
ماهیت و تفاوت آن با وجود در وحدت و کثرت
تحلیل جایگاه احدیت و واحدیت در هویت ذات باریتعالی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق رابطه میان ماهیت، وجود و اوصافی همچون وحدت و کثرت میپردازند. بحث با این محور آغاز میشود که ماهیت فیحدنفسه اقتضای وحدت یا کثرت را ندارد و این اوصاف، عوارضِ وجود هستند. در ادامه، تفاوت بنیادین میان مقام احدیت و واحدیت بررسی شده و این نکته مورد تأکید قرار میگیرد که اتصاف ذات باریتعالی به احدیت، به معنای تنزل ذات نیست، بلکه انتزاعی ذاتی از هویت بساطت و اطلاق اوست. استاد با نقد برخی دیدگاههای فلسفی پیرامون تشکیک در وجوب و مراتب ظهور، به تبیین اراده واحده الهی در تکوین عالم میپردازند و با ذکر مثالهایی از تاریخ و سیره اولیاء، به تفاوت نگاهِ ولیّ خدا به امور تکوینی در مقایسه با توهمات بشری اشاره میکنند. حاصل این بحث، شناخت دقیقتر جایگاه عبد در برابر اراده الهی و پرهیز از خلط میان مقام ذات و مقام ظهورات است.
ماهیت و تفاوت آن با وجود در وحدت و کثرت
5تااینکه شیء در خارج تحقق پیدا نکرده است این صحبتها از کجا فهمیده میشود؟! مگر ممکن است که علم به امر عدمی تعلق بگیرد؟! افرادی که خواب میبینند که یک قضیه فردا اتفاق میافتد از کجا میبینند؟! درحالیکه هنوز اتفاق نیفتاده است از کجا میفهمند؟! مگر علم به امر عدمی تعلق میگیرد؟! امر عدمی نیست بلکه واقعی است و او واقع را میبیند. واقع هست منتها برای ما نیست، چه وقتی برای ما هست؟ وقتی که جنبۀ مثالی بهواسطۀ تأثیر در معلول، فردایی را ایجاد کند که آن فردا برای افرادی که در ماده هستند و چشمشان نسبت به مثال و ملکوت باز نشده است برای اینها منکشف شود. نهاینکه الآن نیست بلکه هست اما کشف نشده است. پشت این دیوار در این حجره کتاب و دفتر و اشیاء هست اما شما نمیبینید چون بین شما و حجره، دیوار فاصله است و برای اینکه نسبت به پشت دیوار اطلاع پیدا کنید یا باید از اینجا بیرون بروید و نگاه کنید و یا دیوار را با کلنگ خراب کنید و ببینید که این پشت چه خبر است و چه خبر نیست! حالا یک وقت نزنیدها! بگذارید همیشه مسائل مکتوم بماند!
در روایت داریم:
خدا چشم حضرت ابراهیم را باز کرد و دید در این شهر خلاف میکنند گفت: خدا اینجا است و ملائکه نگاه میکنند و شما گناه میکنید؟! دعا کرد و عذاب آمد و این دوتا نابود شدند.1
بیچارهها آمدند به نوایی برسند، نمیدانستند حضرت ابراهیمی خلق شده و چشم بصیرت دارد ولی هنوز آن سعه را ندارد! دوباره نگاه کرد دید آنطرف هم مثل اینکه مشغول هستند! گفت: عجب شهر پر خیر و برکتی است، آمد سومی را نابود کند، خدا گفت: برو بنشین سر جایت، یک دقیقه چشمت را باز کردیم داری تمام عالم را کُن فَیکون میکنی؟! پس توبه کجا رفته؟! غفرانیت ما کجا رفته؟! رحمت ما کجا رفته؟! بنشین سر جایت و برو به فکر خودت باش؛ به فکر درد خودت و علاجش باشد!
- . بحارالأنوار، ج ۹، ص ۲۷۷؛ الاحتجاج، ج ۱، ص ۳5، با قدری اختلاف.
