
ماهیت و تفاوت آن با وجود در وحدت و کثرت
تحلیل جایگاه احدیت و واحدیت در هویت ذات باریتعالی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق رابطه میان ماهیت، وجود و اوصافی همچون وحدت و کثرت میپردازند. بحث با این محور آغاز میشود که ماهیت فیحدنفسه اقتضای وحدت یا کثرت را ندارد و این اوصاف، عوارضِ وجود هستند. در ادامه، تفاوت بنیادین میان مقام احدیت و واحدیت بررسی شده و این نکته مورد تأکید قرار میگیرد که اتصاف ذات باریتعالی به احدیت، به معنای تنزل ذات نیست، بلکه انتزاعی ذاتی از هویت بساطت و اطلاق اوست. استاد با نقد برخی دیدگاههای فلسفی پیرامون تشکیک در وجوب و مراتب ظهور، به تبیین اراده واحده الهی در تکوین عالم میپردازند و با ذکر مثالهایی از تاریخ و سیره اولیاء، به تفاوت نگاهِ ولیّ خدا به امور تکوینی در مقایسه با توهمات بشری اشاره میکنند. حاصل این بحث، شناخت دقیقتر جایگاه عبد در برابر اراده الهی و پرهیز از خلط میان مقام ذات و مقام ظهورات است.
ماهیت و تفاوت آن با وجود در وحدت و کثرت
1درس پانصد و نود و نهم
بحث ماهیت و تفسیر ماهیت (4)
أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
و لیس أنَّ الإنسانیةَ إذا لم تخل مِن وحدةٍ أو کثرةٍ أو عمومٍ أو خصوصٍ یکون مِن حیثُ إنّها إنسانیة إمّا واحدةٌ أو کثیرةٌ أو عامةٌ أو خاصةٌ.1
در جلسۀ گذشته صحبت شد که ماهیت خودش فیحدّنفسه اتصاف به حیثیت وجود و حیثیت وحدت و حیثیت کثرت ندارد و مرحوم آخوند فرمودند: ماهیت یک مفهوم کلی است که همۀ مصادیق خودش را به حد سواء شامل میشود.
وحدت و کثرت از اوصاف وجود است نه ماهیت
مرحوم آخوند در رفع تناقض بین این دو مطلب توضیح میدهند و میفرمایند که مقصود از اتصاف ماهیت به کلیت عبارت از صدق او بر افراد و مصادیق مختلفه است و هر چیزی که بر افراد مختلف بهعنوان یک مفهوم مشترک صدق کند این مفهومِ عام و کلی است مثل اسماء اجناس که اینها دلالت بر خود نفس جنس دارند و دلالتشان بر مصادیق مختلف به لحاظ وجود آن جنس در این مصادیق هست و به این جهت آنها بر آن افراد صدق میکنند لذا کلیت از این نقطهنظر میتواند برای ماهیت نعت و شمول باشد ولی خود ماهیت فیحدّنفسه اقتضاء وحدت را نمیکند یعنی وقتی انسان بخواهد یک ماهیتی را از هر ماهیتی تصور کند، اگر همراه با این ماهیت آن وحدت را هم بخواهد انتزاع کند نمیتواند یا همراه با تصور ماهیت یک کثرت در ذهن بیاید، یک همچنین مسئلهای هم نیست زیرا اصلاً ماهیت فیحدذاته اقتضاء وحدت و کثرت را نمیکند، کثرت به مصادیق ماهیت برمیگردد نه به خود ماهیت و نیز وحدت به مصداق ماهیت باز میگردد نه به خود ماهیت؛ بنابراین وحدت و کثرت از اوصاف ماهیت نیستند بلکه از اوصاف وجود است.
بله! در تشخص وجودی، وجود آن اقتضاء واحد را میکند و یااینکه وجود اقتضاء کثرت را میکند و این مربوط به وجود است. وقتی که زید را درنظر میگیریم این زید فیحدّنفسه اقتضاء وحدت را میکند چون وحدت در تشخص، این انتزاع ذاتی از اوست و همین مسئله نسبت به ذات باری تعالی هم وجود دارد؛ یعنی وحدتی که در زید هست، نفس آن وحدت لازمۀ برای تعیّن و تشخص است حالا ممکن است که برای این وحدت نظائر و اقران و امثالی هم وجود داشته باشد. عمرو هم باشد، او هم وارد است، بکر باشد، او هم وارد است یااینکه برای این وحدت دیگر نظیر و مثل وجود نداشته باشد که عبارت از همان وجود بحت و بسیط باری تعالی است.
- . الحکمة المتعالیة، ج 2، ص 6.
