اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مفهوم‌شناسی سلب و ایجاب در مرتبه ماهیت

تحلیل منطقی تقدم سلب بر حیثیت در رفع نقیضین

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه سلب و ایجاب در مرتبه ماهیت و نحوه مواجهه با نقیضین می‌پردازند. بحث با تحلیل ادبی و منطقیِ تقدم سلب بر مقید آغاز می‌شود و استاد توضیح می‌دهند که چگونه در مرتبه ذات، موضوع از دایره حکمِ ایجاب و سلب خارج است و به همین دلیل، رفع نقیضین در این مرتبه مستحیل نیست. در ادامه، با نقد دیدگاه‌های موجود در کتب اصولی، تفاوت قضیه معدوله و سالبه و نقش حیثیت در حمل قیود بررسی می‌شود. استاد با بهره‌گیری از این مبنای دقیق فلسفی، به نقد رفتارهای اجتماعی و سیاسیِ حوزوی می‌پردازند و بر لزوم پایبندی به مبانی علمی و اخلاقی در برابر مصلحت‌اندیشی‌های کاذب تأکید می‌کنند. این جلسه در نهایت به این نتیجه می‌رسد که حفظ حریم حقیقت و مبانی مکتب اهل‌بیت، فراتر از ملاحظات شخصی و سیاسی است.

مفهوم‌شناسی سلب و ایجاب در مرتبه ماهیت

7
  • و لِهذا قالوا لَو سُئل بِطرفَى النقیضِ کانَ الجوابُ الصحیحُ سلبُ کلِّ شیءٍ بِتقدیمِ السلبِ على الحیثیةِ فَلو سُئل أن الإنسان مِن حیث هو موجودٌ أو معدومٌ یُجاب بِأنّه لیسَ مِن حیث هو موجوداً و لا معدوماً و لا غیرَهما من العوارض بِمعنى أنّ شیئاً منها لیست نفسَه و لا داخلاً فیه و إن لَم یَکن خالیاً عن شی‌ءٍ منها أو نقیضِها فى نفسِ ‌الأمرِ.1

  • اگر از یكى از دو طرف نقیض سؤال بشود كه آیا كتابت براى انسان هست یا نیست، جواب صحیح این است كه هردو نیست، هیچ‌كدام نیستید. از نظر ادبى ما باید در اینجا سلب را بر انسان مقدم كنیم و بگوییم که لیس الإنسان مِن حیث هو بِکاتب؟ اگر سؤال بشود ذات انسان مِن حیث هو هو، آیا این وجود خارجى دارد یا ندارد؟ مى‌گوییم که نه موجود است و نه معدوم. چرا؟ چون وجود و عدم عارض بر ذات انسان مى‌شود نه‌اینكه خود ذات انسان فى‌حدّنفسه اقتضاء وجود یا اقتضاء عدم را كند. نه موجود بر او حمل مى‌شود و نه معدوم حمل مى‌شود و نه سایر عوارض، به این معنا که هیچ‌كدام از اینها نه خود انسان است و نه داخل در انسان است یعنى نه ذات انسان و نه ذاتیات انسان است. اگرچه در نفس‌الأمر خالى از اینها نیست. ایشان نفس‌الأمر را روى وجود خارجى برده‌اند؛ در وجود خارجى و در عالم خارج، یا انسان موجود است یا معدوم است یا این عارض را دارد یا ندارد یا كاتب هست یا نیست.

  • و لا یرادُ مِن تقدیمِ السلبِ على الحیثیةِ، أنَّ ذلکَ العارضَ لیس مِن مقتضیاتِ الماهیةِ حتى یَصحَّ الجوابُ بِالإیجاب فى لوازمِ الماهیةِ کَما فَهِمَه بعضُ لِظهورِ فسادِه.2

  • منظور از فَهِمَه بعضُ صاحب مواقف است که فرموده است: همه‌جا شما سلب را بر ماهیت مقدم نمى‌كنید. در كجا سلب را بر ماهیت مقدم مى‌كنید؟ در آنجایى كه منظور شما این باشد كه آن منفى که در این جمله می‌آید از لوازم ماهیت نباشد، اگر شما بخواهید جواب به ایجاب بدهید در مواردى جواب به ایجاب مى‌دهید كه آن لازمه براى ماهیت است یعنى در جواب به سؤالاتى كه مى‌شود اگر جواب صحیح بخواهد داده بشود آن جواب صحیح این است كه از لوازم ماهیت است یعنى این شی‌ء از لوازم ماهیت است پس منظور صاحب مواقف در اینجا این است كه شما كه سلب را مقدم مى‌كنید، در این سلب دو خاصیت وجود دارد؛ خاصیت اول این است كه مى‌شود در مواردى كه آن موارد لازمۀ ماهیت هم نیست شما سلب را بر موضوع مقدم ‌كنید مثل كتابت، شعر، تعجب و غیرذلك كه اینها از لوازم ماهیت نیستند آنچه كه از لوازم ماهیت است مثل زوجیت براى اربعه است مثل فردیت براى ثلاثه است یا ثلاثة زوایا براى مثلث است یا اربع اضلاع براى مربع است اگر شما خواستید بگویید كه این ماهیت ما داراى این قید نیست در آنجا باید این فرد را مقدم بر آن مقید بكنید كه انسان باشد.

    1. همان، ص 8.
    2. همان.