
مبانی توحیدی در سلوک و مواجهه با اعتبارات
نقش منشأ انتزاع در تحقق حقایق و پرهیز از تخیلات
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه «منشأ انتزاع» در مباحث فلسفی و عرفانی پرداخته و تأکید میکنند که هرگونه اعتبار و انتزاعی در عالم، نیازمند یک ریشه و حقیقت خارجی است. ایشان با نقد رفتارهای اعتباری و سطحی در جامعه، بر لزوم عبور از تخیلات و اوهام تأکید کرده و مسیر سلوک را منحصر در توجه به حقیقت توحیدی میدانند. در ادامه، با اشاره به سیره اولیای الهی و نحوه ارتباط آنان با عالم و افراد، تفاوت نگاه توحیدی با نگاههای اعتباری و نفسانی را تشریح میکنند. این بحث به مخاطب کمک میکند تا با شناخت دقیقتر از جایگاه اعتبارات در زندگی و سلوک، از افتادن در دامهای نفسانی و شیطانی که مانع رسیدن به توحید است، پرهیز کرده و با استقامت بر مسیر حقیقت، از تزلزل در برابر حوادث و تغییرات ظاهری مصون بماند.
مبانی توحیدی در سلوک و مواجهه با اعتبارات
2شرایط حمل اوصاف بر ماهیت
بنابراین وقتى كه ما میخواهیم اوصافى را بر ماهیت حمل كنیم باید متوجه باشیم که در اینجا چه ملاحظهاى نسبت به این اوصاف مىشود! آیا این وصف، وصفى است كه به خود ماهیت مِن حیثُ هى هى برمىگردد یااینكه به ماهیت به لحاظ وجود برمىگردد؟ و باز اوصافى را كه به ماهیت مِن حیثُ هى هى برمىگردد، آن اوصاف ذات خود ماهیت نیست بلكه وصف براى ماهیت است مثل زوایا براى مثلث یا زوجیت براى اربعه و فردیت برای ثلاثه و امثالذلك. در خود اربعه زوجیت منطوى نیست، شما اربعه را بدون زوجیت درنظر مىگیرید. بله! زوجیت از اربعه منتزع مىشود و این انتزاع زوجیت از اربعه بدون ملاحظۀ وجود، چه این اربعه وجود خارجى داشته باشد یا نداشته باشد، این به اعتبار متكلم است و این اعتبار حقیقى است. یك وقتى تصور نشود كه هرجا صحبت از اعتبار شد این یك معناى نسبى و تخیلی و ساختگی است!
هر اعتبار دارای یك منشأ حقیقى
بلكه هر اعتبارى یك منشأ حقیقى دارد كه به لحاظ آن منشأ حقیقى شما معتبَر مىكنید. باید این مسئله را درنظر داشته باشید كه مسئلۀ بسیار مهم فلسفى و عرفان نظرى است كه در مسئلۀ اعتبار، تا یك ریشۀ حقیقى وجود نداشته باشد معتبِر نمىتواند از پیش خود هر صفت و هر عارضى را بر موضوع حمل و عارض كند، باید یك منشأ داشته باشد. تا در اربعه زوجیت نباشد، شما هر كارى هم بخواهید بكنید نمىتوانید زوجیت را از اربعه انتزاع كنید و نمىتوانید بگویید كه حالا امروز من اربعه را زوج قرار دادم و فردا اربعه را فرد قرار مىدهم و به دلخواه من است هرطورى بخواهم در اینجا این كار را خواهم كرد و ما فعّال ما یَشاء و قادر بر ما نُرید هستیم! امروز این كار را مىكنیم و فردا هم آن كار را مىكنیم و به هیچ كسی هم كارى نداریم! گفت که دو دوتا میشود هفتتا! دست خودمان است دلمان بخواهد مىگوییم: چهارتا و دلمان بخواهد مىگوییم: هفتتا، كسى هم نمىتواند حرف بزند! ولى در فلسفه و عرفان اینطور نمىگویند، در فلسفه و عرفان منشأ انتزاع را مدّنظر قرار مىدهند و از پیش خود نمیآیند یك وصف و قیدى را از یك موضوع و یا محمولى منتزع كنند و بعد او را به آن حمل كنند، باید منشأ انتزاع وجود داشته باشد.
