اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ماهیت کلی و جزئی در فلسفه و عرفان

نقش صورت مثالی در کشف حقایق و ارتباط با ولایت

14٬537
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوت میان مفاهیم «کلی» و «جزئی» در فلسفه پرداخته و نحوه انطباق کلیات ذهنی بر مصادیق خارجی را بررسی می‌کنند. ایشان با نقد نگاه‌های سطحی به این مبحث، بر اهمیت «صورت مثالی» به‌عنوان حلقه اتصال میان ذهن و عین تأکید می‌ورزند. در ادامه، این بحث به حوزه‌های معرفتی و عملی کشیده شده و بیان می‌شود که چگونه ادراک اولیاء الهی از حقایق و مافی‌الضمیر افراد، ناشی از نفوذ در همین صور مثالی است. در بخش پایانی، استاد با نقد رویکردهای سلیقه‌ای در تفسیر روایات و تاریخ، بر ضرورت تسلیم در برابر ولایت معصوم تأکید کرده و بیان می‌دارند که احکام ظاهری دین تنها زمانی به حقیقتِ شریعت بدل می‌شوند که تحت اشراف و تصرف مستقیم ولایت امام قرار گیرند، نه اینکه صرفاً در کنار اعتقاد به امام، به صورت مستقل و بدون اتصال به او اجرا شوند.

ماهیت کلی و جزئی در فلسفه و عرفان

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوت میان مفاهیم «کلی» و «جزئی» در فلسفه پرداخته و نحوه انطباق کلیات ذهنی بر مصادیق خارجی را بررسی می‌کنند. ایشان با نقد نگاه‌های سطحی به این مبحث، بر اهمیت «صورت مثالی» به‌عنوان حلقه اتصال میان ذهن و عین تأکید می‌ورزند. در ادامه، این بحث به حوزه‌های معرفتی و عملی کشیده شده و بیان می‌شود که چگونه ادراک اولیاء الهی از حقایق و مافی‌الضمیر افراد، ناشی از نفوذ در همین صور مثالی است. در بخش پایانی، استاد با نقد رویکردهای سلیقه‌ای در تفسیر روایات و تاریخ، بر ضرورت تسلیم در برابر ولایت معصوم تأکید کرده و بیان می‌دارند که احکام ظاهری دین تنها زمانی به حقیقتِ شریعت بدل می‌شوند که تحت اشراف و تصرف مستقیم ولایت امام قرار گیرند، نه اینکه صرفاً در کنار اعتقاد به امام، به صورت مستقل و بدون اتصال به او اجرا شوند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

ماهیت کلی و جزئی در فلسفه و عرفان

21
  • لزوم پذیرش احکام شرع ذیل احاطه و استیلای ولایت

  • در جلد سوم [اسرار ملکوت] احتمالاً توضیح می‌دهم و قضیه می‌رسد ولی خیلی فرق است. مشکل ما این است که ما احکام شرع را جدای از احاطه و استیلاء ولایت پذیرفته‌ایم؛ یعنی در مسئلۀ شرع باید دو چیز مورد توجه قرار بگیرد:

  • مسئلۀ اول ولایت امام علیه‌السّلام که ولایت معصوم است که «وَ لَم یُنادَ بِشَیءٍ کَما نودیَ بِالوَلایَة»1 این یک مسئله است.

  • مسئلۀ دوم احکام ظاهری است؛ صلاة، صوم، زکات، حج، امر به معروف، نهی از منکر و سایر مسائل. اینها احکام ظاهر هستند و آن‌هم مسئلۀ ولایت. ما آمدیم احکام ظاهر را گرفتیم و ولایت را در جنب آن فقط به‌عنوان یک نحوه تعلق و ربط قبول کردیم نه بیشتر و در اینجا گیر افتادیم؛ یعنی فرق بین خود و اهل‌تسنن را در این می‌دانیم ‌که اهل‌تسنن همین احکام را دارند؛ آنها هم امر به معروف دارند آنها هم نهی از منکر دارند؛ الآن اهل‌تسنن سازمان‌های امر به معروف و نهی از منکر ندارند؟! این‌طرف و آن‌طرف دارند، مأمورین نهی از منکر دارند، آمر به معروف دارند، حج هم دارند. البته در بعضی از مسائل با ما اختلاف دارند؛ فرض کنید ما رمی جمار ثلاثه را بعد از زوال انجام می‌دهیم و آنها صبح تا ظهر انجام می‌دهند! آنها هم انجام می‌دهند ولی ساعتش با ما فرق می‌کند! اصلش تفاوتی ندارد، ساعتش تفاوت دارد! آنها هم نمازشان رو به قبله است! ما هم نمازمان رو به قبله است، حالا ما دست را روی پا می‌گذاریم و آنها دست را روی شکمشان می‌گذارند! بالأخره همه چیز آنها شکمشان است! این را عمر بدعت گذاشت!2 از نظر احکام ظاهر فرق چندانی با ما ندارند منتها آنها مسئلۀ ولایت را اصلاً قبول ندارند و می‌گویند: اینها چیزهایی است که شیعه درآورده است و ما ولایت نداریم و فقط حاکم داریم؛ خلیفۀ بعد از رسول خدا این خلفای راشدین هستند و بعد از آنها هم این خلفا بودند و الآن هم که حاکمشان همان امیر و متولّی است ولی ما نه، فقط تنها هنر ما این بود که آمدیم یک امام زمان علیه‌السّلام را در کنار این قرار دادیم! یک امام زمانی که هیچ کار هم از او برنمی‌آید؛ رفته در یک جایی که اصلاً نه از او خبری است و نه چیزی هست! فقط همان اعتقاد و عقد قلبی داریم به اینکه این امام، امام دوازدهم است و موجود است و بعد هم ظهور پیدا می‌کند! به همین مقدار مصحّح اعمال و احکام ظاهری می‌دانیم نه بیشتر! آن‌وقت در اینجا گیر می‌کنیم؛ یعنی وقتی که ولایت را متصرف در امور خود ندانیم و او را صاحب اختیار ندانیم و او را ولیّ و صاحب ارادۀ خود و ﴿وَنَحۡنُ أَقۡرَبُ إِلَيۡهِ مِنۡ حَبۡلِ ٱلۡوَرِيدِ﴾3 ندانیم آن‌وقت در اینجا گیر می‌کنیم و طبق احکام ظاهری و طبق مدرکات خودمان ‌شروع می‌کنیم و امام زمان را هم در اینجا در کنار مسئله قرار می‌دهیم که او بالأخره هست و دارد ما را هم می‌بیند و زندگی خودش را دارد می‌کند و ما هم داریم زندگی خودمان را می‌کنیم. درست شد؟!

    1. . الکافی، ج ۲،‌ ص ۱۸.
    2. . جواهر الكلام، ج 11، ص 19.
    3. . سوره ق (50) آیه 16. انوار الملكوت، ج ‌2، ص 217، تعلیقه، 1:
      «و ما از رگ گردن و رگ حیاتى او به او نزدیك‌تر هستیم‌.»
/ 613