اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تشخص و تعین وجود ذهنی

تحلیل ماهیت و نحوه انطباق کلیات بر مصادیق خارجی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله تشخص و تعین در وجود ذهنی می‌پردازند. بحث با بررسی ماهیت وجود ذهنی آغاز می‌شود و این نکته مورد تأکید قرار می‌گیرد که هر صورت ذهنی، دارای تشخص خاص خود است و به واسطه وجودش تعین می‌یابد. در ادامه، استاد با نقد دیدگاه‌های رایج درباره ماهیت، به تفاوت میان حد وجودی و عدم می‌پردازند و قدرت عجیب ذهن در تصرف، مونتاژ و جعل مفاهیم را تشریح می‌کنند. در بخش پایانی، نحوه انطباق کلیات بر مصادیق خارجی و چگونگی تمایز میان افراد یک نوع مورد بررسی قرار می‌گیرد. این جلسه با تکیه بر مبانی فلسفی، به دنبال روشن‌سازی این حقیقت است که چگونه ذهن، صورت‌های کلی را از جزئیات انتزاع کرده و آن‌ها را بر مصادیق متعدد منطبق می‌سازد، بدون آنکه نیاز به خلق صورت‌های جدید داشته باشد.

تشخص و تعین وجود ذهنی

2
  • ذهن، یک شی‌ء عجیب و غریب!

  • این ذهنی که خدا به ما داده است یک شی‌ء عجیب و غریب است؛ می‌بُرَد، می‌دوزد، مونتاژ می‌کند، جدا می‌کند و هر کاری دلش بخواهد می‌کند؛ کاه را کوه و کوه را کاه می‌کند، جاهل را عالم نحریر و عالم نحریر را بی‌سواد می‌کند! این کار، کار ذهن است! خدا کرده دیگر! چه‌کارش می‌شود کرد؟! عالم صالح‌ را یک فاسقِ فاجر معرفی می‌کند، پسر پیغمبر را به‌عنوان خارجی بر خلیفۀ به حق زمان یعنی حضرت یزید بن ‌معاویه می‌کند! پسر پیغمبر و امامِ مفترض الطاعة را چون بر خلیفۀ زمان خروج کرده است فاسق و فاسد و مفسِد معرفی می‌کند و لذا واجب القتل است! آن‌هم چه خلیفه‌ای! جناب یزید! سگ‌بازِ فاحشه‌بازِ میمون‌باز، از این «باز»ها هرچه بگویید، این بزرگوار قابلیت حمل بر اینها را دارند، چون هر چیزی قابلیتی می‌خواهد و هرکسی نمی‌تواند استعداد داشته باشد تا هرچه «باز» هست را داشته باشد، این خلیفه و جانشین رسول خدا، قابلیت حمل اینها را دارند و این یک موضوعِ بسیار وسیع و فراخی است! پسر پیغمبر را فاسد و مفسد و آن آدم را به‌عنوان صالح و خلیفه معرفی می‌کند. این آیات را جعل کردند، ﴿وَإِذَا تَوَلَّىٰ سَعَىٰ فِي ٱلۡأَرۡضِ لِيُفۡسِدَ فِيهَا وَيُهۡلِكَ ٱلۡحَرۡثَ وَٱلنَّسۡلَ وَٱللَهُ لَا يُحِبُّ ٱلۡفَسَادَ1را حمل بر امیرالمؤمنین کردند و آن آیۀ خاتم بخشی امیرالمؤمنین را به ابن‌ملجم نسبت دادند! اینها کار کیست؟! کار ذهن است دیگر! کار ذهن اصلاً همین است که می‌آید و درست می‌کند و این را جای آن می‌گذارد و آن را جای این می‌گذارد و خدا هم کمکش می‌کند و شیطان هم کمک می‌کند، خدا می‌گوید: ﴿وَمَن يَعۡشُ عَن ذِكۡرِ ٱلرَّحۡمَٰنِ نُقَيِّضۡ لَهُۥ شَيۡطَٰنٗا فَهُوَ لَهُۥ قَرِينٞ﴾؛2 این آیه خیلی آیۀ عجیبی است! می‌گوید: هرکسی که مسیرش از مسیر خدا دور بشود خدا رهایش نمی‌کند و نمی‌گوید: حالا تو مسیرت دور شد پس برو پی کارت، نه! می‌گوید که در کنارت شیطان می‌آوریم و یا جای ما و یا جای شیطان هست و حدّ فاصل هم ندارد؛ یا این هست یا آن هست، اگر آمدی در مسیر ما ملائکه می‌آیند قرین تو می‌شوند و اگر نیامدی شیطان است؛﴿نُقَيِّضۡ لَهُۥ شَيۡطَٰنٗا فَهُوَ لَهُۥ قَرِينٞ﴾ و این شیاطین می‌آید کمکش می‌کند.

    1. . سوره بقره (2) آیه 205. امام شناسی، ج 6، ص 202:
      «و چون پشت كنند، و (اى پیامبر) از نزد تو بروند، آنچه در توان دارند براى فساد در روى زمین و از ریشه برانداختن نسل مردم و خراب كردن منافع و زراعت و درختان به‌كار برند، و خداوند فساد را دوست ندارد.»
    2. . سوره زخرف (43) آیه 36. معاد شناسى، ج ‌3، ص 243:
      «و كسى كه از یاد خداوند رحمن إعراض كند، ما مى‌گماریم بر او شیطانى را كه پیوسته با او قرین و ملازم است.»