
تحلیل ماهیت و عوارض آن در فلسفه
بررسی نسبت میان ماهیت، وجود و اعتبارات ذهنی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه ماهیت و نحوه حمل عوارض بر آن میپردازند. بحث با تحلیل کلام صاحب مواقف درباره علت تقدیم سلب بر موضوع آغاز میشود و با نقد مرحوم آخوند بر این دیدگاه ادامه مییابد. در این مسیر، تفاوت میان حمل اوصاف به شرط وجود و حمل آنها با لحاظ وجود خارجی روشن شده و مرز میان قضایای موجبه و معدوله تبیین میگردد. استاد با بررسی پرسشهای مربوط به وحدت و کثرت ماهیت، به این نتیجه میرسند که ماهیت در مرتبه ذات خود، اقتضای هیچکدام را ندارد و وحدت و کثرت تنها در پرتو وجود خارجی و مظاهر مختلف آن معنا مییابد. در نهایت، با نقد نسبت میان کلی طبیعی و جزئیات، روشن میشود که کلیت تنها در ظرف ذهن تحقق دارد و در خارج، هر فرد از حقیقت ماهیت، بهرهای منحصر به خود دارد.
تحلیل ماهیت و عوارض آن در فلسفه
10مثال برای ظهورات مختلف با حفظ واقع
شما مىتوانید همین مطلب را در مورد انسان فرض كنید و نظیرش در مورد انسان است. شما واحد هستید یا متكثّر؟ واحد هستید. هركدام از ما یك واحدى هستیم كه قابل برای شمارش نیستیم؛ یعنى نه در ارتباط با بقیه بلکه در ارتباط با خودیت خود، وقتی خودیت خود را درنظر مىگیریم یك واحد هستیم و دو برنمىداریم و خود نفس ما در حدّ ما دو برنمىدارد. حالا وقتى كه نگاه بكنیم مىبینیم این وجود و نفس ما داراى ظهورات مختلف است فرض كنید یك نفر خندان مىآید و مىنشیند یك ساعت با شما مىخندد، مىگویید: عجب آدم خندهرو و متبسمى است! مبتسم، منبسط و خلیق، بااخلاق و جلیسى است كه انسان باید با آنها همصحبت بشود، قشنگ با او صحبت مىكنید. فردا میروید و مىبینید که اخم كرده است و با اخم دارد با شما صحبت مىكند و معلوم نیست دیشب از دست زنش كتك خورده یا دعوایش شده است! خلاصه امروز یوم بُئسى براى او بوده است و نتوانسته است دیشب را به خوبى و خوشى به روز آورد و دارد این بُئسیت و اخم را بر سر رفقایش خالى مىكند! مىگویید: عجب آدم بىاخلاق و تندخو و فلانی است! در اینجا شما مىتوانید بگویید که الآن دو وجود در اینجا وجود دارد؛ یكی وجود دیروز و دیگرى وجود امروز و این اختلاف در مظاهر باعث اختلاف در اصل است. الآن دو واحد است و دیروز یك واحد بود، الآن یك واحد است و اگر به صورت دیگر دربیاید و در حال درس و تعلیم باشد واحد دیگر است و اگر به صور مختلف دیگرى دربیاید كه بهتر از من مىدانید، اینها همه ظهورات و مظاهر مختلف مىشود.
عدم دخالت مظاهر مختلفه در انسلاخ وحدت از ذات بارى و عروض تعدد و كثرت بر آن
پس ما همین مطلب را در مورد خودمان پیاده مىكنیم؛ بااینكه ما شخص واحد هستیم و انسان و مصداق واحد هستیم ولى دو مظهریت مخالف و سه مظهریت مخالف موجب تعدّد آن اصل و واقع نمىشود بلکه با حفظ واقع، ظهور مختلف است. این مسئله در مورد بارى تعالى [هم همینطور است] و با حفظ آن اصل مظاهر مختلفهاى از وجود را مىبینید كه آن وجود به مظاهر مختلفى ظهور كرده است؛ یك مظهرش انسان شد، یك مظهرش ملائكه شد، یك مظهرش جن شد، یك مظهرش شیطان شد، یك مظهرش حیوان شد، ـ حیوانات هم مختلف هستند ـ زمین شد، آسمان شد، مجرد و غیرمجرد شده است و این مظاهر مختلفه در وجود موجب انسلاخ آن وحدت از ذات بارى و عروض تعدد و كثرت در ذات بارى نمىشود! این مثال را راجع به خودتان زدید و راجع به بارى هم همین مسئله در آنجا وجود دارد.
