اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ماهیت و تفسیر آن در فلسفه اسلامی

تحلیل نسبت میان وجود، ماهیت و تشخص در عالم هستی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم ماهیت و جایگاه آن در نظام هستی می‌پردازند. بحث با واکاوی مفهوم «ما بِهِ الشیءُ هو هو» آغاز می‌شود؛ پرسشی که به دنبال یافتن عامل تشخص و تمایز اشیاء از یکدیگر است. استاد با بهره‌گیری از مبانی فلسفی و عرفانی، دو پاسخ متفاوت را برای این پرسش بررسی می‌کنند: نخست، وجود که قوام‌بخش و محقق‌کننده اشیاء است و دوم، ماهیت که با حدود و قیود خود، مرزهای تمایز را میان موجودات ترسیم می‌کند. در ادامه، با استفاده از تمثیل‌های ساده و ملموس، تفاوت میان اعتبارات ذهنی و واقعیت‌های تکوینی روشن می‌شود. این جلسه با تأکید بر اینکه هرچه انسان از قیود ماهوی و انانیت‌های اعتباری فاصله بگیرد، به حقیقت وحدت وجود نزدیک‌تر می‌شود، به پایان می‌رسد تا مخاطب دریابد چگونه حذف موانع ذهنی، راه را برای درک عمیق‌تر حقیقت هستی هموار می‌سازد.

ماهیت و تفسیر آن در فلسفه اسلامی

9
  • بادمجان تلخ

  • بچه‌ها بهتر از ما وحدت وجود را درک می‌کنند و بهتر از ما تجرد را می‌فهمند. هرچه سن ما بالاتر می‌رود مثل بادمجان تلخ‌تر می‌شویم! کسی رفت آلو بخرد به او بادمجان کوچک و تلخ دادند آن را چشید تلخ بود، رفت بعد از مدتی آمد بادمجان‌ها بزرگ شده بود و بادمجان تلخ به او دادند آن را چشید دید تلخ‌تر شده است، گفت: خاک برسرت هرچه بزرگ‌تر می‌شوی تلخ‌تر می‌شوی! داستان اعتبارات ما هم همین است؛ هرچه بزرگ‌تر می‌شویم بر دایرۀ ماهیات اضافه می‌کنیم، بر دایرۀ حدودمان اضافه می‌کنیم، دائماً تو و منی‌ها را اضافه می‌کنیم، مرزها و حاجب‌ها را زیاد می‌کنیم، حریم‌ها را برای خودمان پیچیده‌تر و محکم‌تر می‌کنیم و درهم فشرده‌تر می‌کنیم و کلاف را در خودمان اضافه می‌کنیم. این برای چیست؟ برای این است که از تجرد دور می‌شویم ولی اگر بخواهیم به آن تجرد نزدیک شویم باید یک‌به‌یک حذف کنیم و حذف که می‌کنیم احساس هم‌بستگی می‌کنیم. تابه‌حال با طرف کینه داشتیم حالا نگاه می‌کنیم می‌بینیم کینه نداریم، چطور شد؟! یک ماهیت کنار رفت یک حد کنار رفت. تابه‌حال بین خود و او رو دربایستی داشتیم و از طرف دیگری می‌رفتیم که ما را نبیند ولی الآن با او برخورد می‌کنیم و معانقه هم می‌کنیم. چطور شد؟! تا یک ماه پیش این‌طور نبودیم الآن چرا این‌طوری هستیم؟! چون نزدیک شدیم، یک پرده را کنار زدیم، یک مانع را از سر راه خودمان برداشتیم. این در مسائل اعتباری است.

  • در مسائل واقعی و حقیقی نیز همین‌طور است و می‌شود این مطالب را تصور کرد، اینها هست‌ها! این واقعیات هست! اگر این قضیه را که در جهت اعتباری عرض کردم بیایید در ماهیات تکوینی و سلسلۀ مراتب، از صورت و ماده و بعد به صورت و [مثال و بالاتر] پیاده بکنید به اصل وجود و خدا می‌رسید یعنی آن وجود بالصرافه که همان حقیقت وحدت وجود است برای شما از قنطرۀ اعتباریات به حقیقت و به واقعیت شما را رسانده است. چقدر زیبا و لطیف می‌توانیم این تمثیل را بیاوریم و آن جهت واقعی را در آنجا برای خودمان مجسّم کنیم. بزرگان این‌طور ما را آوردند و به این قضیه راهنمایی کردند. دیگر خیال می‌کنم مطلب تفکیک شده است و این مقدار کافی باشد. مقداری از عبارت باقی ماند بخوانیم.