اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مفهوم‌شناسی سلب و ایجاب در مرتبه ماهیت

تحلیل منطقی تقدم سلب بر حیثیت در رفع نقیضین

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه سلب و ایجاب در مرتبه ماهیت و نحوه مواجهه با نقیضین می‌پردازند. بحث با تحلیل ادبی و منطقیِ تقدم سلب بر مقید آغاز می‌شود و استاد توضیح می‌دهند که چگونه در مرتبه ذات، موضوع از دایره حکمِ ایجاب و سلب خارج است و به همین دلیل، رفع نقیضین در این مرتبه مستحیل نیست. در ادامه، با نقد دیدگاه‌های موجود در کتب اصولی، تفاوت قضیه معدوله و سالبه و نقش حیثیت در حمل قیود بررسی می‌شود. استاد با بهره‌گیری از این مبنای دقیق فلسفی، به نقد رفتارهای اجتماعی و سیاسیِ حوزوی می‌پردازند و بر لزوم پایبندی به مبانی علمی و اخلاقی در برابر مصلحت‌اندیشی‌های کاذب تأکید می‌کنند. این جلسه در نهایت به این نتیجه می‌رسد که حفظ حریم حقیقت و مبانی مکتب اهل‌بیت، فراتر از ملاحظات شخصی و سیاسی است.

مفهوم‌شناسی سلب و ایجاب در مرتبه ماهیت

3
  • بنابراین ماحصل كلام مرحوم آخوند در اینجا این شد كه اگر ما سلب را بر آن مقید، مقدم بداریم این موجب مى‌شود كه موضوعى كه بعد از آن سلب آمده‌ «لیس الإنسان مِن حیث هو» این انسانى كه در اینجا مقید است یعنى مقید به آن حیثیت مرتبه‌اى و رتبى خود است، این انسانِ مِن حیث هو، نه انسان مطلق؛ یك وقت مى‌گوییم: لیس الإنسان بِکاتب خب دیگر ما در اینجا آن مِن حیث هو را در اینجا بیخود نباید بیاوریم بلکه جهتى باید برای آن بیاوریم، آن تقید انسان به حیثیت مِن حیث هو موجب مى‌شود كه وقتى «لیس» قبل از او آورده بشود این مقید برداشته شود. این جمله مى‌شود رفع المقید. مقید چیست؟ انسان، قیدش چیست؟ مِن حیث هو، این انسان مِن حیث هو از دایرۀ حكم بیرون مى‌آید اصلاً این را كنار مى‌گذاریم و نه حكم به كتابت براى او مى‌شود و نه حكم به عدم كتابت مى‌شود. این را از این دایره خارج مى‌كنیم.

  • حالا اگر مسئله این‌طور نباشد یعنى اگر ما «لیس» را بعد از الإنسان مِن حیث هو بیاوریم مى‌شود: الإنسان مِن حیث هو لیس بِکاتب، این نفى در اینجا به الإنسان مى‌خورد، الإنسان مِن حیث هو انسان از حیث خودش و به‌خاطر خود ذاتیات خودش لیس بِکاتب است، نفى كتابت را نمى‌پذیرد، نه‌اینكه از دایرۀ حكم بیرون است این انسان مِن حیث هو، این انسان از حیث ماهیت، این انسان از حیث ذاتیات این ذاتاً قبول كتابت را نمى‌كند، این غلط مى‌شود. چرا؟ زیرا ما گفتیم كه انسان از رتبۀ ذات خودش على السواء و لابشرط است و نسبت به كتابت و عدم كتابت مطلق است درحالى‌كه شما دارید در اینجا از این انسان مِن حیث هو، نفى كتابت مى‌كنید یعنى در این ماهیت انسان عدم كتابت خوابیده است وقتى كه شما مى‌گویید: انسان از چند چیز تركیب شده است؛ یكى حیوان و یكى ناطقیت و یكى هم عدم الكتابه و هذا خلافٌ، بنابراین خود رفع در اینجا مقید است نه‌اینكه رفعِ مقید شده است یعنى رفع در اینجا به كتابت خورده است این عدم به كتابت خورده و «عدم الکتابة» را شما بر انسانِ مِن حیث هو حمل كردید و در انسان مِن حیث هو نه كتابت حمل مى‌شود و نه عدم الکتابة حمل مى‌شود، نه ضحك حمل مى‌شود و نه عدم الضحک حمل مى‌شود، نه جلوس حمل مى‌شود و نه قیام و عدم الجلوس حمل مى‌شود. انسان از دایرۀ سلب و اثبات مِن حیث هو خارج است نه‌اینكه یك نفى بر انسان مِن حیث هو حمل بشود.