اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۶۰۲

0
اسفار

المرحلة الرابعة في الماهية و لواحقها و فيه فصول فصل(1) في الماهية 19-10-1429

نسخه عربی

جلسه ۶۰۲

5
  •  تلمیذ: اگر حق است چرا نباشد؟

  •  استاد: حق را قبول داریم، بنده خودم دیدم در زمان حیات خودم بعضی ها این كار را كردند اسم نمی برم از بزرگان بدون اجازه همین مسئله بوده و آنان به این فرهنگ رسیدند ولی آن تشریعی كه فعلا برای ما است الان در این زمینه اگر كسی این كار را انجام دهد بد است اما اگر كسی به این مرتبه رسید ـ اتفاقا این مسئله را در حضور رفقا مطرح كردم، مرحوم آقا گفتند كه حرف نزنید فعلا اوضاع بد است آن وقت همه چیز به هوا می رود، چرا همه چیز خراب می شود؟ قضیه را خودتان و خودمان می دانیم گرچه ما می دانیم و خیلی در این مسئله ادعا داریم ولی فقط ادعا است رسیدن به آن مرتبه به نحوی كه انسان حق دیگری را نسبت به مال خودش اولی بداند از حق او نسبت به مال، اگر كسی هست بسم اللَه بفرماید! اگر كسی این طور هست آنی كه شما می فرمایید صحیح است ولی در شرایط فعلی آن تشریع كه الان برای ما است در این فرهنگ كه ما خودمان را گل سرسبد همه می دانیم ما كه هستیم و چه هستیم! نه الان برای ما همچین تشریعی نیست، الان آن تشریعی كه برای ما است همین تشریع است آن در یك مرتبه بالاتر است و اگر همین ما كه الان در این جا هستیم از نظر رتبه و از نظر احاطه بر مسائل و از نقطه نظر تغییر و تحولات قلب و نفسانی به آن مرتبه رسیدیم آن تشریع برای ما مشّرع می شود آن شریعت برای ما آورده می شود.

  •  بنابراین در اینجا در یك همچنین وضعیتی این تشریع نیست این تشریع رتبی است تشریع مشروط است مرحوم نایینی به طور كلی در اصل درك مسئله طبیعیه اشتباه كردند ایشان مسئله طبیعیه را مسئله ای گرفته كه حكم روی ماهیت من حیث هی هی بشمولها و كلیتها رفته است. صحبت ما این است كه در این مسئله حكم تشریع نیست. مثل سلب مقید است اصل قضیه و صحبت من این است كه موضوع من حیث هو هو نه به آن حرمت تعلق می گرد و نه وجوب تعلق می گیرد. موضوعِ به اقتران وجود آنی كه وجود خارجی است آن هم قضیه طبیعیه نیست آن قضیه، قضیه خارجیه است در قضیه خارجیه است كه اقتران به وجود در آنجا ملاك برای تعلق حكم است ایشان قضیه را به قضیه ماهیت برده اند كه الانسان لیس بممكن و لا غیر ممكن انسان همیشه امكان و عدم امكان برا و حمل می شود در خود قضیه مسئله را بردم این اشكال فنی است و از نقطه نظر اشكال دیگری است كه به آن كار ندارم آنی كه در عالم ملاكات می گویند شارع به خود موضوع من حیث هو این حكم را مترتب كرده است صرف نظر از وجود خارجی یا عدم وجود خارجی این محل اشكال است من می گویم به موضوع با اقتران بالوجود حكم بار شده است نه مع قطع نظر از وجود با قطع نظر از وجود حكم تشریع نمی شود. البته این قضیه ریشه می شود برای این كه این مسئله را به عنوان اصل روی آن كار كنید این قضیه اصل قرار می گیرد برای احكام شخصیه كه خود افراد ممكن است دارای احكام متفاوت باشند مسائلی كه در سالهای گذشته مطرح كردیم ریشه در این مسئله دارد.