
ماهیت و تفسیر آن در فلسفه اسلامی
تحلیل نسبت میان وجود، ماهیت و تشخص در عالم هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم ماهیت و جایگاه آن در نظام هستی میپردازند. بحث با واکاوی مفهوم «ما بِهِ الشیءُ هو هو» آغاز میشود؛ پرسشی که به دنبال یافتن عامل تشخص و تمایز اشیاء از یکدیگر است. استاد با بهرهگیری از مبانی فلسفی و عرفانی، دو پاسخ متفاوت را برای این پرسش بررسی میکنند: نخست، وجود که قوامبخش و محققکننده اشیاء است و دوم، ماهیت که با حدود و قیود خود، مرزهای تمایز را میان موجودات ترسیم میکند. در ادامه، با استفاده از تمثیلهای ساده و ملموس، تفاوت میان اعتبارات ذهنی و واقعیتهای تکوینی روشن میشود. این جلسه با تأکید بر اینکه هرچه انسان از قیود ماهوی و انانیتهای اعتباری فاصله بگیرد، به حقیقت وحدت وجود نزدیکتر میشود، به پایان میرسد تا مخاطب دریابد چگونه حذف موانع ذهنی، راه را برای درک عمیقتر حقیقت هستی هموار میسازد.
ماهیت و تفسیر آن در فلسفه اسلامی
2من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان *** قـال و مقال عالـمی میکشـم از برای تو1 حافظ همین را میگوید و همه یک حرف است و همه یک ادراک داشتند. همه یک فهم برایشان حاصل شده است! البته نهاینکه بخواهند از زیر بار مسئولیت دربروند، از زیر بار مسئولیت دررفتن هنر نیست؛ به طرف مسئولیت بدهند، برود کنار بنشیند و نگاه کند! اینکه هنر نیست بلکه یک نوع اظهار ضعف است. بحث این است که انسان برای خودش مسئولیت کاذب ایجاد کند، تکلیف کاذب ایجاد کند، مسئولیتی که خدا به او نداده او تصوّر کند که مسئول است، میگویند: ما دیدیم بار زمین میماند، آمدیم برداشتیم. از کجا میدانی بار زمین میماند؟! به تو وحی شد؟! جبرئیل به شما گفت که این بار را بردار والاّ زمین میماند و آفتاب میخورد و میپوسد؟! میگویند که اگر ما مرجعیت را قبول نمیکردیم مردم میماندند! اصلاً به تو چه ربطی دارد؟! مردم بهخاطر نماز و روزه که منتظر تو نبودند که انجام بدهند! تو از کجا این را درک کردی؟! واقعاً آدم باید برای این درک حجت و مستند داشته باشد. میگوید که من خیال کردم! شاید خیال شما بیجهت بود! اگر از حجت شرعی به این مطلب رسیدی بسیارخوب اشکال ندارد، حجت شرعی هم یا قطع است و یا انکشاف از باطن است، یکی از این دوتا است؛ انسان قطع پیدا کند که باید به تکلیف عمل کند یا از راه باطن برسد، که آنهم حجت است مثلاً حضرت پیغامی دادند یا در حالی منکشف کردند که باز انکشاف حضرت در حال هم باید مستند شرعی داشته باشد، چون ممکن است شیطان تمثّل کند.
بنده همین الآن اطلاع دارم که عدهای طبق دستور حضرت، دارند عمل حرام انجام میدهند، همین حرامی که رسالۀ عملیّه هست، دیگر از این واضح تر؟! آیا این حضرت است یا شیطان است؟! شیطان است که تمثّل میکند. اینجا باید مایز و فارق باشد و تشخیص بدهد که این صورت منکشفه صورت شیطانی است و صورت رحمانی نیست. فرض کنید صورت رحمانی بوده و حضرت این مسئله را گفتند، بسیارخوب تمام شد و خودشان هم پشتش را دارند. اگر او گفته پشتش را دارد والاّ اینکه میگویند: من خیال میکنم و به نظرم رسیده است، چیست؟! ما چه کسی هستیم که خیال کنیم و به نظرمان برسد؟! چطور به نظر شما نرسیده که بلند شوید بروید کار کنید؟! بروید صبح تا شب کار کنید و پولتان را به فقرا بدهید؟! چطور این به نظر شما نمیرسد؟! چون زحمت دارد! یک علی علیهالسّلام پیدا میشود که چاه میکند و بیل میزند و قنات راه میاندازد و بعد هم وقف فقرا میکند.
- . دیوان حافظ (قزوینی)، غزل 411.
