اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ماهیت و تفسیر آن در فلسفه اسلامی

تحلیل نسبت میان وجود، ماهیت و تشخص در عالم هستی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم ماهیت و جایگاه آن در نظام هستی می‌پردازند. بحث با واکاوی مفهوم «ما بِهِ الشیءُ هو هو» آغاز می‌شود؛ پرسشی که به دنبال یافتن عامل تشخص و تمایز اشیاء از یکدیگر است. استاد با بهره‌گیری از مبانی فلسفی و عرفانی، دو پاسخ متفاوت را برای این پرسش بررسی می‌کنند: نخست، وجود که قوام‌بخش و محقق‌کننده اشیاء است و دوم، ماهیت که با حدود و قیود خود، مرزهای تمایز را میان موجودات ترسیم می‌کند. در ادامه، با استفاده از تمثیل‌های ساده و ملموس، تفاوت میان اعتبارات ذهنی و واقعیت‌های تکوینی روشن می‌شود. این جلسه با تأکید بر اینکه هرچه انسان از قیود ماهوی و انانیت‌های اعتباری فاصله بگیرد، به حقیقت وحدت وجود نزدیک‌تر می‌شود، به پایان می‌رسد تا مخاطب دریابد چگونه حذف موانع ذهنی، راه را برای درک عمیق‌تر حقیقت هستی هموار می‌سازد.

ماهیت و تفسیر آن در فلسفه اسلامی

10
  • إنَّ الأمورَ الّتی تَلینا لِکلٍ مِنها ماهیةٌ و إنیّة و الماهیةُ ما بِه یجابُ عن السؤال بِما هو، کَما أنَّ الکمیّةَ ما بِه یجابُ عن السؤال بِکمّ هو فلا یکون إلاّ مفهوماً کلّیّاً.1

  • تعریف إنیّت

  • اموری که در اطراف خود داریم و در دوروبر ما هستند هرکدام ماهیتی دارند و إنیّتی دارند. إنیّت یعنی همان هستی. معنای ماهیت این است که آن عبارتی که در سؤال از ما هو می‌آوریم اسمش ماهیت است. کمیّت چیست؟ آنچه که در جواب کَم هو می‌آید؛ چند عدد است؟! می‌گویید که پنجاه عدد است. بنابراین این ما یجابُ بِه یک مفهوم کلی است و مفهومی عام است و یک فرد خاص را شامل نمی‌شود. شما در مفهوم کمیّت از یک تا بی‌نهایت می‌توانید تصور کنید، در مفهوم ماهیت هم همین‌طور است؛ ماهیت بر همۀ مصادیق شامل می‌شود. ما هو؟ حیوانٌ ناطقٌ؛ زیدٌ، عمروٌ، بکرٌ، خالدٌ و همۀ دنیا از حضرت آدم تا روز قیامت همۀ اینها می‌توانند مصداق ماهیت قرار بگیرند. پس این مفهوم کلی می‌شود.

  • و لا یَصدق علی ما لا یُمکن معرفتَه إلاّ بالمشاهدة، و قد یُفسَّر بِما به الشیءُ هو هو فَیُعمُّ الجمیعَ و التفسیرُ لفظیٌ فلا دورَ.2

  • این ما یجاب صدق نمی‌کند مگر بر آنچه که معرفتش ممکن نیست مگر به مشاهده، فقط بر او صدق می‌کند و نه بر هر چیزی. همان‌طور که گفتیم در پاسخ این سؤال آورده می‌شود. هم شامل وجود و هم شامل ماهیت می‌شود.

  • ایشان می‌فرمایند که تفسیر حقیقی نیست زیرا در تفسیر حقیقی ماهیّت شیء برای یک تعریفی آورده می‌شود درحالی‌که در اینجا ماهیتی نداریم فقط در اینجا یک مفهوم هست. وقتی ماهیت را تفسیر می‌کنیم آیا خود ماهیت هم ماهیت دارد؟! خود همین جنس و فصل دارد؟! معنا ندارد که مفهوم ماهیت جنس و فصل داشته باشد! ماهیت یعنی خود ذات!

  • پس تفسیر ما تفسیر مفهومی و لفظی است و دور لازم نمی‌آید. چون کسی ممکن است بگوید که شما در تفسیر ما هو همین ماهیت را می‌آورید، می‌گوییم که ما هو چیست؟ می‌گوید: ماهیت است، پس همین لفظ را در اینجا تکرار کردید. معرفت ما هو مترتب بر معرفت ماهیت است و معرفت در خود ماهیت هم ما هو درنظر گرفته می‌شود پس دور می‌شود. نه، این دور نیست و تفسیر لفظی است و نقل لفظ به لفظ است و دور معنی ندارد.

    1. الحکمة المتعالیة، ج 2، ص 5 و 6.
    2. همان