جلسه ۵۹۹
8ما در مقام احدیت هستیم ما می گوییم آن اراده ای را كه از نفس مبارك ما می گذرد از نفس ملكوتی و لاهوتی و ما فوق لاهوتی ومافوق خدا می گذرد باید این اراده در خارج تحقق پیدا كند پس باید این را محقق كنید آن وقت به خدا و ملائكه هر چه از دهانمان در می آید نثار می كنیم كه چرا آنی كه را كه در نفس ما است این ها انجام ندادند جواب می دهند كه تو بنده ای و بنده هم باید راضی به رضای الهی باشد و تكلیفش را انجام دهد و چرا چنین توقعی كردی كه زیر بارش بمانی از اول توقع خودت را درست می كردی و فكرت را درست می كردی و میل خودت را درست می كردی آن وقت ما به مقام واحدیت می آییم از مقام احدیت تنازل می كردیم به مقام واحدیت خدا را در احدیت می گذاشتیم تو جایگاهت احدیت است، ما هم جایگاهمان واحدیت لذا همه ما فعلا در احدیت هستیم خیلی مانده است كه به واحدیت برسیم!! تمام بزرگان آمده اند تا مارا از احدیت به واحدیت برسانند تمام این انبیاء و اولیاء آمدند تا مارا از احدیتمان بكشانند پایین و سر جای خودمان قرار دهند می گویند شما عبد هستید، حرف زیادی هم نزنید پیش خدا هم بازی در نیاورید كه اینها به تو نیامده! این مسائل به تو نیامده!﴾ این انتزاع خودش هست ما كه نمی كنیم صحبت من این است كه این مسئله مفروغ عنه است آن چه می دانیم از بزرگان به دست آورده ایم عرض ما این است كه صرف اتصاف ذات به یك اسم موجب تنزل ذات نیست شما خود ذات را هم می گویید موجود اینكه می گویید: موجود از مقامش متنزل كرده ای؟ یعنی ذات موجود نیست یعنی اسم ندارد هو كه می گویی به عنوان صرف الاشاره نه به عنوان حقیقت اشاره ای بعید به یك ذات هر چه بالاخره باشد شما برای ذات باید اسمی قرار بدهید یا ندهید؟ آمدند برای این اسم وجود را جعل كردند وجود یعنی هستی هستی دو قسم است هستی اطلاقی و هستی غیر اطلاقی، هستی اطلاقی را به خدا نسبت داده اند و غیر اطلاقی را نسبت به مبدئات وماده و صور مادی داده اند صحبت من این است كه صرف تسمیه تنزل یك حقیقت از مرتبه به مادون نخواهد شد تنزل در جایی خواهد شد كه شما در خود آن حقیقت تصرف كنید یا هو در خودش تصرف كند و از مرتبه خودش و از مرتبه هویت و ذات خودش عروض و ظهور كند الان شما كه صحبت میكنید صحبت شما ذات شماست یا ظواهر شما است فعل است و فعل خارج از ذات است این آقای آشیخ محمد باقر طهرانی آن ذاتش امری است مقدس و اعلی كه لایصل الیه ایدینا، ولی آن ذات شما را ما نمی بینم، آن چه را كه می بینیم شمایل شماست، حركات دست شماست، تكلم شماست، رویت شماست استماع شماست، خصوصیات و اصوات شماست كه ما می بینیم این مسائل حكایت می كند از یك صفاتی در آن ذات آن صفات با خود نفس ذات نیست خود نفس ذات حقیقت روحیه است كه نفخت فیه من روحی این مراتبی كه برای روح پیدا میشود آثاری كه پیدا می شوید ظهور و بروزی كه پیدا می شود مراتب مادون ذات است از این به چه تعبیر می كنیم می گوییم شیخ باقر ماشی، ماشی نزول از مرتبه است، آكل نزول از مرتبه است، قائم و امثال این، اگر دیدیم شیخ باقر دارای نفس و روح است آیا نزول از مرتبه است؟ نه همان ذات را بیان كردیم گفتم به این حیوان ناطق ما از شما تعبیر می آوریم، آیا نزول از مرتبه ذات است نه همان مرتبه ذات را با یك عبارت دیگر آورده ایم در ذات باری، ظهوری نكرده خودش هست، شما تا نگاه من نكنی كه من اطلاع پیدا نمی كنم مقام بی هویت چه تغییر و تحولی در خودش ایجاد كرد تا تبدیل به احد شد؟ هیچ! قبل از این كه خدا خلق را خلق كند احد نبود؟ بود بحث در حیوان ناطق نیست در آثار و ظهورات حیوان ناطق است گاهی شیخ باقر حیوان ناطق است در این جا مرتبه او هویت است شما از حقیقت هویت چیزی را استخراج نمی كنید كه بگویید احد است او احد است، مسمی او چیست؟ مسمی اسم است، مسمی اسم اشاره است، او مسمی نیست، او اسم اشاره است ضمیر است به حقیقتی هو اللَه یعنی آن مسمی بدون اسم، حقیقت هست یا نه؟ هست! اسم او حقیقت است، احد هم همان روح است، اینكه می گویید: احد نیاز نیست كه یك چیزی را انتزاع كنید خود هو را كه در نظر بگیرید هو مساوی احد است چه بگویید: احد چه بگویید: هو هیچ فرقی نمی كند چه بگویی اللَه موجود، چه بگویی هو اللَه یكی است و فرقی نمی كند در واحدیت حرف نداریم واحدیت بین ذات و آثار ذات فرق می بیند آن ذات خالق است در ذات خالق بودن معنی ندارد رازقیت معنا ندارد علم معنا ندارد قدرت معنی ندارد هیچ كدام در ذات معنی ندارد آثار ذات یعنی شما ذات را پایین آورده اید از ذات فی حد نفسه علم انتزاع می كنید؟ نه! قدرت انتزاع می كنید؟ نه! ولی چون می بینید اینها اوصاف ذات هستند ذات علیم، ذات قدیر، ذات حی، ذات رئوف، ذات خالق این در مقام بروز و صفت خارج ذات است چطور راجع به انسانیت گفتیم لا اقتضاء جزئیت وكلیت است ذات فی حد نفسه نه اقتضای علم می كند نه قدرت نه حیات نه رزق نه هیچی ولی اقتضای احدیت هم نمی كند؟ نه! ذات در مرحله ای كه هست مساوی احدیت است نه علم معنای احدیت و یكی بودن مساوی هویت نیست؟

