جلسه ۶۰۳
7آدم نگاه میكند به این عرفا واقعاً مثل علامه طباطباییها، مرحوم قاضیها، مرحوم آقا یا آقاسیدمیرزاجوادی ملكی تبریزی فكر اینها، عمل اینها، تفكر اینها حریت اینها چه آزادی چه حریت بدون اینكه كسی دست آنها را بگیرد آنها را در بند بگیرد ملاحظات مصالح و اینها آنها را از گفتن حقیقت باز بدارد. در جلد هیجده امام شناسی ایشان نوشتند راجع به اینكه حرام است انسان به غیر از امام معصوم به كسی امام بگوید. حالا هركی میخواهد بدش بیاید هر كی میخواهد خوشش بیاید آمدند جلوی این را گرفتند نباید چاپ بشود، چاپ كه شده بود نباید پخش بشود نمیدانم پخش شد یا نشد نفهمیدم، شنیدم پخش شد، خوب چرا نباید بشود؟ شما بیا جواب بده، كتاب بنویس، ده جلد كه نخیر اشكال ندارد به این دلیل به این دلیل اشكال ندارد. در حكومت اسلام كه حكومت، حكومت اثنی عشری است، و قانونش قانون جعفری است آیا در این حكومت باید مبانی تشیع در این حكومت باشد یا نه حتی نسبت به طرح مبانی باید ضیق باشد؟ الان كه دیگر زمان هارون و مامون نیست، الان زمان زمان بسط حقایق آن مكتب تشیع است. بسیار خوب یك آقا نظرش این است، آقای كوچه بازار هم نبوده عالم بوده همه هم میدانند نظرش این است بسیار خوب شما هم بیایید جواب بدهید خواننده نگاه میكند یا این را میپسندد یا آن را، اینكه دیگر دعوا ندارد آقا نظر بنده این است كه گفتن امام و اطلاق امام بر غیر از امام زمان حرام است بنده نظرم این است و این هم ادلهاش شما میگوید نه این نظر غلط است خیلی خوب شما هم دلیل بیاور آن كسی كه نگاه میكند یا این را میپذیرد یا آن را، به كجا برمیخورد؟ سب كردی؟، اهانت كردی؟، چه اهانتی كردی؟ در ارتباط با همین مساله یكی از اقوام ایشان شخصی كه معروف است و همه میشناسند از اقوام نزدیك ایشان یك روز آمد مشهد، بعد از اینكه یك نامهای برای مرحوم آقا نوشته بود و ایشان هم جوابش را دادند كه در جلد هیجده عین نامه را و جواب نامه را آورده اند، به مشهد آمد ـ بنده هم بودم ـ او آمد كه با ایشان صحبت كند، آمد و صحبت كرد تقریبا یك ساعت مجلس طول كشید و ایشان در آن مجلس برایش ثابت كردند كه گفتن امام به غیر از امام زمان حرام است و اشكال دارد در آن مجلس ثابت كردند وایشان یك ساعت صحبت كرد و دیگر جوابی نتوانست بدهد ـ خوب بنده بودم دیگر ـ تا حالا رد میكردی، تا حالا صحبت میكردی یكدفعه كه زبونت بند نیامد تا حالا داشتی حرف میزدی و رد می كردی جواب میدادی، حالا كه دیگر نتوانستی، خوب تمام شد مقتضای احتیاط چیست؟ این همه ما روایات احتیاط داریم برفرض كه شما این مطلب را وجداناً و قناعتاً این مساله را شما قبول نكردی مقتضای احتیاط در اینجا چیست؟ احتیاط سكوت است دیگه. یا باید بگوید واجب است؟ گفتن امام واجب است؟ یا اینكه حداكثر یك امر مباح است، كسی كه حكم به وجوب نمیكند كه مثلا احتیاط واجب است كه بگویم، مقتضای احتیاط این است، بسیار خوب فردا روز جمعه بود و ایشان پیش از خطبههای نماز جمعه در مشهد سخنرانی كرد و ده بار لفظ امام را گفت این شد دین ما! ببینید یعنی همه چیز را بازی گرفته ایم! ده بار لفظ امام را گفت! و خود مرحوم آقا هم نشسته بودند چون ایشان آن موقع به نماز جمعه میرفتند در این اواخر دیگر بخاطر كسالت نتوانستند، ولی آن موقع میرفتند البته من آن موقع نبودم احتمالا مریض بودم چون آن موقع ها وقتی ایشان می رفتند من نیز با ایشان می رفتم، ایشان میگفتند كه جلوی خود من ده بار این لفظ امام را آورد! خوب حالا شما دارید از دین خدا از دین امام زمان تبلیغ میكنید؟! چی را تبلیغ میكنیم؟ قاعدهای اصولی در اینجا احتیاط است، حداقلش احتیاط است، نگو یا جلوی مردم نگو حداقل، نه اینكه آدم لج كند برود عمداً آن هم فقط ٢٤ ساعت فاصله افتاده بعد بلند بشود و هی امام امام امام بكند!!، اینها را خدا میآید یكی یكی جلوی آدم میگذارد بیا از این جواب بده، و همین است كه بالاخره باعث میشود كه آبروی انسان در خیلی جاها برود، اینها بیحساب نیست. حالا این مال این دنیا، مال آن دنیا هم كه ملائكه در انتظارند به قول عربها نحن بالانتظار، تا خدا چه تقدیركند.

