
مفهومشناسی سلب و ایجاب در مرتبه ماهیت
تحلیل منطقی تقدم سلب بر حیثیت در رفع نقیضین
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه سلب و ایجاب در مرتبه ماهیت و نحوه مواجهه با نقیضین میپردازند. بحث با تحلیل ادبی و منطقیِ تقدم سلب بر مقید آغاز میشود و استاد توضیح میدهند که چگونه در مرتبه ذات، موضوع از دایره حکمِ ایجاب و سلب خارج است و به همین دلیل، رفع نقیضین در این مرتبه مستحیل نیست. در ادامه، با نقد دیدگاههای موجود در کتب اصولی، تفاوت قضیه معدوله و سالبه و نقش حیثیت در حمل قیود بررسی میشود. استاد با بهرهگیری از این مبنای دقیق فلسفی، به نقد رفتارهای اجتماعی و سیاسیِ حوزوی میپردازند و بر لزوم پایبندی به مبانی علمی و اخلاقی در برابر مصلحتاندیشیهای کاذب تأکید میکنند. این جلسه در نهایت به این نتیجه میرسد که حفظ حریم حقیقت و مبانی مکتب اهلبیت، فراتر از ملاحظات شخصی و سیاسی است.
مفهومشناسی سلب و ایجاب در مرتبه ماهیت
9این عارض از مقتضیات ماهیت نیست مثل كتابت تااینكه ما در مقتضیات ماهیت بتوانیم جواب به ایجاب بدهیم. همانطورىكه بعضى از تقدیم سلب بر ماهیت این را متوجه شدند. جوابش هم روشن شد که فاسد است چون وقتى شما سلب را مقدم مىكنید خود آن موضوع را از دایره خارج مىكنید وقتى خودش را خارج كردید چطور مىتوانید ذاتیات را حمل بر ماهیت كنید؟! شما خود موضوع را خارج كردید، چون آن مقید، سلب را تلو كرده و بعد از سلب آمده است و وقتى بعد از سلب بیاید خود آن مقید را برداشتید، وقتى برداشته شد با خودش هم آنچه را كه مربوط به ماهیت نیست برداشت و هم آنچه را كه مربوط به ماهیت است. درحالىكه شما آنچه كه مربوط به ماهیت است را باید بعد از آن حیثیت بیاورید.
و لا الغرضُ مِن تقدیمِه علیها أن لا یکونَ الجوابُ بِالإیجاب العدولى لأنَّ مناطَ الفرقِ بینَ العدولِ و التحصیلِ فى السلبِ تقدیمُ الرابِطةِ علیه و تأخیرُها عنه لا غیرُ فلو سُئلنا بِموجبتینِ هما فى قوةِ النقیضینِ أو بِموجبةِ و معدولةٍ کَقولِنا: الإنسانُ إمّا واحدٌ أو کثیرٌ و إمّا ألف و إمّا لا ألف لَم یُلزِمنا أن نُجیبَ البتةَ و إن أجَبنا، أجبنا بِلا هذا و لا ذاک.1
فرق قضیۀ معدوله و قضیۀ سالبه
غرض تقدیم سلب بر حیثیت این نیست كه جواب به ایجاب عدولى باشد. شما میگویید: أ لیسَ الإنسان مِن حیث هو بِکاتب؟ جواب مىدهید كه لیسَ الإنسان مِن حیث هو بِلا کاتب، در اینجا قضیۀ معدوله است و این قضیۀ معدوله در حكم موجبه است. لا كاتب در اینجا یعنى ـ مثل لا جالس یعنى قائم ـ عدم الكتابه، در واقع بهعنوان اثبات سلب است نه بهعنوان نفى الربط، در قضیۀ معدوله اثبات عدم الربط است ولى در قضیۀ سالبه ما سلب الربط مىكنیم. مناط سلب بین عدول و تحصیل هیچ فرقى باهم نمىكنند، فقط در كیفیت رابطه است که آن رابطه را كه «هو» باشد ما مقدم بر آن بكنیم یا مقدم نكنیم. اگر از دوتا موجبهاى كه در قوۀ دوتا نقیض هستند از ما سؤال بشود مثل جالس و قائم و مثل جالس و لا جالس، لازم نیست ما در اینجا جواب بدهیم چون بالأخره یا این است یا آن است ولى اگر جواب دادیم، نه این و نه آن هیچكدام. چرا؟ چون در اینجا منظور خود همان ماهیت انسان است.
- . الحکمة المتعالیة، ج 2، ص 8 و9.
