اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(2) في الكلي و الجزئي 04-11-1429

نسخه عربی

جلسه ۶۰۹

5
  •  سئوال: آیا مسأله عدم منافات تجرد و ماده در اینجا دخالت دارد؟

  •  بله این مساله خیلی دخالت دارد یعنی اگر ما بتوانیم آن حلقة مفقودة رابط بین ماده و مجرد را پیدا كنیم در این صورت مساله ربط حادث به قدیم برای ما روشن می‌شود و مساله ظهور وجود بصّرافه در همه موارد خودش بدون هیچ تغییر و تبدّل از آن مرتبه ماهوی خودش برای ما روشن می‌شود، ارتباط بین انسان وبین ملائكه روشن می‌شود ربط بین انسان و آن حیثیت و افاضة اشراقیة برای انسان روشن می‌شود این خیلی مساله مهمّی است یعنی همین قضیه مساله ربط بین حادث و قدیم این یك مساله‌ای است كه من ندیده‌ام تا به حال كسی این مساله را بدون استفاده و استنارة از شهود بتواند این قضیه را حل كند. از نظر فلسفی قابل حلّ است اتفاقا بحث ما در تشخّص به این مساله برمی‌گردد یك حاشیه‌ای هم مرحوم علامه طباطبایی دارند كه بسیار، حاشیة متینی است البته مساله را خیلی باز نكرده‌اند فقط یك اشاره‌ای كردند. من دیشب این حاشیه را می‌خواندم دیدم حاشیه خوبی است و توضیح این مساله انسان را می‌كشاند به همین قضیه منتهی این یك بحث دیگر است كه شما مطرح كردید ولی صحبت در این است كه ما چطور باید همیشه ذهن خود را در یك مرتبه منحط از تخیلات نگه داریم، اصلا ما ترس داریم از اینكه یكی به ما حرف یاد بدهد این خیلی عجیب است یك مثالی هست از خارجیها كه می‌گویند چرا همیشه جرأت فهمیدن را نداری؟ چرا انسان نباید جرات داشته باشد كه بفهمد و ترس داشته باشد از اینكه حرفی را به او بزنند، نه. نه نگو چرا؟ آن هم ما و امثال ما كه متعهّد فهم صحیح و ارائه به مردم هستیم ما اگر از فهم واقع، ترس و نگرانی داشته باشیم پس وای به حال مردم. الان اهل تسنن چرا اینقدر بدبختند! چرا اینقدر بیچاره‌اند؟! چون ترس دارند، جرأت ندارند من نشستم بودم در مسجدالحرام دو ساعت و نیم همین رفقا شاهدند توی اتاق منتظر من بودم من هم به آنها گفتم بروید و شب آخر هم بود دوسال پیش بود گفتم بروید تا سفره را بیاندازید من می‌آیم اینها رفتند من هم كنار مستجار نشسته بودم آنها بلند شدند رفتند من هم یك ربع بعدش بلند شدم آمدم، همین كه آمدم حجر اسماعیل را رد كردم یك دفعه به ذهنم آمد بنشینم اصلا بدون جهت نشستم مقابل حجر اسماعیل شب خلوت بود خیلی مسجدالحرام خلوت بود دو دقیقه نگذشت كه یك نفر آمد كنار من نشست جوانی بود تقریباً سی و پنج ساله خیلی خوش‌چهره آمد نشست و صحبت كرد یك نگاه به من كرد و گفت شما جعفری هستید؟ گفتم: بله گفت من از الجزایر هستم و در دانشگاه مدینه درس می‌خوانم من یك سوالاتی از شما دارم؟ نمی‌دانم از كجا فهمید ما جعفری هستیم لابدّ ما را می‌دید احتمالا شاید ما را از یك فاصله‌ای می‌دید چون عرض كردم دو سه دقیقه بیشتر طول نكشید كه من نشستم مقابل همان حجر اسماعیل ایشان آمدو كنار ما نشست دیگر شروع كرد به صحبت كردن و راجع به شفاعت و نیز تحریف قرآن صحبت كرد راجع به عصمت انبیاء و نیز اختلاف ما و آنها در احكام كه چرا ما نماز را با هم می‌خوانیم و آنها جدا می‌خوانند در این قضیه گفتم حق با شماست شما درست انجام می‌دهید و ما اشتباه می‌كنیم ولی این را بدان كه من نماز را متفرقاً می‌خوانم نماز ظهر را در اول وقت آنچه كه سنت پیغمبر و سنت ائمه است تفریق در صلوات است و این كاری كه فعلا شیعه می‌كند غلط است و بر خلاف سنت پیغمبر است و كار اهل تسنن درست است هرچیز حق را باید گفت در جای خودش حق این است ـ و من به یك واسطه عینی كه حاضر بود و موثق و معتمد خودم شنیدم كه در یك مجلسی مرحوم آقای شیخ جواد تبریزی مرجع تقلید ایشان به افراد دیگر گفته بود گرچه در مساله تفریق صلوات حق با اهل تسنن است ولكن چون در اینجا جمع بین صلوات شعار شیعه شده است ما باید این شعار را حفظ كنیم. گفتم: نعوذباللَه، نستجیر باللَه كه ما برخلاف سنت رسول خدا بیائیم و بر خلاف آن یك روش غلط را حفظ كنیم به چه حقی شما این حرف را زدید جناب آقای تبریزی؟ كی گفته؟ ما غلط می‌كنیم برخلاف سنت رسول خدا از خودمان سنت دربیاوریم، تمام افتخار شیعه به این است كه بگوید ما داریم دنبال پیغمبر می‌رویم آن وقت بیائیم بگوئیم چون در اینجا جمع بین صلوات سنت شده است، بیخود سنت شده و غلط كرده هر كسی این را سنت كرده، باید سنت را شكست و طبق سنت رسول خدا باید انجام داد. این حرفها چیست؟! علاوه بر آن، سنی‌ها می‌گویند بله ما هم قبول داریم كه بعد از رسول خدا علی بن ابیطالب است ولی چون الان خلافت ابوبكر سنت شده ما این را نگه می‌داریم چه جواب می‌دهید؟ می‌گویند بله ما هم قبول داریم در غدیرخم، علی را نصب كرد برای خلافت ما این را قبول داریم ولی مضی ما مضی، سقیفه‌ای تشكیل شد و آمدند و در مقابل سنت رسول خدا آن ابوبكر را در جای علی بن ابیطالب نشاندند و ما نسلّم و نؤمن به لأنه صار سنتاً فینا سنت شده است و باید سنت را حفظ كرد آنوقت آقای مرجع تقلید شما چه جوابی دارید برای این قضیه؟!