اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تحلیل ماهیت و عوارض آن در فلسفه

بررسی نسبت میان ماهیت، وجود و اعتبارات ذهنی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه ماهیت و نحوه حمل عوارض بر آن می‌پردازند. بحث با تحلیل کلام صاحب مواقف درباره علت تقدیم سلب بر موضوع آغاز می‌شود و با نقد مرحوم آخوند بر این دیدگاه ادامه می‌یابد. در این مسیر، تفاوت میان حمل اوصاف به شرط وجود و حمل آن‌ها با لحاظ وجود خارجی روشن شده و مرز میان قضایای موجبه و معدوله تبیین می‌گردد. استاد با بررسی پرسش‌های مربوط به وحدت و کثرت ماهیت، به این نتیجه می‌رسند که ماهیت در مرتبه ذات خود، اقتضای هیچ‌کدام را ندارد و وحدت و کثرت تنها در پرتو وجود خارجی و مظاهر مختلف آن معنا می‌یابد. در نهایت، با نقد نسبت میان کلی طبیعی و جزئیات، روشن می‌شود که کلیت تنها در ظرف ذهن تحقق دارد و در خارج، هر فرد از حقیقت ماهیت، بهره‌ای منحصر به خود دارد.

تحلیل ماهیت و عوارض آن در فلسفه

9
  • فرق واحد عددی با واحد بِالصرافه

  • وَ لیس أنَّ الإنسانیةَ الکلیّةَ انسانیةٌ واحدةٌ بِالعددِ موجودةٌ فى کثیرینِ کَما أسلَفناهُ ذِکرَه فأنَّ الواحدَ العَدَدى لا یَتصوّرُ أن یکونَ فى أمکنةٍ کثیرةٍ.1

  • این‌طور نیست كه انسانیت یك انسانیت كلیه و واحد عددی باشد كه در همه هست [همان‌طور که] قبلاً این بحث را در بحث ماهیات كردیم؛ یك واحد عددى نمى‌تواند در مکان‌های متعدد باشد. اگر این كتاب واحد است یا باید در دست من باشد یا در دست شما باشد، نمى‌شود در آنِ واحد هم این كتاب در دست من باشد و هم در دست شما باشد، نمى‌شود این كتاب در آنِ واحد هم در این حجره باشد و هم در حجرۀ دیگر باشد! این واحد، واحد عددى است. بله! واحد غیرعددی واحدى است كه واحد بِالصرافه است و آن واحد، واحدى است که در همۀ اشیاء حضور دارد و حضورش در همۀ اشیاء به معناى ظهور است نه به معناى وجود خارجی كه آن شی‌ء را از یك شی‌ء دیگر منحاز كند كه دراین‌صورت دوباره واحد عددى مى‌شود.

  • وصف بارى تعالی در کلام امیرالمؤمنین علیه‌السّلام

  • لذا امیرالمؤمنین علیه‌السّلام در وصف بارى تعالى مى‌فرماید: «واحدٌ لا بِعدد»2 این «واحدٌ لا بِعدد» معنایش همین است كه چون خود عدد معنایش شمارش است و شمارش در جایی است كه قابلیت اثنین و ثلاث و رباع وجود داشته باشد، وقتى كه شما یك ذاتى را متصَّف به واحد مى‌كنید یعنى قابلیت براى اثنین را دارد یعنى نظیر او اثنین مى‌شود و نظیر او ثالث می‌شود و همین‌طور ثلاث و اربع و خمسه فرض مى‌شود! «عَدّ» یعنى شمارش، واحد عددى یعنى واحدى كه قابل شمارش است و مى‌شود براى او ثانى فرض كرد. در چه مواردى براى یك شیء ثانى فرض مى‌شود؟ در آنجایى كه آن شیء محدّد به حدود باشد، اگر محدّد به حد بود و قابل امتیاز از مقارنات و محیط خود و اطراف خود بود، در آنجا این «عَدّ» و شمارش مصداق پیدا مى‌كند و مطرح مى‌شود ولى اگر شما واحدى را پیدا كردید ـ هرچه مى‌خواهد باشد ـ كه آن واحد قابلیت «عَدّ» را ندارد گرچه وحدت دارد ولى قابل شمارش نیست و این عدم قبول شمارش به‌واسطۀ كیفیت هویت ذاتیۀ اوست؛ ذات او به یك نحوى است كه اقتضاء شمارش نمى‌كند و ذات او به یك نحوى است كه اقتضاء اثنینیت نمى‌كند، نمی‌توان برای او نظیر آورد و نمی‌شود مثال و مانند و ندّ براى او تصور كرد، در ‌عین اینکه واحد است، از سنخ واحد عددى خارج است.

    1. همان.
    2. نهج البلاغه (صبحی صالح)، ص 296.