌کند و چرا این صورت‌های ذهنی، برخلاف تصورات اعتباری، ریشه در واقعیت دارند. در ادامه، بحث به آسیب‌شناسی ادراک ناقص انسان از اولیاء الهی و حقایق عالم ملکوت کشیده می‌شود. استاد با نقد رویکردهای سطحی و گزینشی در فهم دین، بر اهمیت جرئت در مواجهه با حقیقت تأکید کرده و بیان می‌کنند که بسیاری از اختلافات کلامی و انحرافات فکری، ناشی از عدم انتزاع صحیح صورت‌های ذهنی و حب و بغض‌های نفسانی است. این جلسه با تأکید بر لزوم بازگشت به سنت اصیل نبوی و پرهیز از تعصبات کورکورانه، راهکارهایی برای دستیابی به فهمی عمیق و غیرمغرضانه از معارف وحیانی ارائه می‌دهد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

مفهوم تشخص و حقیقت صورت ذهنی

19
  • بعد این آقا ـ خدا حفظشان کند ـ اسمش آقای فیروزمند بود گفت که در آنجا یک مسجدی هست حتماً در آن مسجد شرکت می‌کنیم که نماز را جمع می‌خوانیم و اینجا نمی‌آییم! گفتم: خیلی اشتباه می‌کنید! اتفاقاً باید مثل اینها نماز خواند این درست است! اصلاً وحشت کرد! انگار اولین بار است که در عمرش دارد می‌شنود! ببینید چقدر فاصله گرفتیم؟! گفتم: در این مسئله حق با اینهاست و شما هم همیشه نماز خود را در اول وقت بخوانید، البته در وقت فضیلت نماز عشاء حتی داریم بهتر است یک مقداری تأخیر انداخت حتی از اول وقت عشا یک مقداری ـ نه زیاد ـ تأخیر بیفتد بهتر است1 ولی نماز ظهر در وقت خودش، نماز عصر در وقت خودش، الآن این‌طور شده است و الآن باید به سنت پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم برگردیم، این کار فعلی اشتباه است.

  • در بعضی موارد پیغمبر در سفر بوده که جمع می‌خواندند یا به ندرت اتفاق افتاده که گاهی اوقات پیغمبر مغرب و عشا را جمع می‌خواندند ولی خب خیلی به ندرت بوده است.2 این غیر از این هست که سنت بر این باشد و سنت بر یک جریی قرار بگیرد آن تفاوت می‌کند.

  • تلمیذ: راجع به سلمان روایت داریم که سلمان بعد از شهادت بر رسول خدا بر امیرالمؤمنین شهادت می‌داد بعضی‌ها خدمت پیامبر رفتند، شکایت کردند و پیامبر [عمل سلمان را] تأیید کردند. 

  • استاد: بله، بله سلمان شهادت می‌داد، روایت داریم.

  • تلمیذ: شیخ صدوق هم مطالبی در این زمینه دارد؟

  • اختلاف مرتبۀ شیخ صدوق و شیخ مفید

  • استاد: بله، شیخ صدوق یک مسائلی من‌جمله سهوالنبی داشته است.3 لذا با شیخ مفید اختلاف داشتند، شیخ مفید شیخ صدوق را رد کرده و شیخ مفید از نظر مراتب معنوی هم خیلی بالاتر بوده «یومٌ عَلی آلِ الرَسولِ عَظیماً.»4

  • تلمیذ: آن موقع در اذان شهادت بر امیرالمؤمنین نبوده، یعنی شهادت جزو اذان نبوده بعداً به آن اضافه کردند.

    1. . صحیح مسلم، ج 2، باب وقت العشاء و تأخیرها، ص 117. جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به مطلع انوار، ج ‌1، ص 87.
    2. . جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به وسائل الشیعة، ج 4، ص 220.
    3. . جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به من لایحضره الفقیه، ج ۱، ص ۳5۹.
    4. . مجالس المؤمنین، ج 1، ص 477:
      لا صَوَّتَ النّاعى بِفَقدِکَ إنَّهُ *** یَومٌ عَلَى آلِ الرَّسولِ عَظیم
      مهر فروزان، ص: 21، تعلیقه: بحار الأنوار، ج 53، ص 256، به نقل از قاضى نور الله شوشترى در مجالس المؤمنین؛ این ابیات به خطّ حضرت صاحب الأمر علیه‌السّلام بر قبر شیخ مفید ـ علیه‌الرّحمه ـ مرقوم شده است. ترجمه از محقق:
      «آواى مرثیه خوان بر فقدان تو بلند نگردد كه روزگار مرگ تو بر خاندان پیامبر، بزرگ است.»
/ 260