اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مبانی توحیدی در سلوک و مواجهه با اعتبارات

نقش منشأ انتزاع در تحقق حقایق و پرهیز از تخیلات

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه «منشأ انتزاع» در مباحث فلسفی و عرفانی پرداخته و تأکید می‌کنند که هرگونه اعتبار و انتزاعی در عالم، نیازمند یک ریشه و حقیقت خارجی است. ایشان با نقد رفتارهای اعتباری و سطحی در جامعه، بر لزوم عبور از تخیلات و اوهام تأکید کرده و مسیر سلوک را منحصر در توجه به حقیقت توحیدی می‌دانند. در ادامه، با اشاره به سیره اولیای الهی و نحوه ارتباط آنان با عالم و افراد، تفاوت نگاه توحیدی با نگاه‌های اعتباری و نفسانی را تشریح می‌کنند. این بحث به مخاطب کمک می‌کند تا با شناخت دقیق‌تر از جایگاه اعتبارات در زندگی و سلوک، از افتادن در دام‌های نفسانی و شیطانی که مانع رسیدن به توحید است، پرهیز کرده و با استقامت بر مسیر حقیقت، از تزلزل در برابر حوادث و تغییرات ظاهری مصون بماند.

مبانی توحیدی در سلوک و مواجهه با اعتبارات

6
  • علت توصیه به نگاه کردن به کعبه در روایات

  • علت نهی از توجه به اهل دنیا

  • خلاصه ما در مسجدالحرام روبروى مستجار نشسته بودیم و یك‌دفعه دیدیم شلوغ شد آن‌وقت كنار ما چند نفر بودند و دیدم اینها به‌جاى اینكه قرآن بخوانند [توجهشان به اینها بود]! در مسجدالحرام که دیگر كه نمى‌آیند بنشینند و غیبت كنند و حرف‌هاى لغو و بیهوده بزنند! آقا بنشینید قرآن بخوانید! «النظرُ إلى الکعبةِ عبادة»1 نگاه كنید، اینجا دیگر گیرتان نمى‌آید! هر مقدار كه انسان به این كعبه نگاه كند از آن كیفیت ربط بین ظاهر و باطن، استجلاب آن باطن را براى خودش مى‌كند و این توجه، ارتباط دادن نفس به باطن است نه‌اینكه فقط نگاه كردن باشد! چرا مى‌گویند که به زن نامحرم نگاه نكن؟! ـ البته یك نظر حلال است، نظر دوم را نگاه نكنید! ـ چون همین‌كه نگاه مى‌كنید خودتان را هم مى‌برید و جزو آن مى‌كنید! نفست را متوجه آن مى‌كنى، خیال و نفس و ذهن همه در آن متمركز مى‌شود! چرا مى‌گویند: وقتى كه یك كسى دارد مى‌رود و اهل شئونات و دنیا است به او نگاه نكن؟! چرا مى‌گویند که وقتى چندتا ماشین دارند از یك جا رد مى‌شوند و خیلى شلوغ می‌شود نگاه نكن؟! چون در آنها می‌روی؛ در این دنیا و این حال‌وهوا! آنها چندتا ماشین با خودشان راه مى‌اندازند كه تو نگاه كنى و اگر تو نگاه نكنی، خر هم آنها را سوار نمى‌كند نه‌اینكه آنها سوار خر نشوند! این نگاهى كه مى‌كنى، نفس و ملكوت خودت را در ملكوت او مى‌برى لذا تأثیر می‌گذارد! اینكه مى‌گوید: «النظرُ إلى الکعبةِ عبادة» یعنى ملكوت خودت را در ملكوت كعبه ببر! در توجه به ظاهر، این ظاهر وقتى كه توجه مى‌كند همراه با این توجه، برزخ و مثال و ملكوت [هم متوجه می‌شود] دیگر بسته به اینكه شخص در چه مرتبه‌اى است هرچه بالاتر، بالاتر.

  • کعبۀ بدون امام

  • مگر امام زمان به كعبه نگاه نمى‌كند؟! امام زمان هم به كعبه نگاه مى‌كند، او هم كه هرسال به كعبه مشرف مى‌شود نگاه مى‌كند بااینكه تمام ارزش كعبه به وجود امام است و بدون امام كعبه كلوخى بیش نمى‌ارزد، كلوخى كه با او دیوار مى‌سازند! وجود امام است كه به كعبه ارزش مى‌دهد و واسطۀ آن نفحاتى كه از جانب ملكوت كعبه بر نفس انسان مى‌آید امام است، اگر امام نباشد به‌اندازۀ سر سوزن نصیب من و شما نمى‌شود! یك سر سوزن! ولى همین امام وقتى كه به كعبه نگاه مى‌كند چه مى‌فهمد؟ چه چیزی را درك مى‌كند؟ وقتی که ابن‌مسعود برای پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم قرآن می‌خواند ـ معمولاً ابن‌مسعود می‌خواند و قشنگ هم قرآن مى‌خواند و صداى حزینى داشت ـ حضرت گریه مى‌كرد، او چه چیزى را درك مى‌كرد؟ چه چیزى را مى‌فهمید؟ آیا ما هم همان‌طوری که او بود هستیم؟! نه، هزار بار از اول تا آخر قرآن را هرّى مى‌خوانیم و یك قطره اشك هم برایمان نمى‌آید هیچ، هیچ چیزی هم متوجه نمى‌شویم! ولى او نه، او گریه مى‌كرد و متحول مى‌شد و رنگش قرمز مى‌شد! خلاصه اینجا یك خبرهایی هست كه ما نمى‌دانیم ولى همین‌قدر مى‌دانیم که هست چون خودمان دیدیم.

    1. من لایحضره الفقیه، ج 2، ص 205.