
ماهیت و اتصاف آن به لوازم و عوارض
تحلیل فلسفی لحاظ مرتبه و واقع در اتصاف ماهیت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق ماهیت و نحوه اتصاف آن به لوازم و عوارض میپردازند. بحث با تبیین دو لحاظِ «مرتبه» و «واقع» آغاز میشود؛ در لحاظ مرتبه، ماهیت بدون در نظر گرفتن وجود خارجی و تنها در حاقّ ذات خود بررسی میشود که نسبت به عوارض، لااقتضاء است. در مقابل، در لحاظ واقع، ماهیت به لحاظ تحقق خارجی مورد توجه قرار میگیرد که اتصاف به وجود یا عدم در آن معنا مییابد. استاد با نقد برخی برداشتهای نادرست در مباحث اصولی و فلسفی، بر اهمیت تفکیک این دو ساحت تأکید کرده و توضیح میدهند که چگونه خلط میان این دو، منجر به اشتباه در فهم احکام و تکالیف میشود. در نهایت، ایشان با اشاره به نظام امتحان و تشریع، بیان میکنند که دستگیری اولیای الهی و هدایت افراد، متناسب با ظرفیت و کیفیت فکری آنان صورت میگیرد و وظیفه مکلف، حرکت بر اساس حجت شرعی و تلاش برای رسیدن به واقع است.
ماهیت و اتصاف آن به لوازم و عوارض
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق ماهیت و نحوه اتصاف آن به لوازم و عوارض میپردازند. بحث با تبیین دو لحاظِ «مرتبه» و «واقع» آغاز میشود؛ در لحاظ مرتبه، ماهیت بدون در نظر گرفتن وجود خارجی و تنها در حاقّ ذات خود بررسی میشود که نسبت به عوارض، لااقتضاء است. در مقابل، در لحاظ واقع، ماهیت به لحاظ تحقق خارجی مورد توجه قرار میگیرد که اتصاف به وجود یا عدم در آن معنا مییابد. استاد با نقد برخی برداشتهای نادرست در مباحث اصولی و فلسفی، بر اهمیت تفکیک این دو ساحت تأکید کرده و توضیح میدهند که چگونه خلط میان این دو، منجر به اشتباه در فهم احکام و تکالیف میشود. در نهایت، ایشان با اشاره به نظام امتحان و تشریع، بیان میکنند که دستگیری اولیای الهی و هدایت افراد، متناسب با ظرفیت و کیفیت فکری آنان صورت میگیرد و وظیفه مکلف، حرکت بر اساس حجت شرعی و تلاش برای رسیدن به واقع است.
ماهیت و اتصاف آن به لوازم و عوارض
13یكى از افراد برای من تعریف کرد که وقتی به مکه رفته بود وقتی حجش را انجام داده بود میخواست فردا دوباره به احرام عمرۀ مفرده محرم شود. همان شب به اهلبیت و عیالش تلفن میزند و میگوید که امروز بعد از ظهر مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ را در خواب دیدم که [به من فرمودند] به شوهرت بگو فردا عمرۀ مفرده نرود، در هر ماه یك بار بیشتر نمیشود عمره [انجام داد]! ببینید همان فتوایى كه در حال حیات بود در حال ممات هم به آن شخص منتقل میشود! این مىگوید كه من میخواستم فردا به مسجد تنعیم بروم و محرم بشوم و عمره انجام بدهم!
چطور این افرادی که به آنجا رفتند به بقیۀ افراد نمیگویند؟! چون مورد، مورد خاص است و بنا نیست كه مسائل تشریعى براى همه آشكار شود! همه باید بر طبق ظواهر به مدارك مراجعه کنند و کتاب را باز کنند و از روی کتاب ببینند که مسئله چیست و چشمشان را هم نبندند و بیخود به مَن بَلَغ و رجائاً تمسک نكنند و خرافات را هم کنار بگذارند. رجائاً هم نداریم و روایات مَن بَلَغ هم ارتباطی به این موارد ندارد بلکه در اینگونه مسائل خلاف احتیاط و خلاف شرع است. باید این كار را انجام بدهند چون نظام، نظام [امتحان] است و اگر قرار بود هركسى بعد از رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم از دنیا مىرود به خواب پسرش بیاید و بگوید که خاك بر سرت كنند که دنبال ابوبكر رفتى، دیگر امتحانى نمىماند! اگر یكى بیاید نقل كند [حالا طوری نیست ولی] اگر دو نفر یا چند نفر نقل كنند دیگر آبروی ابوبكر مىرود، دیگر اصلاً چیزی و زمینهای برایش نمیماند. باید نظام و این وضعیت باشد و انسانها باید براساس فهم و تعقل انتخاب كنند نه براساس خواب! پسرش که به آن دنیا رفته است بیاید بگوید که بهبه! على را رها كردى و دنبال ابوبكر رفتی؟! خب این بگوید که خواب است. باز ببیند که عمهاش هم آمد و یك حرفى زد! خالهاش هم آمد! جدش هم آمد! همۀ نظام بههم میریزد؛ نظام تشریع و نظام امتحان بههم میریزد! لذا بنا نیست.
