اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مبانی توحیدی در سلوک و مواجهه با اعتبارات

نقش منشأ انتزاع در تحقق حقایق و پرهیز از تخیلات

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه «منشأ انتزاع» در مباحث فلسفی و عرفانی پرداخته و تأکید می‌کنند که هرگونه اعتبار و انتزاعی در عالم، نیازمند یک ریشه و حقیقت خارجی است. ایشان با نقد رفتارهای اعتباری و سطحی در جامعه، بر لزوم عبور از تخیلات و اوهام تأکید کرده و مسیر سلوک را منحصر در توجه به حقیقت توحیدی می‌دانند. در ادامه، با اشاره به سیره اولیای الهی و نحوه ارتباط آنان با عالم و افراد، تفاوت نگاه توحیدی با نگاه‌های اعتباری و نفسانی را تشریح می‌کنند. این بحث به مخاطب کمک می‌کند تا با شناخت دقیق‌تر از جایگاه اعتبارات در زندگی و سلوک، از افتادن در دام‌های نفسانی و شیطانی که مانع رسیدن به توحید است، پرهیز کرده و با استقامت بر مسیر حقیقت، از تزلزل در برابر حوادث و تغییرات ظاهری مصون بماند.

مبانی توحیدی در سلوک و مواجهه با اعتبارات

7
  • این مسائل را از بزرگان دیدیم؛ اسم حج كه مى‌آمد مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ همین‌طور اشك از چشمشان مى‌آمد، مى‌نشستند و اشك می‌ریختند! ایشان از حج چه مى‌فهمیدند؟ شما همین را نسبت به امام زمان علیه‌السّلام درنظر بگیرید منتها بالاتر! او هم همین است، شما فكر كردید امام زمان كه هر سال به حج مى‌رود همین‌طورى است؟! می‌گوید: حالا كه بیکار هستیم به آنجا برویم؟! نه! امام زمان هم مى‌رود و از آن حج استفاده مى‌كند منتها استفاده‌اى كه او مى‌كند با استفاده‌اى كه ما مى‌كنیم بینَ الأرضِ و السماء فاصله هست؛ هركسى به حسب خودش!

  • [من‌باب‌مثال] استفاده‌اى كه ما می‌كنیم؛ خیلى استفاده كنیم حالمان خوب بشود و تغییر و تحولاتى در ما پیدا بشود و چه‌بسا مسائلى پیدا بشود و خوابى ببینیم. دیده شده است افرادى كه به حج مى‌روند در آنجا خواب‌هایشان فرق مى‌كند، اینها همه به‌خاطر آن تأثّراتى است كه از تأثیرات آن امكنه و آن فضاها براى اینها حاصل مى‌شود. آیا امام زمان هم همین است؟! نه آقاجان، او در یك عالم و فضاى دیگرى است، او هم كه به كعبه نگاه مى‌كند، دارد در آن مرتبۀ خودش‌ سیر خود را مى‌كند. حالا این آقا نشسته و شروع به غیبت كردن می‌کند که فلان آقا این كار را كرده است! همین آقایی كه ما دیشب بدون پاسدار دیدیم البته پاسدار كه آنجا نیست از همین شرطه‌های سعودى همراهش بود شروع كرده بود فلان حرف را می‌زد یعنى آن‌قدر بلندبلند حرف مى‌زد مى‌خواستم بگویم که ساكت باش، اینجا جاى این حرف‌ها نیست! بلند شو برو بیرون حرف بزن، برو در مسافرخانه‌ات حرف بزن! به مكه آمدی و در مسجدالحرام نشستی و غیبت مى‌كنى و از این‌وآن حرف مى‌زنی؟! درست نیست! همین‌كه داشتند حرف مى‌زدند یك‌دفعه همهمه شد و ما سمت چپ را نگاه كردیم و دیدیم همان دیشبى دارد می‌آید ولى با چه هیئتى! حالا این مسجدالحرام، مسجدالحرام است! حالا سه‌تا شرطه از این‌طرف و از سمت چپ و راست و از عقب و جلو، حالا درست شد! هر چیزی زیبنده‌اش یك چیز است، بالأخره حساب و كتاب دارد! كار خدا كه مثل ما نیست، حساب و كتاب دارد! بعد هم این افراد كم‌كم جمع شدند! این را دارم مى‌گویم كه چشم و اینها را نگاه كنید! همۀ ما در خیالاتیم! همۀ ما در اوهامیم! یك‌دفعه سى چهل نفر دور او جمع شدند! این دیگر مثل دیشب نبود كه همین‌طور كله را پائین بیندازد و بیچاره مثل كشتى‌شكسته و طوفان‌زده باشد، نه! دیگر با همه خو‌ش‌وبش می‌کرد و دست تكان مى‌داد و لابد برای كعبه هم یك دستى تكان داد و آن را مورد لطف قرار داد! بعد دیگر در این موقع رسیدند و اینها تا نگاه كردند گفتند: فلانى، فلانى! بلند شو برویم عكس بیندازیم. همین‌هایى كه داشتند غیبتش را مى‌كردند گفتند که برویم عکس بیندازیم! چند نفرى آمدند!