
مفهومشناسی سلب و ایجاب در مرتبه ماهیت
تحلیل منطقی تقدم سلب بر حیثیت در رفع نقیضین
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه سلب و ایجاب در مرتبه ماهیت و نحوه مواجهه با نقیضین میپردازند. بحث با تحلیل ادبی و منطقیِ تقدم سلب بر مقید آغاز میشود و استاد توضیح میدهند که چگونه در مرتبه ذات، موضوع از دایره حکمِ ایجاب و سلب خارج است و به همین دلیل، رفع نقیضین در این مرتبه مستحیل نیست. در ادامه، با نقد دیدگاههای موجود در کتب اصولی، تفاوت قضیه معدوله و سالبه و نقش حیثیت در حمل قیود بررسی میشود. استاد با بهرهگیری از این مبنای دقیق فلسفی، به نقد رفتارهای اجتماعی و سیاسیِ حوزوی میپردازند و بر لزوم پایبندی به مبانی علمی و اخلاقی در برابر مصلحتاندیشیهای کاذب تأکید میکنند. این جلسه در نهایت به این نتیجه میرسد که حفظ حریم حقیقت و مبانی مکتب اهلبیت، فراتر از ملاحظات شخصی و سیاسی است.
مفهومشناسی سلب و ایجاب در مرتبه ماهیت
6پس این انسان فىحدّنفسه نفى عدم را مىكند ولى ما در بحث انسان در آن مرتبه مىخواهیم آن كتابت را از انسان در خود مرتبه برداریم و مىخواهیم بگوییم كه انسان ذاتیاتش چیزهاى دیگر است، فرض كنید ذاتیات انسان حیوانیت و ناطقیت است و ذاتیات خاصى دارد و این كتابت در انسان راه ندارد ولى به شما مىگویند که پس چطور ما مىبینیم این انسان در خارج دارد مىنویسد و كتابت دارد؟! مىگوییم که استعداد و قوۀ كتابت را انسان دارد نهاینكه ذات انسان اقتضاء كتابت را بكند، اگر ذات انسان اقتضاء كتابت را مىكرد همۀ افراد از هنگام تولد همینكه از شكم مادر درمىآیند باید مشغول نوشتن بشوند، مشق بنویسند! درحالىكه این خیلى كار دارد حالا باید كمكم بیایند شیر بخورند، بزرگ شوند، چموشىها این وسط دارند، مدرسه بروند، یاد بگیرند بعد بعضى از اینها مىنویسند بعضىها هم تا آخر عمر مىگویند که برو بابا اینها نه به درد اینطرفمان مىخورد نه آنطرفمان، اینهمه افراد نوشتند چه شدند كه حالا ما بیاییم بنویسیم؟! ما مىرویم یك مشقهای دیگر مىنویسیم ما نمىآییم این مشقهای كه باعث اتلاف وقت است را بنویسیم! لذا در اینجا مىآییم این كتابت را از ذات انسان بهطوركلى نفى مىكنیم.
نفى كتابت از ذات انسان به معناى اثبات [عدم] كتابت نیست بلکه به معناى این است كه ذات انسان نسبت به كتابت و عدم الكتابة مطلق است. این مرتبه، ظرف براى منفى مىشود و منفى در اینجا كتابت است. آن مرتبه، انسانیت است و در انسانیت كتابت راه ندارد، نهاینكه انسانیت اقتضاء عدم الكتابة را مىكند، نهاینكه مرتبه ظرف براى نفى باشد یعنى مرتبۀ انسانیت هست و در آن مرتبۀ انسانیت لا كتابة است. در اینجا مرتبه ظرف براى نفى شده است ولى اگر بگوییم که مرتبه ظرف براى منفى است یعنى انسانیت در آن مرتبه لا اقتضاء است ما خود انسانیت را نفى مىكنیم تا با نفى خود انسانیت، طبعاً كتابت و عدم كتابت هردو نفى بشود. وقتى ما انسانیت را از دایرۀ حكم بیرون آوردیم و گفتیم که اصلاً این انسانیت از دایرۀ این نفى خارج است و وقتى خارج شد هم اثبات بیرون مىرود و هم نفى بیرون مىرود. فرض كنید دو نفر دارند در سر هم مىزنند و یكى مىگوید که فلانى این خصوصیت را دارد و عادل است و آن یكى مىگوید که نهخیر فلانى این خصوصیت را ندارد و فاسق است، شخص ثالثى مىآید و مىگوید که این اصلاً یك سال است مرده است، نه عادل است و نه فاسق است! براى چه در سر هم مىزنید؟! اصلاً اصل قضیه و موضوع را خارج مىكند و وقتى خارج كرد دیگر اصل دعواها هم برطرف مىشود.
