اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ماهیت و تفسیر آن در فلسفه اسلامی

تحلیل نسبت وجود و ماهیت در تحقق اشیاء خارجی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم «ماهیت» و جایگاه آن در فلسفه می‌پردازند. بحث با تفکیک ماهیت لابشرط و ماهیت موجود در اشیاء آغاز شده و به نقد دیدگاه‌های رایج درباره تعریف ماهیت در پاسخ به پرسش «ما هو» می‌رسد. استاد با عبور از تعابیر ظاهری، به تحلیل این نکته می‌پردازند که چگونه وجود، قوام‌بخشِ ماهیت است و ماهیت به‌تنهایی فاقد قدرت تحقق خارجی است. در ادامه، با استفاده از مثال‌های ملموس و استناد به مبانی اصالت وجود، چگونگی تنزل حقیقت وجود به مراتب مختلف و قابلیت آن برای پذیرش صور گوناگون تبیین می‌شود. این جلسه با هدف رفع ابهامات موجود در درک رابطه میان وجود و ماهیت و تبیین وحدت وجود در قالب مشاهدات و استدلال‌های فلسفی، به بررسی دقیق این مسئله حیاتی می‌پردازد تا مخاطب بتواند جایگاه صحیح ماهیت را در نظام هستی دریابد.

ماهیت و تفسیر آن در فلسفه اسلامی

1
  • درس پانصد و نود و هفتم

  • بحث ماهیت و تفسیر ماهیت (2)

  • أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم

  • بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم

  • بحث دربارۀ ماهیت و تفسیر ماهیت است و با سؤالاتی که مطرح شد به نظر رسید بیان ما در جلسۀ گذشته آن‌طوری که بایدوشاید نبود و ناقص بود و نسبت به آن اشکال و ایرادی که به تفسیر دوم مرحوم آخوند و مرحوم علامه داشتیم روشن نشد.

  • تقسیم ماهیت به دو قسم

  • اگر یاد شریف رفقا باشد در مباحث سال گذشته در قسمت ماهیت عرض شد و احتمالاً بعداً هم این قضیه به‌طور جدی خواهد آمد که ماهیت چیزی سواء وجود نیست و مسئلۀ ماهیت عبارت از تشخص وجود است منتها ماهیت به دو قسم تقسیم می‌شود؛ یک ماهیت، ماهیت کلی و سعی است که همان است که در تعریف از آن به عدم قبول کلیت یعنی لابشرط بودن نسبت به کلیت و جزئیت و قلّت و کثرت و سایر اوصاف تعبیر می‌شود که گفته می‌شود که ماهیت نه متصف به کلیت است و نه جزئیت و صحیح هم همین است یعنی نسبت به کلیت، جزئیت، امکان، وجوب، امتناع، عدم امتناع و سایر اوصافی که آن اوصاف را برای ماهیت موجوده می‌آوریم لابشرط است و ماهیت اقتضای هیچ‌کدام از اینها را نمی‌کند یعنی لابشرط است؛ هم ممکن است که ماهیت متصف به کلیت شود مانند انسان کلی و حیوان کلی و هم ممکن است متصف به کیفیت باشد مانند ماهیت زید و ماهیت عمرو که عبارت از همان حدود وجودی خود آنها است.

  • در اینجا در ماهیت یک معنای لابشرط اخذ شده است همان‌طوری‌که وجود و عدم هم وصف برای ذات ماهیت نیست بلکه ماهیت نسبت به وجود و عدم علی‌السویٰ است الماهیةُ مِن حیث هی لا لَیس و لا أیسٌ این نسبت به هر کدام‌یک از این دو، لا اقتضاء است و این یک نوع از ماهیت است.

  • ماهیت دوم عبارت از همان حدود وجودی موجود متشخص است که این ماهیت است که همان حدود وجودی که اول به صورت جنس و فصل مطرح بود الآن به صورت ماده و صورت مطرح است و همین ماده و صورت است که شیئیت شیء را تشکیل می‌دهد. پس وقتی می‌گوییم که الآن این شیء اینجا وجود دارد یعنی ماهیت محدوده دارد، وقتی می‌گوییم که زید در اینجا وجود دارد یعنی ماهیت محدوده دارد. ماهیت سِعی لابشرط در اینجا قبول جزئیت کرده است نه‌اینکه در ماهیت کلیت یا جزئیت خوابیده است که جمع بین متقابلین باشد. این ماهیت لابشرط است و نسبت به کلی و نسبت به جزئی هیچ اقتضایی ندارد.