اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(2) في الكلي و الجزئي 04-11-1429

نسخه عربی

جلسه ۶۰۹

8
  •  تلمیذ: شیخ صدوق هم مطالبی در این زمینه دارد؟

  •  استاد: بله شیخ صدوق یك مسائلی داشته من جمله سهوالنبی داشته لذا با شیخ مفید اختلاف داشتند، شیخ مفید ردّ كرده شیخ صدوق را و شیخ مفید از نظر مراتب معنوی هم بالاتر بوده،

  •  تلمیذ: یعنی شهادت جزو اذان نیست؟

  •  استاد: نخیر نبوده بعد هی اضافه شد هی آمدند تقریبا به خاطر مخالفت با اهل سنت هم اضافه كردند من هم تا به حال هرمرتبه كه اذان و اقامه گفتم به هیچ عنوان این كه این داخل در اذان است نگفته‌ام بلكه به عنوان یك امر استحبابی بوده است آنچه كه در نیت من بوده همان بوده كه پیغمبر گفته همان است.

  •  از جمله مطالبی كه آن فرد سنّی راجع به قرآن صحبت می‌كرد چقدر واقعا این تبلیغات عجیب است می‌گفت شما اصلا قرآنتان با قرآن ما فرق می‌كند آن شب وقتی كه صحبت بود گفتم قرآن البته خیلی این حرفها را با من زدند خیلی افراد متعددی در سفرهای كه داشتیم یك چیزهای است كه می گویند ببینید مكتبی كه بر باطل است هیچ وقت نمی‌تواند از حق برای بطلان خودش دلیل بیاورد فقط دنبال چه می‌گردد؟ دنبال دروغ و كذب و تهمت و اینها می‌گردد مكتب چون اساس باطل است باید بگوید قرآن شما تحریف شده است! من در همین سفر چقدر متأثر شدم من شبها در این سفره عمره در ماه رمضان كه مشرف بودم در مدینه دیگر اینها بیست و چهارساعته مسجدالنبی باز بود از دو سه ساعت به اذان خیلی خلوت بود و من چون روز خیلی گرم بود یكی موقع غروب می‌رفتم مسجدالنبی و یكی اواخر شب این دو وقت می‌رفتم به مسجدالنبی خلوت بود و می‌رفتم كنار ضریح كنار می‌ایستادم كاری هم نداشتم بعد یك شب رفته بودم دیدم كه یك نفر ایستاده و نماز خواند و نمی‌دانم به من متوجه شد و عمدا گفت درست نفهمیدم پیرمردی بود یك دفعه دیدم رو كرد و هی دارد این را می‌گوید ما كذب الرسول یا ما خان جبریل یا كاذب ما خان جبریل یا كاذب نمی‌دانم به من داشت می‌گفت متوجه شد چون من تسبیح گذاشته بودیم روی آن تسبیح چوبی سجده می‌كردم روی فرش سجده نمی‌كردم نمی‌دانم متوجه شد من شیعه هستم بلند چندمرتبه گفت ما خان جبریل یا كاذب ما خان جبریل یا كاذب، شعری هست آن شاعر مصری آمده گفته آن به باء ختم می‌شود و من دارم شعرش را و از جمله شعرش این است ما خان جبریل یا كاذب خوب چرا داری تهمت می‌زنی؟ من برمی‌دارم به او می‌گویم آقا تو بلند شو من دارم نماز می‌خوانم تو بلند شو بیا كنار من بایست و نگه كن ببین من این را دارم می‌گویم آن وقت هی می‌گوید السلام علی النبی كدام را می‌گویم چرا تهمت برمی‌دارید می‌زنید؟! ـ راجع به قرآن كه قرآن شما فرق می‌كند من رو كردم به آنها و بقیه گفتم من پول بلیت همه شما پانزده نفر را می‌دهم بیائید ایران بدون اینكه به من بگوئید، سرزده وارد خانه من بشویم ببینید آیا همین قرآنهای كه فهد چاپ كرده در خانه ما هست یا نه؟ ما اصلا قرآن چاپ ایران نداریم همه چاپ جناب فهد خادم‌الحرمین است در هر اتاقمان چندتاست آنقدر از مكه برایمان آورده‌اند غیر از آنی كه همه را دادیم به دامادها، در هر اتاقمان هم چندتا از اینها هست و اصلا این قرآن كه می‌خوانم همین قرآن چاپ فهد است كه بزرگ و درشت است همین قرآن متداول گفتم بدون اطلاع بلند شوید من همین قرآنی كه در مسجدالحرام دارید می‌خوانید به همین كعبه دارم قسم می‌خورم اصلا عجیب است كه چطور این به این راحتی چطور دروغ می‌گویند به این مردم و اینها همه باور می‌كنند وقتی من می‌گویم و هذا الكعبه قسم دارم می‌خورم اصلا می‌ماندند! گفتم من پول همه شما را می‌دهم بلند شوید بیائید ایران بدون اینكه اطلاع به ما بدهید كه برویم قرآنمان را عوض كنم بلند شوید بیائید سرزده در منزل گفتم، نه من، همه ایرانی‌ها از این خدمات خادم‌الحرمین شریفین همه قرآنشان در خانه‌ها هست قرآنهای همین مكه و گفتم فقط من نیستم همین‌ها را می‌خوانیم اصلا رسم‌الخطش فرق می‌كند با بقیه قرآنهای كه از سابق بوده است قضیه خان الامین شما سه مرتبه می‌گوئید خان الامین این خان الامین كجا بود؟ گفتم اصلا فقط ماها این مطالب را می‌فهمیم اصلا كدامیك از این مردم عوام و شیعه خان الامین را خبر دارند، امین را نمی‌فهمد كیست كه حالا خان الامین را بفهمند! یك سری مسائل را بردارد بفهمد و اینها همش برای همین است كه ما همیشه خواستیم دریچه حق را بروی خودم ببندیم و هر بدبختی كه بر سر ما تا به حال آمده بخاطر همین است كه دریچه حق را بستیم این مقدار را قبول می‌كنیم این مقدار را نمی‌كنیم اصلا نمی‌خواهیم بشنویم تا این حدود آمادگی شنیدن داریم تا آن حدود نداریم چرا تا این حدود داری تا آن حدود نداری؟ چرا؟ اسممان را هم شیعه گذاشتیم