
مفهومشناسی سلب و ایجاب در مرتبه ماهیت
تحلیل منطقی تقدم سلب بر حیثیت در رفع نقیضین
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه سلب و ایجاب در مرتبه ماهیت و نحوه مواجهه با نقیضین میپردازند. بحث با تحلیل ادبی و منطقیِ تقدم سلب بر مقید آغاز میشود و استاد توضیح میدهند که چگونه در مرتبه ذات، موضوع از دایره حکمِ ایجاب و سلب خارج است و به همین دلیل، رفع نقیضین در این مرتبه مستحیل نیست. در ادامه، با نقد دیدگاههای موجود در کتب اصولی، تفاوت قضیه معدوله و سالبه و نقش حیثیت در حمل قیود بررسی میشود. استاد با بهرهگیری از این مبنای دقیق فلسفی، به نقد رفتارهای اجتماعی و سیاسیِ حوزوی میپردازند و بر لزوم پایبندی به مبانی علمی و اخلاقی در برابر مصلحتاندیشیهای کاذب تأکید میکنند. این جلسه در نهایت به این نتیجه میرسد که حفظ حریم حقیقت و مبانی مکتب اهلبیت، فراتر از ملاحظات شخصی و سیاسی است.
مفهومشناسی سلب و ایجاب در مرتبه ماهیت
5ألا تَرىٰ أنَّ الاشیاءَ التى لیسَت بینَها علاقةٌ ذاتیةٌ لیسَ وجودُ بعضِها و لا عدمُها فى مرتبةِ وجودِ الأخرِ أو عدمِه.
ما این مسئله را در مورد موضوعات خارجى هم مىبینیم، اشیائى كه بین آنها علاقۀ ذاتیه نیست، به لحاظ علت و معلول بین آنها هیچ علقهاى وجود ندارد اصلاً وجود و عدم آنها در مرتبۀ وجودى دیگر و عدمش لحاظ ندارد یعنى وجود یك امر در خارج متوقف بر عدم دیگرى نیست مثلاً وجود این لیوان در اینجا متوقف بر عدم این ضبطصوتها نیست یا اینطور بگوییم که نه مترتب بر آن است و نه غیر مترتب است یعنی اصلاً هیچ ارتباطى ندارد. چرا؟ چون بین این وجودات خارجى، علقهاى وجود ندارد یعنى علیتى در آنجا وجود ندارد یا سلبیت و مُعداتى در خارج نسبت به یكى بر دیگری وجود ندارد، همینطور نسبت به خود ماهیتِ ذات در مرتبۀ ذاتیات ذات هم مسئله به همین كیفیت است. این یك مطلب است. دلیل دیگر این است:
علىٰ أنَّ نقیضَ وجودِ الشیءِ فى مرتبةٍ مِن المراتبِ دفعُ وجودِه فیها بِأن تکونَ المرتبةُ ظرفاً لِلمنفى لا لِلنفىِ.
نقیض وجود شیء، نقیض وجود كتابت در مرتبهاى از مراتب است كه وجود شیء در آن مرتبه دفع شود؛ یعنى وجود الشیء در آن مرتبه راه ندارد به اینكه مرتبه ظرف براى منفى باشد نهاینكه ظرف براى نفى باشد. وقتى كه مىگوییم: لیس الإنسان مِن حیث هو بِکاتب در اینجا نفى كتابت از انسان به لحاظ آن اقتضاء ماهیتِ كتابت نیست بلكه به لحاظ عدم الاقتضاء آن انسان نسبت به كتابت است، یك وقتى مىگوییم: انسان اقتضاء عدم الكتابة را مىكند ... یا لیس الإنسان مِن حیث هو بِطائر ـ حالا ما در اینجا «لیس» را مقدم كردیم، اشكال ندارد ـ این رفع طیرانى كه داریم از انسان مىكنیم این رفع طیران در ماهیت وجودِ انسانِ خارجى خوابیده است وقتى انسانى را درنظر بگیرید كه داراى رأس، ید، رِجل و این بدن ظاهری است خب این انسان اقتضاء عدم الطیران مىكند. بله، وقتى كه كبوتر را درنظر بگیرید خب این اقتضاء طیران مىكند وقتى كه شما نگاه به این کبوتر مىكنید مىگویید كه این وجود و این موضوع مقتضى براى طیران است ولى وقتى كه به انسان نگاه مىكنید مىگویید که این اقتضاء نمىكند.
