جلسه ۶۰۷
1اعوذباللَه من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
فصل ٢
الکلّی علی الاصطلاح الّذی معناه بحسب ذلک أنه یحتمل الشرکة أو لا یمنع الشرکة یمتنع وقوعه، فی الأعیان فإنه لو وقع فی الأعیان حصلت له هویة متشخّصة غیر مثالیة فلا یصح فیها الشرکة.
بحث درباره كلّی معنای آن است. اگر چه كه در مباحث گذشته معلوم بوده است ولی حالا ایشان بطور مشخص برای این مساله بحث جداگانهای را تقریرمی كنند.
بطور كلی در اصطلاح، كلّی به حقیقتی گفته میشود كه قابلیت انطباق خارجی را در مصادیق مختلفه و متكثره دارد این معنا، معنای كلّی است. به خلاف كلّ كه خود آن لفظ به مفهوم ابتدائی وضعی خودش افراد مختلف را شامل میشود. دیگر اینكه دلالت كلّی بر مصادیق متكثره و متعدده، دلالت عقلیه است نه دلالت وضعیه، ولی در كلّ اینطور نیست خود لفظ دلالت میكند لذا در مصداق كلّ حتما باید افراد متكثره وجود داشته باشند، شما اگرفقط یك عالم در بلد هست نمیتوانید بگویید: اكرم كل عالم فی البلد، یا اكرم العالم فی البلد كه الف و لامش از نوع استغراق باشد و دلالت بر كل بكند، یا اكرم العلما چون یك عالم بیشتر وجود ندارد، ولی عالم به عنوان جنس را میتوانید به كار ببرید كه یك مصداق داشته باشد برای آن عالم یا مصادیق متكثرهای باشد از این نظر هر دو یكی است و تفاوتی نمیكند. شما برای این عالم در خارج یك مصداق داشته باشید میتوانید بگویید اكرم العالم، هزارتا عالم هم باشد باز هم میتوانید بگویید اكرم العالم، زیرا در العالم حكم روی فرد نرفته است به عنوان انّه خارج، بلكه حكم رفته روی آن به عنوان این كه او میتواند مصداق برای این طبیعت باشد به این لحاظ شما میگویید اكرم العالم پس بنابراین در اینجا لحاظ فرد و مصداق را ندارید، بلكه لحاظ تحقق خارجی این طبیعت و ماهیت را دارید حالا در این تحقق خارجی یك مصداق باشد، خرجتان كمتر است اگر فرض كنید دو تا مصداق باشد دیگر واویلا میشود سه تا مصداق باشد واپیغمبرا، واحمزتا، و اگر بیشتر دیگر نمی دانم چه می شود. حالا اگر بخواهد اطعام كند میشود كاری كرد مثلا یكی باشد میشود پلوخورشت، دوتا باشد میشود آبگوشت، سه تا باشد میشود نان و پنیر و سبزی ومی گویید نان وپنیر وسبزی خیلی خوب آنقدر مفیدس! است آنقدر خوبس! است برای بدن كه هیچ چیز به پایش نمی رسد! بالاخره هرچیزی راه دارد.

