اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(2) في الكلي و الجزئي 03-11-1429

نسخه عربی

جلسه ۶۰۸

4
  •  حالا اگر كسی یك صورت انسانی را ببیند تا وقتی كه از ذهنش نرفته همه افراد را منطبق بر آن می‌كند لازم نیست صورت جدید در ذهنش حك بشود كه حیوان باشد و ناطق باشد مگر اینكه حافظه‌اش مثل بنده باشد تا یك چیزی بیاید ظهور پیدا كند نیاز به یك صورت مجدد داشته باشد. ثم اذا أبصرت شخصاً آخر منه لایقع فیه صورة اخری یك شخص دیگری از انسان شما ببینید لا یحتاج الی صورة اخری دیگر صورت نمی‌آید همان انسانیتی كه قبلا بوده همان انسانیت هست حالا شما منطبق بر آن شخص دوّم می‌كنید الّا اذا غابت الاولی عن ذهنک مگر وقتی كه اولی از ذهن شما برود کقابل رشم من طوابع جسمانیة متماثلة یقبل رشما من الاول مثل یك اثری كه شما می‌گذاریم این اثرهای جسمانی كه شما می‌گذارید روی یك شیئی این تا قبل از اینكه رطوبتی بیاید بر یك جسم و به واسطه مطر او غیرمطر اینها این همانجا باقی است وقتی كه از بین رفت آن وقت یك اثر بعد می‌آید، یك رطوبت جدیدی و یك اثر جدیدی را دوباره ایجاد می‌كند در همانجا ولی اگر همان باشد شما در مرتبه دوم كه بخواهد آن اثر رطوبت را بیاورید، كاری انجام نمی‌دهد همان رطوبت اولی در آن جسم باقی است ولا یختلف بورود اشباهه علیه با ورود اشباهش این اختلاف پیدا نمی‌كند واذا قیل فی الکتب وقتی شما می‌بینید نوشته كه ان الکلّیة واقع فی الاعیان او یشار الیه كلی در اعیان است باید ببینید در اعیان منظور چیست؟ نه اینكه به خود وجودش در اعیان است بلكه بصورت مثالی در اعیان است فانما یعنون به الطبیعة التی یعرض لها اذا وجدت فی الذهن ان تکون کلیة منظور این است كه طبیعتی كه این مساله به آن عارض می‌شود اگر در ذهن پیدا بشود این می‌شود كلّی والا اگر در ذهن پیدا نشود كه اصلا وجود خارجی ندارد والاشیاء مشترکة فی معنی کلی یفترق باحد امور اربعی اشیائی كه مشترك هستند در معنای كلّی و ما قبلا در كتاب قبل گفتیم این یكی از امور چهارگانه كه اینها با همدیگر در عرض و كم و كیف و اشتداد و ضعف و آن مطالبی كه در آن كتاب قبل بحث شد کما أشرنا الیه لان اشتراک ان کان فی عرضی اگر اشتراك، اشتراك در عرضی لا غیر فالا فتراق بنفس الماهیة مثل سواد و سطح. وان لم یکن الاشتراک فی عرضی خارج اگر اشتراك در عرض نباشد فقط در خارج باشد، فقد یفترقان بفصل اینها به فصل افتراق پیدا می‌كنند كه اگر اختلاف، اختلاف نوعی باشد ان کانت الشرکة فی معنی جنسی اختلاف، اختلاف نوعی است یا اینكه اختلاف او بعرضی غیر لازم ان کانت الشرکة فی امر نوعی و برای اصناف و غیرذلك از طبیعات مختلف در وصف و امثال ودر مقولات و اینها با همدیگر اختلاف دارند اذا اللازم للنوع لازم للفرد آنی كه برای نوع هست برای فصل هم هست فیتفق الجمیع در همه با همدیگر متفق هستند وان کان یجوز ان یکون الممیز لها لازم الشخص لا لازم النوع و اگر جایز است آن كه تمییز می‌دهد آن افراد را آن مصادیق را این لازم شرط باشد نه اینكه لازم نوع باشد او بتمامیه و نفس فی نفس الطبیعة مشترکة یا بواسطه تمام و نفس باشد كه باز در بحث، كم گفتیم اختلاف در كم بواسطه تام و ناقص بودن است لما عرفت من وهن قاعدة المتأخرین فی وجوب اختلاف حقیقی التام والناقص مما سبق ما قبلا این مساله را بحث كردیم مرحوم آخوند هم فرمودند كه اختلافی كه دارد در بحث اشتداد وجود كه آخر كتاب اول بود در آنجا گفتیم كه در بعضی از موارد ایشان فرمودند كه خود این ماهیت فی حد نفسه اشتداد پیدا می‌كند كه متأخرین قائل به این مساله بودند و همینطور بعضی از متقدمین، اگر یادتان باشد متاخرین گفتند: ماهیت اشتداد وضعف برنمی‌دارد این یك مساله واحد است آن كه اشتداد و ضعف برمی‌دارد عوارضی است كه بر این ماهیت است شما خیال می‌كنید ماهیت اشتداد و ضعف برداشته مثل مراتب وجود انسان یا حیوانیت و امثال ذلك كه این مساله در آنجا مطرح شد.