اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(2) في الكلي و الجزئي 02-11-1429

نسخه عربی

جلسه ۶۰۷

5
  •  تلمیذ: این تطابق ذهن با خارج اشتراك در ماهیت دارد؟

  •  استاد: اصلا بطور كلی صورت مثالی همین است صورت مثالی آن ماهیت با اختلاف وجود، یعنی وجود چون دارای مراتب مختلفه از نظر شدت و ضعف از نظر تجرد و از نظر غیرتجرد هست، این موجب می‌شود كه به صور مختلفة عینیه دربیاید آن صور مختلفة عینیه با حفظ ماهیت دارای وجودات متفاوت است.

  •  تلمیذ: آیا ماهیت از وجود ذهنی انتزاع می شود؟

  •  استاد: نه، ببینید از صور ذهنی انتزاع نمی‌كنیم شما از همان وجود خارجی یك صورت مثالی آن صورت مثالی را كشف می‌كنید، به آن كشفی كه شما كردید حالا من یك مثالی بزنم كه آن مثال یك مقدار مساله را نزدیكتر بكند فرض كنید یك شخصی در یك مجلسی یك صحبتی را كه می‌كند و یك حرفی را كه می‌زند شما می‌بینید به تعداد افرادی كه در آن مجلس هستند برداشت‌های مختلفی شده است این برداشت‌های مختلف ناشی از چیست؟ این ناشی از علل مختلفی است كه در اینجا نقش داشته است یكی از آن علل كیفیت ارتباط مستمع با متكلم است، ممكن است یك مستمعی كنار دست متكلم نشسته باشد این بهتر حرف را بشنود تا یك مستعمی كه فرض كنید آن گوشه نشسته است، آن كیفیت به اصطلاح یك استماع، دیگر عبارت است از میزان حواس و آن هوشی كه مستمع آن هوش را به متكلم می‌دهد یك كسی كاملا دقیق دارد به زبان متكلم نگاه می‌كند و از حركات چشم و ابرو مطلب درمی‌آورد. ـ مرحوم آقا می‌گفتند كه ما وقتی كه پیش بزرگان می‌نشستیم نه از صحبت آنها بلكه از حركات چشم آنها مطلب را می‌فهمیدیم یكی می‌نشیند هینطوری به در و دیوار نگاه می‌كند انگار این كه اینجا نشسته است مشهدی حسن دوغ فروش است این مثلا كی است ... عین عربها می‌آمدند یا رسول‌اللَه حدثنی!!! انگار پسرخاله‌اش است حدثنی، قصه بگو برایمان نمی‌دانم از این قصه‌ها و لِنگش را دراز می‌كرد عین الاغ، همین‌طوری به پیغمبر می‌گفت بیا مشت و مال بده، خوب حالا اگر پیغمبر یك حرفی بزند و در یك محفلی صحبتی بكند، اینها چه می‌فهمند چقدر ادراك می‌كنند؟ پس اینها مسائل، مسائل خارجی است یك مقداری از مسائل برگشتش به میزان اطلاع خود شخص است، خود شخص با اطلاعی كه از متكلم و از جریانات دارد، آن اطلاعاتش در كیفیت تحصیل مطلب كمك می‌كند اینها من حیث المجموع مسائلی است كه برای فرد حاصل می‌شود و هر شخصی به مقتضای ارتباطش مطالب را به نحوی ادراك می كند، در این مساله ما در زمان گذشته، خودمان می‌دیدیم كه وقتی كه بعضی‌ها یك مطلبی را می‌گفتند دقیقا برداشتی كه من می‌كردم صدوهشتاد درجه با بقیه فرق می كرد، دقیقا صدوهشتاد درجه با برداشتی كه می‌دیدیم بعضی‌ها می‌كردند تفاوت داشت و الان آن برداشت دارد ترویج می‌شود، دیگر ببینید چه خواهد شد؟ برداشت صدوهشتاد درجه‌ای كه من داشتم و من یقین به صحّت برداشت خودم دارم، دیگر یقین را كه انسان نمی‌تواند انكار كند. الان شما می‌بینید برخلافش دارد برداشت می‌شود و دارد ترویج می‌شود. پس هركسی یك نوع برداشتی دارد و یك نوع برای خودش از صحبتی كه شده صورت مثالی ذهنی كشف می‌كند یعنی می‌گوید این شخص كه الان دارد در اینجا صحبت می‌كند منظور ایشان از آن مطالب این است، در حالیكه هیچ ارتباطی ندارد صحبتی است كه از متكلم خارج شده و این مساله ای كه قائل به او است نه ارتباطی من با ایشان دارم و نه ارتباطی با صحبت ایشان دارم فقط یك ارتباطی از نظر صوتی و برداشت علمی كه همان علم معلوم بالذات است، از مطالب ایشان برای من حاصل می‌شود كه به آن می‌گوییم صورت مثالی، كشف آن صورت مثالی از كجاست؟ از همین ارتباط است، این ارتباط باضافه آن منطویات در ذهن و آن محفوظاتی كه در ذهن است ضمیمة آنها می‌شود و یك صورت مثالی برای من حاصل می‌شودویك صورت مثالی مختلف برای شما پیدا می‌شود حال بین این صورت مثالی و آن صورت مثالی این اختلاف از كجا آمده است در حالی كه هردو كشف یك صورت مثالی كرده، من روی صورت مثالی خودم قسم می‌خورم شما هم قسم می‌خوری در حالی كه هردو با همدیگر مختلف است، این به خاطر چیست؟ این به جهت كیفیت انطباق صورتِ مثالی ذهنی شما با آن صورت مثالی خارجی است، صورت مثالی خارجی دوتا كه نیست بلكه یك واحد است نه دو خواهد شد و نه سه، عمده این است كه ما بتوانیم هرچه دقیق‌تر و هرچه عمیق‌تر و هرچه ظریف‌تر به آن صورت مثالی اطلاع پیدا كنیم و آن صورت مثالی را كشف كنیم این مساله مهم است حالا آن صورت مثالی كه برای ما پیدا شده می‌گوییم پس منظور ایشان این بوده، حالا آن چه در ذهن ما است آیا واقعا صورت مثالی خارجی است؟ این را نمی‌دانیم، بله آن عبارت است از معلوم بالذاتی كه ما را با آن صورت مثالی خارجی ربط می‌دهد فقط ربط می‌دهد كار دیگر انجام نمی‌دهد لذا فردا می‌بینیم ایشان می‌گوید من كی این حرف را زدم؟ اصلا كی منظورم این بود!؟ می‌رویم دوباره نوار را برمی داریم، دوباره گوش می‌دهیم می‌بینیم عجب این صحبت را اصلا اشتباه فهمیدیم این صحبت را عوضی ما شنیدیم این صحبت را روی ذهنیت خودمان آمدیم حمل كردیم خوب این در اینجا این نكته برای انسان اینجا واضح می‌شود كه انسان اولا بلااول باید در كشف صورت مثالی خارجی دقت كند. اینكه این همه می گویند وقتی كه روایت می‌خوانیم، وقتی كه می‌گویید قال الصادق و قال الباقر علیهماالسلام به این ور وآن ور نگاه نكن، به این كه حسن و حسین چه گفت نگاه نكن، به كلام فلان آقا و فلان آقا نگاه نكن، به اینكه كی چطوری تفسیر كرده نگاه نكن، فقط نگاه كن به اینكه از امام صادق چه فرموده؟