اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مبانی توحیدی در سلوک و مواجهه با اعتبارات

نقش منشأ انتزاع در تحقق حقایق و پرهیز از تخیلات

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه «منشأ انتزاع» در مباحث فلسفی و عرفانی پرداخته و تأکید می‌کنند که هرگونه اعتبار و انتزاعی در عالم، نیازمند یک ریشه و حقیقت خارجی است. ایشان با نقد رفتارهای اعتباری و سطحی در جامعه، بر لزوم عبور از تخیلات و اوهام تأکید کرده و مسیر سلوک را منحصر در توجه به حقیقت توحیدی می‌دانند. در ادامه، با اشاره به سیره اولیای الهی و نحوه ارتباط آنان با عالم و افراد، تفاوت نگاه توحیدی با نگاه‌های اعتباری و نفسانی را تشریح می‌کنند. این بحث به مخاطب کمک می‌کند تا با شناخت دقیق‌تر از جایگاه اعتبارات در زندگی و سلوک، از افتادن در دام‌های نفسانی و شیطانی که مانع رسیدن به توحید است، پرهیز کرده و با استقامت بر مسیر حقیقت، از تزلزل در برابر حوادث و تغییرات ظاهری مصون بماند.

مبانی توحیدی در سلوک و مواجهه با اعتبارات

5
  • مولانا ـ رحمةالله‌علیه ـ واقعاً چقدر قشنگ می‌گوید:

  • چشم باز و گوش باز و این ذکا***خیره‌ام در چشم‌بندیِ خدا1
  • این چشم باز است و گوش هم دارد ولى دوباره مى‌رود! اصلاً خیلى عجیب است! در همین سفر اخیر كه عمره مشرف‌ بودم‌ شب در مسجدالحرام نشسته بودم، شب قبلش دیده بودم که یك بنده خدایی آمد و از ایرانی‌ها بود و معمم بود و با او كسى نبود و از این شرطه‌ها و پاسبان‌های سعودى همراهش نبودند، با یكى می‌آمد و مى‌رفت و نه كسى نگاهش مى‌كرد و نه كسى كارى با او داشت، سرش را پایین انداخته بود و خیلى هم ناراحت بود كه چرا مورد توجه نیست! دید اینكه نشد، فردا شب یك‌دفعه دیدم چندتا از این‌طرف و از آن‌طرف او راه می‌روند و از عقب هم شرطه‌ها! چه خبر است؟! همین یك روزه یك‌دفعه طرح ترور شما ریخته شد كه اینها را دنبال خودت راه انداختى؟! چون اینها براى جلوگیری از ترور است! یعنى اینها مى‌آیند که محافظت كنند تا یك وقت [کسی] سوءظن یا كارى یا قصد بدى به اینها نداشته باشد و اینها را محافظت كنند ولو در مسجدالحرام! ﴿ٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡحَرَامِ ٱلَّذِي جَعَلۡنَٰهُ لِلنَّاسِ سَوَآءً ٱلۡعَٰكِفُ فِيهِ وَٱلۡبَادِ﴾2 حتى ممكن است در مسجدالحرام هم قصد ترور باشد و حتماً باید بیست نفر این‌طرف و آن‌طرف آدم را بگیرند تااینكه انسان در مسجدالحرام با كبكبه و دبدبه بیاید! اینكه ارزش ندارد که تنهایى بیاید و برود، این‌هم شد حج؟! این‌هم شد عمره؟! این عمرۀ [این‌طوری] براى ما بیچاره‌ها است! آنهایی كه عمره انجام مى‌دهند و داراى مقامات و درجات هستند، آنها باید مورد توجه قرار بگیرند!

  • یک قضیه‌ای یادم آمد؛ قدیم این بنزها بودند كه افراد سوار مى‌شدند اتفاقاً در همین قم هم یکی بود و ما آن موقع‌ها جواب سلامش را نمى‌دادیم! دیدیم آمده و در چه عالمى است، واقعاً عالمش عالمه! حالا یكى سوار مى‌شود و به زور سوارش مى‌كنند و چقدر ناراحت است، این‌طور افراد هم هستند ولى بعضى‌ها نه اصلاً دلشان لك مى‌زند و پر مى‌زند براى اینكه یك دفعه سوار این ماشین‌ها بشوند! خب بالأخره حفظ جان واجب است و اینها را مورد [ترور قرار می‌دهند]! یك وقت مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ تا یك نگاهى به آن كردند گفتند که إلى جهنم و بئس المصیر! پیدا بود و نیازى به توضیح نداشت. بعد رو كردم به آقا و گفتم که شما از این ماشین‌ها نمى‌خواهید؟! گفتند که جان ما ارزش ندارد! اینها براى آنهایى هست كه جانشان ارزش دارد! ما كجاییم [که اینها را سوار بشویم؟!] آنها كه جانشان ارزش دارد و براى حفظ اسلام حتماً باید اینها باشند، اینها باید سوار بشوند! علیٰ‌كلّ‌حال عمره هم همین‌طور است.

    1. مثنوی معنوی (میرخانی)، دفتر سوم، ص 229.
    2. . سوره حج (22) آیه 25.
      ترجمه: «مسجدالحرامی که (ما حرمت احکام) آن را برای اهل آن شهر و بادیه‌نشینان یکسان قرار دادیم.» (محقق).