
مفهوم تشخص و حقیقت صورت ذهنی
نقش ادراک صحیح در شناخت حقایق و اولیاء الهی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله «تشخص» در فلسفه متعالیه میپردازند. ایشان با بررسی تفاوت میان اعتبار و انتزاع، توضیح میدهند که چگونه ذهن انسان صورتهای کلی را به صورتهای ذهنی مبهم تبدیل میکند و چرا این صورتهای ذهنی، برخلاف تصورات اعتباری، ریشه در واقعیت دارند. در ادامه، بحث به آسیبشناسی ادراک ناقص انسان از اولیاء الهی و حقایق عالم ملکوت کشیده میشود. استاد با نقد رویکردهای سطحی و گزینشی در فهم دین، بر اهمیت جرئت در مواجهه با حقیقت تأکید کرده و بیان میکنند که بسیاری از اختلافات کلامی و انحرافات فکری، ناشی از عدم انتزاع صحیح صورتهای ذهنی و حب و بغضهای نفسانی است. این جلسه با تأکید بر لزوم بازگشت به سنت اصیل نبوی و پرهیز از تعصبات کورکورانه، راهکارهایی برای دستیابی به فهمی عمیق و غیرمغرضانه از معارف وحیانی ارائه میدهد.
مفهوم تشخص و حقیقت صورت ذهنی
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله «تشخص» در فلسفه متعالیه میپردازند. ایشان با بررسی تفاوت میان اعتبار و انتزاع، توضیح میدهند که چگونه ذهن انسان صورتهای کلی را به صورتهای ذهنی مبهم تبدیل میکند و چرا این صورتهای ذهنی، برخلاف تصورات اعتباری، ریشه در واقعیت دارند. در ادامه، بحث به آسیبشناسی ادراک ناقص انسان از اولیاء الهی و حقایق عالم ملکوت کشیده میشود. استاد با نقد رویکردهای سطحی و گزینشی در فهم دین، بر اهمیت جرئت در مواجهه با حقیقت تأکید کرده و بیان میکنند که بسیاری از اختلافات کلامی و انحرافات فکری، ناشی از عدم انتزاع صحیح صورتهای ذهنی و حب و بغضهای نفسانی است. این جلسه با تأکید بر لزوم بازگشت به سنت اصیل نبوی و پرهیز از تعصبات کورکورانه، راهکارهایی برای دستیابی به فهمی عمیق و غیرمغرضانه از معارف وحیانی ارائه میدهد.
مفهوم تشخص و حقیقت صورت ذهنی
10حالا در مورد جبرائیل فرض کنید، جبرائیل یک وجود واحد است و آیا این وجود واحد سِعی است یا غیر سعی است؟! واحد بالعدد است یااینکه یک حقیقت قابل طیران بر مادون است؟! اینها همه مسائلی است که در این قضیه هست، آنچه که بنده از شما سؤال میکنم و تابهحال به آن فکر نکردهاید و خود من هم به آن فکر نکردم و همینطوری یک جبرائیلی گفتیم، این است که امشب برویم راجع به آن فکر کنیم و از بقیه هم اگر خواستیم مشورت بگیریم که حقیقت این مَلِكیت را یک نحوهای بتوانیم ترسیم کنیم که با مصادیق مختلفی که از آیات و روایات بهدست ما میدهند در همه بتواند انطباق پیدا بکند تا حالا به آن فکر کردهاید؟! امشب فکر کنید.
منشأ اشکالات دربارۀ ملائکه و جوابهای ناقص مطروحه
خیلی از این اشکالات و مسائل و همین جوابهایی که راجع به این بندۀ خدا دادند و در این قضایا است، همهاش بهخاطر همین نکته است که در همینجا ماندهاند اصلاً تصوری از ملک ندارند خیال میکنند ملک یک موجودی است که از آن مقام عرش بال میزند، حالا عرش کجاست؟ این آسمانها را بگذریم و از این عالم دنیا بگذریم بالا برویم سقف را سوراخ کنیم وقتی بالا رفتیم آنجا که دیگر همه چیز سیاهی بود و در آنجا نوری نبود و ستارهای نبود و دیگر در آنجا موج و امثالذلک نبود عرش خدا آنجا است! خدا هم آنجا نشسته و نمیبینیم! جبرائیل از آنجا پر میزند بال میزند پایین میآید به آن آسمان اول میرسد یکییکی کهکشانها را رد میکند منتها سریع! این را که ملائکه سرعت دارند و مثل ما نیستند دیگر قبول داریم، باز هم خدا به ملائکه رحم کرد! جلو میآیند و جلو میآیند به پیغمبر میرسند پیغمبر هم در خانهاش یا کنار درختی نشسته است. کنار پیغمبر میآیند مینشینند اما داخل پیغمبر نمیروند، دیگر نمیشود جبرائیل بال بزند به داخل شکم پیغمبر برود! کنار پیغمبر مینشیند و آن نشستن به صورت دحیه کلبی درمیآید و دهانش را نزدیک گوش پیغمبر میگذارد که یک چیزی از طرف خداست: إنّ رَبَّکَ یَقرَئُکَ السَّلام وَ یَقولُ کذا و کذا! این وحی میشود! جداً تصور ما از وحی این است؛ یعنی به همین مقدار است! وقتی اینطور باشد آنوقت دیگر اشکالات پیش میآید پس چرا آنجا اینطور؟! پس چرا اینجا اینطور؟! چرا اینجا نقض میشود! آنجا طرد میشود و امثالذلک!
