اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تشخص و تعین وجود ذهنی

تحلیل ماهیت و نحوه انطباق کلیات بر مصادیق خارجی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله تشخص و تعین در وجود ذهنی می‌پردازند. بحث با بررسی ماهیت وجود ذهنی آغاز می‌شود و این نکته مورد تأکید قرار می‌گیرد که هر صورت ذهنی، دارای تشخص خاص خود است و به واسطه وجودش تعین می‌یابد. در ادامه، استاد با نقد دیدگاه‌های رایج درباره ماهیت، به تفاوت میان حد وجودی و عدم می‌پردازند و قدرت عجیب ذهن در تصرف، مونتاژ و جعل مفاهیم را تشریح می‌کنند. در بخش پایانی، نحوه انطباق کلیات بر مصادیق خارجی و چگونگی تمایز میان افراد یک نوع مورد بررسی قرار می‌گیرد. این جلسه با تکیه بر مبانی فلسفی، به دنبال روشن‌سازی این حقیقت است که چگونه ذهن، صورت‌های کلی را از جزئیات انتزاع کرده و آن‌ها را بر مصادیق متعدد منطبق می‌سازد، بدون آنکه نیاز به خلق صورت‌های جدید داشته باشد.

تشخص و تعین وجود ذهنی

1
  • درس ششصد و هشتم

  • تشخّص صورت خارجی در ذهن

  • أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم

  • بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم

  • صحبت در تشخّص صورت خارجی در ذهن بود که هر معنایی که در ذهن متصور می‌شود، این به همان وجود خاص متشخص می‌شود و این قابل انطباق بر فرد دیگر نیست و لذا در مصطلحات می‌گوییم که آقا این دیدگاه شخصی شماست یا این تصور ذهنی شماست یا شما این‌طور تصور کردید و دیگری شاید به شکل دیگری تصور کند.

  • وجود ذهنی دارای تشخّص و تعیّن

  • این حکایت از این مسئله می‌کند که وجود ذهنی هم مانند وجود خارجی متشخص و متعیّن است و تعیّنش هم به‌واسطۀ همان وجود است. البته در بحث‌های گذشته مرحوم آخوند فرمودند که آنچه موجب تشخّص است عبارت از وجود است. ماهیت موجب تشخّص نیست البته راجع به ماهیت هم در گذشته صحبت شد که تفسیری که از ماهیت آورده شده با آن معنایی که ما از ماهیت کردیم یک مقداری تفاوت دارد یااینکه اصلاً تفاوتش فقط در ابهام و تفصیل است. چون آن معنایی که برای ماهیت متصور است یک معنای عدمی است که هیچ قابلیتِ برای حمل صفات و اتصاف‌ به شیء را ندارد و هرچه هست همان وجود است که آن وجود، ماهیت را اصالت می‌بخشد و عرض شد که اگر ماهیت به معنای عدم محض باشد دیگر معنا ندارد که بر آن عدم محض حکمی بشود یااینکه صفتی بر او بار بشود یااینکه بتواند حدّ وجودی قرار بگیرد و نه‌اینکه ماهیت درقبال خود وجود و درقبال هستی وجود که قائل به ثنویت و اعتقاد به دو اصل قدیم در اینجا بشویم، بلکه ماهیت عبارت از همان حدّ وجودی است نه به‌عنوان عدم!

  • فرق حدّ وجودی با عدم

  • حدّ وجودی با عدم فرق می‌کند؛ عدم لا یُخبَرُ بِه است ولکن حدّ وجودی همان وجود است، منتها آن حدّ وجودی عبارت از تشخّص و تعیّن وجود به انحاء مختلف است. بنابراین ماهیتی که در ذهن تصور می‌شود، خودش نوعٌ مِن الوجود است منتها وجودش وجود مجرد است چون قائم به نفس و قائم به ذهن است و ظرف تحققش ذهن است ولی این جزئیتی که به‌واسطۀ ذهن برایش پیدا شده است، از ناحیۀ وجود برایش پیدا شده است یعنی وجود ذهنی، موجب این جزئیت شده است ولی همین ذهن این وجود ذهنی را از این ماهیت جدا می‌کند و وقتی جدا شد جزئیتش هم ازدست خواهد رفت، تا وقتی که قائم به ذهن است قابل صدق بر خارج نیست تا وقتی که قائم به ذهن است موجب تسرّی به ماهیت دیگر و به وجود دیگر نیست مثلاً برای همین آقا است و اصلاً از داخل شکم و نفس او درنمی‌آید تااینکه بخواهد به یک امر دیگری صدق بکند، این برای همین است و دراین‌صورت به هیچ عنوان نمی‌شود به آن دست زد ولی همین‌که آن استنادش را به آن شخص حذف می‌کنیم، وجودی را که آمده باعث تشخّص او شده است، کنار می‌گذاریم و همۀ این کارها را ذهن می‌تواند انجام دهد.